او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند (زودتر)!

او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند (زودتر)!

خدایا ما را از منتظران حقیقی اش قرار ده به حق هشت و چارَت...
او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند (زودتر)!

او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند (زودتر)!

خدایا ما را از منتظران حقیقی اش قرار ده به حق هشت و چارَت...

وبلاگ بیداری اندیشه هک شد

وبلاگ بیدار گر و روشنگر بیداری اندیشه هک  شد !! 

هک کردن این وبلاگ نشان از نهایت عجز و ضعف تاریک اندیشان و یهودیان بی صفت و جیره خواران حقیر آنها است 

 

فعالیت های مربوط به این وبلاگ را تمام دوستان می توانند در تالار گفتگوی بیداری اندیشه دنبال نمایند  

 

خدا نور خود را غلبه می دهد ولو موجوب خشم مشرکین و معاندین حق باشد!!!!!!

آخرین دولت (مقاله ویژه!!!)

 سلام رفقا

آخرین دولت

------------------------

در اندیشه مهدوی مباحث متعدد و متفاوتی مطرح می شود. یکی از مهمترین آنها، مسئله «دولت مهدوی» است که دامنه گسترده ای هم دارد و به همین جهت تعبیرهای مختلفی از این دولت در ادبیات دینی ( به خصوص ادبیات شیعه) شده است که هر کدام از تعبیرها به جنبه ای از جنبه های متعدد حکومت مهدویت اشاره دارد. برخی از تعبیرهایی که در روایات در مورد دولت و حکومت امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه شریف) آمده به شرح زیر است:

- دولت جهانی، دولت عدالت، دولت کریمه،  دولت صالحان،  دولت حق،  دولت مستضعفان،  دولت امنیت،  دولت رفاه یکی دیگر از تعبیرهایی که از دولت مهدوی شده ولی کمتر توجه قرارگرفته ، تعبیر آخرین دولت است.

در این نوشتار برآنیم که تا در این باره سخن بگوییم. در این بحث سه مسئله مطرح خواهد شد،

 یکی  این که منشأ  تعبیر آخرین دولت چیست؟

دیگری این که معنی آخرین دولت چیست؟

سوم این که علت آخر بودن دولت مهدوی کدام است؟

- منشأ تعبیر آخرین دولت

این تعبیر در کلمات نورانی معصومان (علیه السلام) وجود دارد. امام باقر (علیه السلام) می فرمایند.

دولتنا آخر الدول .

دولت ما آخرین دولت است.

سپس در پایان کلام خویش می فرمایند:

و هو قول الله عز و جل : «والعاقبه للمتقین» [1] [2]

این همان سخن خداوند است که می فرماید: عاقبت از آن پرهیزکاران است.

همچنین روایت شده که امام صادق (ع) در بسیاری از اوقات این شعر را زمزمه می کردند که :

لکل اناس دوله یرقبونها

و دولتنا فی آخر الدهر تظهر [3]

هر مردمی را دولتی است که منتظر آن هستند و دولت ما در پایان روزگار آشکار می شود.

در پاره ای از روایات، این حقیقت با عبارت «عاقبت از آن ما خواهد بود» آمده و آیه شریفه «والعاقبه للمتقین» به همین حقیقت تفسیر شده است،

امام حسن (علیه السلام) نیز این حقیقت را یاد کرده اند و امام علی (علیه السلام) آن را تایید نموده اند.

ابن سیرین می گوید:

از تنی چند از بزرگان بصره شنیدم که گفتند: علی بن ابیطالب (علیه السلام) پس از جنگ جمل ناخوش گردید و نتوانست در نماز جمعه شرکت کند. لذا به فرزندش حسن (علیه السلام) فرمود: تو برو و نماز جمعه را با مردم بخوان.

حسن (علیه السلام) به مسجد آمد و بر فراز منبر رفت. او ابتدا حمد و ثنای الهی را به جای آورد، شهادتین گفت، بر رسول خدا درود و صلوات فرستاد و فرمود :

ای مردم! خداوند، نبوت را در میان ما قرار داد و ما را بر خلق خویش برگزید و مقدم داشت و کتاب و وحی خود را بر ما فرو فرستاد. به خدا قسم که هر کس چیزی از حق ما کم گذارد، خداوند در دنیا و آخرت از حق او بکاهد، و هیچ دولتی ضد ما نباشد، مگر این که عاقبت از آن ما باشد.

آنگاه این آیه را خواند که :

«و لتعلمن نباه بعد حین ؛ [4] و قطعاً پس از چندی خبر آن را خواهید دانست. در این کلام، امام حسن (علیه السلام) با بیان این جمله که عاقبت از آن ما است، به این حقیقت توجه می دهند که دولت اهل بیت، دولت آینده است. جالب این که امام علی (علیه السلام) سخنان فرزندشان را می شنیدند . پس از اتمام مراسم نماز و بازگشت امام حسن (علیه السلام) ، امام علی (علیه السلام) به او نگاهی کرد و بی اختیار، اشکهایش بر گونه هایش جاری شد و از فرزندش خواست که نزدیک آید و میان چشمانش را بوسید و این آیه را خواند که :

ذریه بعضها من بعض والله سمیع علیم. [5] [6]

فرزندانی بودند، برخی از نسل برخی دیگر پدید آمده، و خدا شنوا و داناست.

این برخورد امام علی (علیه السلام)، حکایت از تأیید سخن امام حسن (علیه السلام) دارد. همچنین نقل شده که در خطبه دیگری نیز امام حسن (علیه السلام) همین جملات را درباره دولت اهل بیت بیان کردند. [7]

از امام باقر (علیه السلام) نیز نقل شده که ایشان دولتهای دیگر را دولت حال نامیده اند و دولت اهل بیت را (دولت آینده )

ابوبکر حضرمی می گوید:

وقتی امام باقر (علیه السلام) را نزد هشام در شام بردند، هشام اهل بیت (علیه السلام) را به تفرقه افکنی متهم ساخت و بدین وسیله امام را بسیار توبیخ کرد. به دنبال وی حاضران مجلس نیز به نکوهش امام (علیه السلام) پرداختند. وقتی آنان خاموش شدند، امام باقر(علیه السلام) برخاست و فرمود: ایها الناس، این تذهبون؟ او این یرادبکم ؟ بنا هدی الله اولکم و بنایختم آخرکم. فان یکن لکم ملک معجل فان لنا ملکا موجلا. ای مردم به کجا می روید؟ و شما را به کجا می برند؟ به وسیله ما بود که خداوند پیشینیان شما را هدایت کرد و هدایت آیندگان شما نیز به وسیله ما انجام می شود. اگر شما سلطنت اکنون را دارید، حکومت ما حکومت آینده است. [8]

از آنچه تاکنون نقل کردیم به خوبی روشن می شود که اهل بیت (علیه السلام) از دولت حضرت مهدی (علیه السلام) به عنوان آخرین دولت یاد کرده اند. اکنون دو سوال مطرح است :

 نخست ، آخرین دولت بودن به چه معنا است؟

و دوم ، علت آخرین بودن دولت حضرت مهدی (ع) چیست؟

در پرسش اول می خواهیم بدانیم منظور از صفت «آخرین» بیان مفهوم زمانی است یا فکری و اندیشه ای؟!

در مراجعه به روایات و با استفاده از آیات قرآن ، می توان فهمید که هر دو مفهوم آن مراد است، یعنی وقتی می گوییم حکومت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه شریف) آخرین دولت است، هم به این معنی است که آخرین و مترقی ترین اندیشه در باب حکومت و زمامداری است و هم به این معنی است که پس از آن دولت دیگری حاکمیت نمی یابد و تا پایان تاریخ ادامه می یابد.

امام باقر (ع) به دنبال این که می فرمایند:

دولت ما آخرین دولت است، چنین ادامه می دهند:

و لم یبق اهل بیت لهم دول الا ملکلوا قبلنا. [9]

هیچ خاندان دارای حکومتی باقی نمی ماند، مگر این که قبل از ما به حکومت می رسند. امام صادق (علیه السلام) نیز در همین رابطه می فرمایند:

ما یکون هذا الامر حتی لا یبقی صنف من الناس الا و قد ولوا علی الناس ... ثم یقوم القائم بالحق و العدل. [10]

این امر (حکومت ما اهل بیت) فرا نرسد تا اینکه همه گروهها بر مردم حکومت کرده باشند ... آنگاه قائم (ع) قیام می کند و حق و عدالت را بر پا می دارد.

کلام امام صادق (علیه السلام) وضوح بیشتری دارد. آنچه از این دو حدیث بر می آید این است که همه گروهها و صاحب نظرانی که درباره حکومت، ایده و نظریه ای دارند، به حکومت می رسند و پس از همه آنها نظریه امامت، حاکمیت می یابد.

این بدین معنی است که اولاً هر نظریه ایی که به اندیشه بشر برسد، حاکمیت می یابد و ثانیاً روزگاری فرا رسد که فکر بشر، سخنی برای گفتن ندارد ؛ آنگاه نظریه امامت حاکمیت می یابد.

 بنابراین، آخرین دولت یعنی آخرین نظریه ای که حکومتی بر مبنای آن تشکیل می شود و پس از آن نظریه دیگری وجود نخواهد داشت و همچنین از برخی دیگر از روایات، مفهوم زمانی را نیز می توان فهمید و براین اساس دولت اهل بیت، هم از نظر اندیشه آخرین است و هم از نظر زمانی؛ امام باقر (علیه السلام) پس از آن که در دربار هشام فرمودند «دولت شما دولت حال است و دولت ما دولت آینده» تصریح می کنند که :

و لیس بعد ملکنا ملک ؛ لاف نّا اهل العاقبه ، یقول الله عز و جل : «و العاقبه للمتقین». [11]

و بعد از حکومت ما حکومتی نباشد؛ زیرا ما همان کسانی هستیم که عاقبت از آنان است، خداوند می فرماید: «سرانجام نیک از آن پرهیزکاران است.»

در این حدیث دو نکته قابل توجه وجود دارد، یکی تصریح به این که پس از حکومت اهل بیت، حکومت دیگری وجود نخواهد داشت و دیگری مستند نمودن این ادعا به این شریفه نیز به دست می آید و با تکیه بر آن ، گذشته از حدیث، آیه نیز می تواند آخر بودن زمانی را گواهی دهد. جالب این که این جمله از قرآن کریم،فراز پایانی آیه ای است که در آغاز آن چنین آمده است:

ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده.

زمین از آن خداست و به هر کس از بندگانش که بخواهد آن را به میراث می دهد.

همانگونه که می دانید این فراز از آیه ، نیز مربوط به حکومت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است امام باقر (ع) می فرمایند:

وجدنا فی کتاب علی علیه السلام «ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبه للمتقین» انا و اهل بیتی الذین اورثنا الله الارض و نحن المتقون و الارض کلها لنا.

در کتاب علی ، که بر او درود باد، [در ذیل آیه] «زمین از آن خداست و به هر کس از بندگانش که بخواهد آن را به میراث می دهد. و سرانجام نیک از پرهیزگاران است » چنین یافتیم که :

«من و اهل بیتم همان کسانی هستیم که خداوند زمین را به ما ارث می دهد و مائیم پرهیزکاران و زمین تماماً از آن ما است.» [12]

] یک توضیح کوتاه درباره ی کتاب علی (علیه السلام): همانطور که می دانید مولا علی از کاتبان وحی بوده اند، در زمان نزول آیات، امیر المؤمنین به دستور پیامبر بعد از نزول هر آیه ، شأن نزول آیه ، تأویل آیه ، تفسیر آیه و محکم و متشابه و ظاهر و باطن و... هر آیه را که رسول الله به شخص ایشان توضیح داده در آن نوشته بودند و پس از فوت پیامبر در هنگام اعلام فرمان جمع آوری قرآن از سوی خلیفه آن را به مردم ارائه دادند که با رد وعدم پذیرش خلیفه و اطرافیانش آن را به خانه برگرداندند و شیعیان و نزدیکان اعلام کردند که این کتاب را در دیگر منظر عموم نخواهید دید تا ظهور فرزندم مهدی و ایشان آن را پس از خود به امام حسن (علیه السلام) سپردند و دست به دست آمده و امروز هم در اختیار مولایمان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.

 حال باید به این پرسش پرداخت که چرا این دولت ، آخرین دولت است؟!!!!

در برخی از روایاتی که در آنها مسئله آخرین دولت بودن حکومت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مطرح شده ، علت آن نیز تبیین شده است. مثلاً امام باقر (علیه السلام) پس از آن که می فرمایند دولت ما آخرین دولت است و پیش از آن ، همه صاحبان قدرت و اندیشه به حکومت می رسند، در بیان علت آن می فرمایند:

... لئلا یقولوا اذا راواسیرتنا: اذا ملکنا سرنا مثل سیره هولاء !

... تا وقتی شیوه حکومت ما را دیدند، نگویند: اگر ماهم به حکومت می رسیدیم، به شیوه اینان رفتار می کردیم. [13]

همچنین امام صادق (ع) پس از آن که می فرمایند پیش از برقراری دولت و ما همه گروهها به حکومت می رسند، علت این تقدم و تاخر را چنین بیان می دارند:

حتی لا یقول قائل «انالو ولینا لعدلنا» ثم یقوم القائم بالحق و العدل.

تا کسی نگوید: اگر ما هم به حکومت می ر سیدیم به عدالت رفتار می کردیم، سپس برپا کننده حق و عدل قیام می کند. [14]

از مجموع این احادیث چنین بر می آید که علت تاخر دولت امامت، اتمام حجت تاریخی و عملی است. باید بشر به تجربه دریابد که راه عدالت جز از طریق اهل بیت نمی گذرد و برقراری عدالت جز به دست مردان عدالت پیشه و امامان معصوم ممکن نیست.

همانطور که در مقاله ی حقیقت ایمان هم اشاره شد ((لا اکراه فی الدین))، مردم خودشان باید برسند به این که خیر دنیا و آخرتشان پذیرفتن ولایت ولی الله الاعظمِ خداست و تا به این رشد عقلی و حد پذیرش نرسند ظهور محقق نمی شود. مطالب بسیار نغزی در این مورد در مقاله آخرالزمان شرایط ظهور باطن هستی، تألیف استاد طاهر زاده آمده که مطالعه ی آن در کنار این مقاله تصویر روشنی از واقعه ی ظهور را إن شاءالله در ذهن خوانندگان و رفقای گرامی پدید می آورد.

اما یک نکته ی دیگر در این باره

همه شما إن شاءالله دعای عهد را خوانده اید و می خوانید، فراز معروفی در این دعا هست که:

ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاس (به واسطه ی آنچه که مردم کسب کرده اند، فساد در خشکی و دریا آشکار گشته) نکته ی بسیار مهمی در باره ی عبارت بما کسبت أیدی ناس وجود دارد که بالاخره باید بفهمیم که مردم چه چیزی را کسب کرده اند تا به وسیله ی آن در خشکی و دریا ، به این مقیاس عظیم فساد تولید کنند تا حدی که آشکار شود؟ که فعلاً مجال پرداختن به این عبارت را ندارم اما آنچه در این عبارت بسیار مهم است این است:

در حقیقت این عبارت قسمتی از یک آیه ی قرآن است که ادامه ی آن در دعا نیامده، ادامه ای که بسیار بسیار جالب است. آیه کامل این است:

ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ (41- روم)

به واسطه ی آنچه که مردم کسب کرده اند، فساد در خشکی و دریا آشکار گشته تا خدا هم کیفر بعضى اعمالشان را به آنها بچشاند، باشد که باز گردند. (41)

از رنسان به این طرف بشر به یک باره بی خیال ربوبیت خدا میشود و می گوید خدایا هستی یا نیستی من باهات کاری ندارم ، من میخوام خودم، خودم را ربوبیت کنم ، به هر شکل که به عقل خودم میرسد دلم می خواهد در عالم دخل و تصرف کنم و تغییرو تحول بدم ، قوانین زندگی اجتماعی را خودم به میل خودم بنویسم و جهانی را بسازم ، زاده ی میل و خواست خودم ، با قائده ی کلی لا اکراه فی الدین و قد تبین الرشد من الغی بشر آزاد گذاشته شد برای به فعلیت در آوردن نیاتش در این عالم، البته هر شخص و امت و اجتماعی می توانند هر گونه که خواستند زندگی کنند اما باید بهای این مدل زندگی را هم بپردازند و معنی این قسمت آیه که (کیفر بعضی اعمالشان را می چشاند) هم همین است. اما رفته رفته بشر می فهمد که نمی تواند بدون وحی و هدایت خدا به سعادت حتی دنیایی رسید و اینجاست که( لعلهم یرجعون ) یعنی (باشد که باز گردند) رخ می دهد و تشنه و پذیرای امر ظهور می شوند.

تبیین این حقیقت که راه عدالت جز از طریق اهل بیت نمی گذرد در گرو توجه به این سه امر است:

نخست، عدالت  مهمترین نیاز بشریت است و امور دیگر فرع بر این اصل هستند و سامان جامعه بشری به برقراری عدل و  است و بدون آن نظام زندگی اجتماعی از هم می پاشد.

]یک توضیح درباره ی عدل: دوستان همانطور که می دانید معنای عدل یکسانی نیست، بلکه معنای عدل قرار گرفتن هر چیز سر جای خودش است. امروز خدا و احکام خدا در بین مردم سر جایش نیست ، قرآن خدا سر جایش نیست، ولی الله الاعظم خدا سر جایش نیست، نظام توضیع ثروت سرجایش نیست  و ... و با ظهور، همه ی این امور سر جایشان میرود به لطف خدا و برکت ولی اش [

دوم ، اجرای عدالت نیاز به مردان عادل دارد. هر دستی توان عدالت گستری ندارد. عدالت گستری نیاز به مردانی دارد که معصوم و از هرگونه هوس به دور باشند. مردان آلوده به هوس، به هوس رفتار می کنند نه به عدالت، آنکه به هوس رفتار می کند و پیرو هوای نفس خویش است، توان اجرای عدالت را ندارد، به همین جهت در اندیشه شیعی، یکی از شرایط امامت ، عصمت است.

]إن شاء الله در پستی مقداری  از 313 هم صحبت میکنیم و با حاکمان و والیان آینده دنیا آشنا می شویم. بالاخره باید دید یاران حضرت حجت چه کسانی هستند و چه ویژگی هایی دارند که تضمین کننده ی حاکمیت عدل در جهانند!!! [

سوم، عدالت گستری نیاز به عدالت پذیری دارد. این نکته نکته ی بسیار لطیف و دقیق و عظیمی است، بدون عدالت پذیری ، اجرای عدالت ممکن نیست. اگر امام عدالت گستر وجود داشته باشد ولی امت عدالت پذیر وجود نداشته باشد، عملیات عدالت گستری با شکست مواجه می شود. [15] و این امر یکی از مهمترین دلایل تأخیر در امر ظهور است چرا که عموم دنیا هنوز حقیقتآً طالب عدالت نیستند و با این مدل زندگی خو گرفته اند.

باتوجه به این سه امر، یک بار مسئله را مرور می کنیم: چون عدالت مهمترین نیاز بشریت است، خداوند هیچ گاه زمین را بدون امام عدالت گستر نگذاشته است. ولی از آنجا که حاکمیت عدالت، گذشته از وجود امام عدالت گستر، به عدالت پذیری ملت نیز نیاز دارد.

 سوال این است که اگر پذیرش عدالت و تحمل عدالت وجود نداشته باشد چه باید کرد؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 اولین اقدام روشنگری است . در این مرحله باید به روشنگری پرداخت و موقعیت پیش آمده را توضیح داد و عاقبت راه برگزیده شده را روشن ساخت تا حجت آگاهی عمومی وجود داشته باشد. ]و إن شاء الله همه ی ما هر کس بنا به امکانات و ظرفیت خود در این اقدام شرکت میکند[

اگر این اقدام نتیجه ای نبخشد و مردم عدالت پذیر نشوند، نوبت به گام دوم می رسد که «حجت عملی» است. در این گام  مردم آنچه را به آنها گفته شده است ولی نپذیرفته اند، در عمل مشاهده می کنند، در حقیقت در این جا قانون (لِیُذیقَهُمْ) یعنی(چشیدن نتیجه اعمال) عمل می کند و مردم بن بستها را می بینند و به تجربه درمی یابند که هیچ راهی برای تحقق عدالت، جز راه امامت وجود ندارد.

 به بیان دیگر اگر بشر راه خود را از راه امامت جدا ساخت و به هشدارها و اندرزهای امامان گوش نداد، به خود واگذار می شود تا آنچه را درست می پندارد، عمل کند و بپذیرد و در این راه دریابد که هیچ کدام کلید عدالت نیست. اگر بشر به تجربه درنیابد که هیچ راهی به عدالت ختم نمی شود و هیچ حاکمی توان اجرای عدالت را ندارد، مدعیانی پیدا خواهند شد که بگویند راه و روش و هدف ما همین است و بدین سان مردم را گمراه سازند. اما اگر هر کس و هر صاحب عقیده ای و هر گروهی آنچه را دارد بیان کند و به اجرا درآورد و عملاً ثابت شود که توان اجرای عدالت را ندارد، آنگاه وقتی دولت امامت شکل می گیرد، هیچ کس نمی گوید اگر ما هم می بودیم چنین می کردیم، و چنین ادعایی از هیچ کس پذیرفته نمی شود و خریداری نخواهد داشت.

این واقعیت تلخ، پیش از این در کلمات معصومین اعلام شده بود اما بشر به این هشدارها و اندرزها اهمیت نداد و با خیره سری، راه پرمخاطره آزمون و خطا را انتخاب کرد و هزینه های سنگین بسیاری را پرداخت و هنوز هم می پردازد و خواهد پرداخت. همه ایده ها حاکمیت یافتند و در عمل به بشر ثابت شد که هیچ کدام توان اجرای عدالت را ندارند. در نهایت پس از شکست همه ایده های ممکن، بشر با سرخوردگی و سرافکندگی درخواهد یافت که سعادت دنیا و آخرت او ، در اندیشه های آسمانی و نظام الهی است. این مفهوم همان سخن امام باقر و امام صادق (علیه السلام) است که فرمودند باید در عمل ثابت شود که هیچ کس توان اجرای عدالت را ندارد تا پس از آن عدالت گستر واقعی ظهور کند و زمین را پر از عدل و داد نماید، پس از آنکه از ظلم و ستم پر شده است. و البته این تأسف و درد جانکاه بر سینه بشر خواهد ماند که می شد این آزمون و خطا انجام نشود و بسیار زودتر از این بشر به عدالت دست یابد. چه می شود کرد که خود کرده را تدبیر نیست. [16]

شایان ذکر است که سخن بالا هرگز به معنای کنار گذاشتن هرگونه تلاش و کوشش برای برقراری عدالت در عصر غیبت نیست؛ که این خود اندیشه ای انحرافی و در تعارض با خواسته ائمه اهل بیت (علیه السلام) است، بلکه به این معناست که هیچ دولتی، اگر چه دولتی دینی، نمی تواند و نباید ادعا کند که توان برقراری عدالت کامل را به طور مستقل و منهای حاکمیت امام عصر (علیه السلام) را دارد. بنابراین - چنانکه از سیره قولی و عملی امام راحل (رحمت الله علیه) نیز برمی آید - مسلمانان باید در عصر غیبت هم خود عدالت گستری پیشه کنند و هم امیدوار به تحقق کامل عدالت به دست توانای امام مهدی (علیه السلام) باشند.

و منتظر واقعی کسی است که در درجه اول خود عادل باشد و سعی کند به عدالت برخورد کند و در حد توان به اقامه عدالت هم کمک کند و هر تلاشی که هر شخص در طول تاریخ برای اقامه کلمه توحید و برقراری عدل در تاریخ انجام داده باعث ثبت شدن نامش در خیل منتظران حقیقی و قرار گرفتنش در جبهه حق علیه باطل در طول تاریخ شده است.

باشد که همه ی ما از یاوران حضرتش باشیم

خدایا فرج امام زمان را تعجیل بخش و دلهای ما را پذیرای فرامینش که همانا فرامین توست قرار ده!!

یا علی و التماس دعای فراوان!!!!!

پی نوشت:

- سوره اعراف (7) آیه 128

- الغیبه ؛ طوسی ص 472 ، ح 493 روضه الواعظین. ص 291

- الامالی ،صدوق ص 396 ح 3 روضه الواعظین، ص 234 ، 293

- سوره ص (38) آیه 88

- سوره ال عمران (3) آیه 34

- الامالی، طوسی ، ص 82 خ 121 و ص 104، ح 159، بشارالمصطفی، ص 263 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4 ص 11

- مروج الذهب، ج 3 ص 9، نثر الدر، ج 1، ص 328

- الکافی ، ج 1 ص 471، ح 5

- الغیبه، طوسی ، ص 472 ، ح 293 نثر الدر، ج 1 ، ص 328.

- الغیبه ، طوسی ، ص 472 ، ح 493 روضه الواعظین، ص 291.

- الکافی ، ج 1 ، ص 471 ح 5

- سوره اعراف (7) آیه 128

- الکافی ، ج 1 ص 407 ج 1

- الغیبه ، طوسی ص 472 ، ح 493

- الغیبه ، نعمانی، ص 274 ح 53

- ر.ک : ماهنامه موعود، ش 35 ص 30

۳۱۳ نفر چه کسانی هستند؟!!

در مقاله آخرین دولت، اشاره شد که اجرای عدالت فقط و فقط از افراد عادل بر می آید!

در این پست می خواهیم به لطف خدا مقداری درباره ی یاوران عدالت گستر حضرت، که به 313 نفر معروفند اشاره کنیم:

در روایات آمده است که در بین 313 نفر ، 50 زن وجود دارد

«و یجئی والله ثلاث مائه و بضعة عشر رجلا فیهم خمسون امرئة یجتمعون علی غیر میعاد» .

سوگند به خد ا، سیصد و اندی نفر، بدون وعده پیشین گرد می آیند در میان آنان پنجاه زن است.

 «بحارالانوار»، 52: 223.

و از میان این 50 زن ،13 زن رجعت کنندگان در زمان قیام قائمند!

امام صادق فرمود: همراه قائم (آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم ) سیزده زن خواهند بود. گفتم آنها را برای چه کاری می‏خواهد؟

فرمود: به مداوای مجروحان پرداخته، سرپرستی بیماران را به عهده خواهند گرفت. عرض کردم: نام آنها را بفرمایید.

فرمود: قنواء( دختر رشید هجری)، ام ایمن، حبابه والبیه، سمیه( مادر عمار یاسر)، زبیده ام خالد احمسیّه، ام سعید حنفیه، صیانه ماشطه، ام خالد جهنّیه. و...(دلائل الامامة، ص260)  صیانه ماشطه در زمان حضرت موسی می‏زیسته است و مادر عمار یاسر در ابتدای بعثت به شهادت رسید.حبابه در زمان علی علیه السلام و قنواء در زمان امام حسن و امام حسین علیه السلام و بقیه در زمان‏های دیگر زندگی می‏کرده‏اند.

این گروه سیزده نفری، رجعت خواهند کرد و خداوند برای قدردانی از آنها، به برکت امام زمان آنها را زنده

خواهد کرد.

حال درباره ی یکی از این 313 تن که شاید کمتر درباره اش شنیده باشید یعنی صیانه ماشطه مطالبی عرض می کنم.

صیانه ماشطه

او یکی از همان سیزده بانویی است که در دولت حضرت مهدی علیه السلام زنده شده، به دنیا رجعت می کند. وی همسر حزقیل، پسر عموی فرعون، و شغلش آرایشگری دختر فرعون بود. او همانند شوهرش به پیامبر زمان خود، حضرت موسی، ایمان آورده بود امّا همچنان ایمان خود را پنهان می‏کرد.

نوشته‏اند: روزی وی مشغول آرایش دختر فرعون بود که شانه از دستش افتاد و بی اختیار نام خدا را بر زبان جاری ساخت. دختر فرعون گفت: آیا نام پدر مرا بر زبان آوردی؟ گفت: نه، بلکه نام کسی را بر زبان آوردم که پدر تو را آفریده است. دختر فرعون ماجرا را نزد پدر بازگو کرد و فرعون صیانه را احضار کرد و گفت: مگر به خداییِ من اعتراف نداری؟ گفت: هرگز! من از خدای حقیقی دست نمی‏کشم و تو را پرستش نمی‏کنم.

فرعون دستور داد تا تنور مسی برافروزند و همه بچه‏های آن زن را در حضورش در آتش افکنند. چون نوبت به طفل شیرخوارش رسید صیانه می‏خواست به ظاهر از دین برائت جوید که کودک شیرخوارش به زبان آمد و گفت: مادر صبر کن که تو بر حق هستی!

به دستور فرعون ابتدا سر نوزاد را روی سینه ی مادر گوش تا گوش بریدند و سپس آن زن و بچه شیرخوارش را در آتش افکنده، سوزاندند و خداوند در اثر صبر و تحمل آن زن در راه دین، او را در دولت امام مهدی زنده می‏گرداند تا هم به آن حضرت خدمت کند و هم انتقام خود را از فرعونیان بگیرد.

درباره حضرت سمیه، مادر عمار هم حتماً می دانید که ابوجهل بر تن او و همسرش زره آهنین کرد آنهم در زیر تیغ آفتاب صحرای سوزان عربستان تا دست از اعتقاد خود بردارند و پیامبر را ناسزا گویند اما آنها هرگز چنین نکردند در نهایت به دست ابوجهل بعد از شکنجه های فراوان به شهادت رسیدند.

(نمی دانم آیا دوستان مایلند درباره ی رجعت و چرایی اش هم مطالبی ارئه شود یا نه؟!!)

آری، اینها تنها نمونه هایی از یارانِ عدالت گسترِ دولت عدلند که قبلاً امتحان خود را پس داده و بر سر اقامه کلمه توحید رنجها کشیده اند.

در روایات نام بعضی از مردها هم که رجعت خواهند کرد، آمده که از آنها می توان به اصحاب کهف، سلمان و مالک اشتر نخعی اشاره کرد.

اینها عصاره و برگزیده ی موحدان و عدالت ورزانِ تاریخند که توحید و عدل را به رهبری حضرت حجت اقامه خواهند کرد.

آری، ثبت نام شدن در لیست یاوران حضرت نیاز به پشت سر گذاشتن امتحاناتی دارد تا عیار ایمان افراد مشخص شود.

امام صادق علیه السلام فرموداند: بخدا قسم شما شیعیان همچون شیشه شکسته میشوید، و شیشه را بعد از شکستن میتوان ذوب کرد و بصورت نخست برگرداند، به خدا قسم شما مانند سفال شکسته میشوید.  سفال بعد از شکسته شدن دیگر بصورت اول بر نمی گردد. به خدا قسم شما امتحان میشوید و غربال خواهید شد تا نیکان در غربال مانده و غیر نیکان بیرون بریزند چنانکه دانه تلخ از میدان گندم جدا میشود.                            بحارالانوار ج52 ص101

 از این سه تشبیه چنین استفاده می شود که شیعیان در زمان غیبت امام زمان، جمعی سخت گمراه می شوند و سپس توبه کرده و مثل شیشه شکسته بصورت نخست بر می گردند و دسته ای وقتی منحرف گشتند مانند سفال شکسته دیگر بصورت اول در نمی آیند و گروهی غربال شده خوبان و بدان از هم جدا می شوند.

دو ویژگی بسیار اساسی و مهمِّ تمام یاران عام و خاص حضرت صاحب الزمان یکی خلوص ایشان است و دیگری تواضع حقیقی اینان. اگر خداوند توفیق دهد در باره این دو صفت وآثاری که این دو صفت درپی خواهد داشت نیز مطالبی ارئه خواهد شد.

خدایا مارا یاری فرما تا دینت و ولی ات را یاری فرماییم.

با دیدن سه علامت منتظر آمدن مهدى باشید!!!

در غیبت نعمانى از امام محمد باقر علیه السّلام روایت میکند که فرمود: از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام از این آیه فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَیْنِهِمْ (زخرف -43) ( احزاب با هم اختلاف پیدا کردند)، سؤال شد

فرمود: با دیدن سه علامت منتظر آمدن مهدى باشید. راوى عرضکرد: یا امیر المؤمنین آنها چیستند؟

فرمود: اول اختلافى که در بین اهل شام پدید مى‏آید،

و آمدن پرچمهاى سیاه از خراسان

و وحشتى در ماه رمضان،

عرض شد وحشت ماه رمضان چیست؟ فرمود:

آیا این آیه را نشنیده‏اى که خدا در قرآن میفرماید: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ (شعراء-4) (اگر بخواهیم معجزه‏اى بزرگ از آسمان بر آنان نازل مى‏کنیم که فروتنانه و بى‏اختیار در برابرش گردن نهند،

وحشت صیحه ای است که از آسمان شنیده مى‏شود، بطورى که دختران از پرده‏ها بیرون مى‏دوند و آنها که خواب هستند بیدار میشوند، و آنان که بیدارند هراسان میگردند.

برو بگو مردم مرا فراموش کرده اند!

حضرت بقیة الله روحی فداه با حالتی خاص که گویای مظلومیت و سوز دل آن حضرت بود به یکی از طلاب فرمودند: ((چرا به مردم نمی گویی امام زمانم مظلوم است، برو بگو مردم مرا فراموش کرده اند، بگو امام زمانم غریب است، مردم به یاد من نیستند!))

همچنین در حای دیگری فرموده بودند: (( برای فرجم دعا کنید که اگر دعا کنید به اندازه ی چشم بر هم زدنی فرج کم خواهد رسید.))

 به خدا من ناراحتم، از دست خودم ناراحتم، از دست بی وفایی و سست ایمانیم ناراحتم، از این ناراحتم که چرا امام زمان باید زندانی بی وفایی محبینی چون من باشند.

خدایا من زورم به خودم نمی رسه به آبروی پنج تن آل عبا کمک کن تا بر سر پیمانم با امامم پایدار باشم و دینم را به هوس های زود گذر نفروشم و به آن چیزهایی مشغول شوم که تو به آن امر کرده ای  و رضایت تو به مشغول بودن به آن امور است.

چگونه از فتنه های آخرالزمان در امان بمانیم؟!!!

در یکی از سخنرانی هایی که حقیر شخصاً از آیت الله حائری شیرازی در حرم حضرت معصومه بعد از نماز عشای روز عرفه ی دو سال قبل شنیدم، ایشان به نکات بسیار جالبی اشاره کردند. از جمله این که:

در قدیم الایام کشاورزان گندم ها را درو می کردند بعد آنها را روی هم جمع می کردند بعد منتظر می مانندند و می گفتند خدایا فتنه بده ، فتنه چه بود ؟ باد بود. هنگام وزیدن باد آنها گندم ها را به هوا پرتاب میکردند و کاه ها و قسمت های سبک را باد به دور تر می افکند و دانه ها که سنگینتر بود به این شکل جدا می شد.

خاصیت امتحان و به خصوص فتنه هم همین است که عیار ایمان انسان ها را رو می کند و فرق حرف و عمل و  نفاق و ایمان را مشخص می کند. ایشان افزودند که فتنه خوب است و فتنه های بزرگتری در راه است. و در تأیید حرف ایشان،

امام صادق علیه السلام فرموداند: بخدا قسم شما شیعیان همچون شیشه شکسته میشوید، و شیشه را بعد از شکستن میتوان ذوب کرد و بصورت نخست برگرداند بخدا قسم شما مانند سفال شکسته میشوید.  سفال بعد از شکسته شدن دیگر بصورت اول بر نمی گردد. بخدا قسم شما امتحان میشوید و غربال خواهید شد تا نیکان در غربال مانده و غیر نیکان بیرون بریزند چنانکه دانه تلخ از میدان گندم جدا میشود. (بحارالانوار، ج 52، ص101)

 از این سه تشبیه چنین استفاده می شود که شیعیان در زمان غیبت امام زمان، جمعی سخت گمراه می شوند و سپس توبه کرده و مثل شیشه شکسته بصورت نخست بر می گردند و دسته ای وقتی منحرف گشتند مانند سفال شکسته دیگر بصورت اول در نمی آیند و گروهی غربال شده خوبان و بدان از هم جدا می شوند.

نکته ی بسیار مهم دیگر اینکه ایمان نیم بند در آخر الزمان جواب نمی دهد و نمی تواند انسان را در امان نگاه دارد

همچنان که خدا در قرآن در باره ی ایمان نصفه و نیمه فرموده:

... أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِکَ مِنْکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (85 البقره)

... آیا شما به پاره‏اى از کتاب  ایمان مى‏آورید، و به پاره‏اى کفر مى‏ورزید؟ پس جزاى هر کس از شما که چنین کند، جز خوارى در زندگى دنیا چیزى نخواهد بود، و روز رستاخیز ایشان را به سخت‏ترین عذابها باز برند، و خداوند از آنچه مى‏کنید غافل نیست. (85)

درست است که روی سخن خداوند در درجه اول با یهودیان است، اما این دستور، یک حکم کلی است که هر کس به پاره ای از آیات ایمان بیاورد و به پاره ای دیگر کفر ورزد طبق آیات قرآن ، آن می شود که ...

امروز، اگر با خود صادق باشیم، بعضی از ما به بهانه های مختلف بعضی واجباتمان را انجام نمی دهیم (خودمونی بگم رفقا با یک سری توجیحات از زیرش درمیریم). یکی از این واجباتی که معمولاً امروز با توجیحات مختلف از انجامش شانه خالی می کنیم خمس است که اگر خدا توفیق داد پستی هم در این موضوع ارسال خواهم کرد.

اما یکی از مهمترین دستوراتی که خود ائمه به ما در این دوران پرفتنه برای رهایی از سرگردانی و عافیت یافتن از ماجراهای آخرالزمان به ما داده اند دعاست آنهم دعای عاجزانه و ملتمسانه و چگونگی آن در روایت زیز آمده:

یونس بن عبد الرحمن از عبد اللَّه بن سنان روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمود: در این زودى براى شما شبهه‏اى پیش خواهد آمد که نه علم خروج از آن را دارید و نه امامى هست که شبهه را براى شما حل کند، و در سرگردانى خواهید ماند،

 افرادى که بخواهند از این گونه شبهات رهائى پیدا کنند باید دعاى غریق را بخوانند گوید: عرض کردم دعاى غریق کدام است؟ فرمود: میگوئى:

 «یا اللَّه یا رحمان یا رحیم، یا مقلب القلوب ثبت قلبى على دینک» گفتم: «یا مقلب القلوب و الابصار ثبت قلبى على دینک» فرمودند: خداوند مقلب قلوب و ابصار هست و لیکن همان طور که من دستور دادم قرائت کن و بگو: «یا مقلب القلوب ثبّت قلبى على دینک»

                        کمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص: 353

البته به جز این مورد یک قائده ی قرآنی هم داریم که( إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً- اگر تقوای الهی پیشه کنید برایتان فرقان (قدرت تشخیص حق از باطل) قرار می دهیم (29-انفال)) و البته عمل به دستور امام هم از مهمترین مصادیق تقواست

و همچنین ترک معصیت و انجام واجب در تحصیل فرقان بسیار بسیار مؤثر است.

و همچنین کسی که تقوا پیشه کند، خداوند شخصاً به او تعلیم می دهد { وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللَّه تقوا پیشه کنید خداوند شخصاً شما را تعلیم می دهد} و این از برکات ویژه و کم نظیر رعایت تقواست.

 إن شاء الله اگر خدا توفیق دهد در پستی هم به بحث تقوا و آثار تقوا و چگونگی رابطه ی خداوند و امام زمان با متقین می پردازم.

و همچنین به شدت باید از ظلم پرهیزکنیم ، ظلم یکی از کارهایی است که شدیداً ما را از هدایت خدا باز می دارد

آنچنان که خداوند کریم در قرآن می فرماید: { وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ (258- بقره) خداوند مردمان ظالم را هدایت نمی کند.}ما در حق خودمان و احکام خداوند و خلق خداوند نباید ظلم کنیم.

 خداوند عالم از هدایت خلق دریغ ندارد آنچنان که خورشید از نور افشانی دریغ ندارد، اما اگر ما جلوی پنجره، پرده ای ضخیم بیاندازیم آیا می توانیم بگوییم که خورشید نور نمی دهد آیا اگر ما با اعمال خود جلوی پنجره قلب خود با انجام گناهان و ظلم به خود و دیگران پرده بیافکنیم و مانع رسیدن انوار هدایت پروردگار شویم می توانیم از هادی نبودن خدا شکایت کنیم؟!

همچنین در حدیث دیگری رسول خدا می فرمایند مبادا ظلم کنید که دلهای شما را ویران می کند (مستدرک الوسائل ج2 ص10) و اگر دل آدمی ویران شد دیگر مجالی برای هدایتش هم نمی ماند.

یکی دیگر از کارهایی که در هدایت ما به سمت حق بسیار مؤثر است هم در حدیث زیر آمده:

اگر به آنچه می دانید عمل کنید، خداوند آن چه را که نمی دانید به شما خواهد آموخت.

یکی از مهمترین دانسته های ما که تا به آنها عمل نشود،  می تواند مانع رسیدن هدایت های بعدی خداوند به ما شود توصیه ها و تأکید های اهل بیت است که إن شاء الله اگه خدا توفیق بدهند بعضی از مهمترین توصیه هایی را که معصومین در رابطه با امام زمان و آخرالزمان کرده اند را خدمت رفقا عرض خواهم کرد.

خدایا ما را به راه راست هدایت فرما و آنی و کمتر از آنی ما را به حال خود وامگذار.

صفات وعلائم شیعیان ناب و خالص -قسمت ۲ -

از «امالى‏» شیخ طوسى روایت است‏با سند متصل خود از سلیمان بن مهران که او گوید: «من بر حضرت جعفر بن محمد امام صادق علیه السلام وارد شدم و در نزد آن حضرت جماعتى از شیعیان بودند و آن حضرت به آنها مى‏فرمود:

اى جماعت‏شیعه! شما همیشه با کردار پسندیده و افعال شایسته زینت ما باشید

 به طورى که هر کس شما را ببیند و اخلاق ستوده شما را مشاهده کند به ما نزدیک گردد، و تحسین و تمجید نماید.

و هیچگاه موجب بدنامى ما نشوید که به کردار زشت‏خود، مردم، ما را هم که معلم شما هستیم بد بدانند، و از دین خدا منحرف شوند.

زبانهاى خود را از گفتار بیجا و بى‏فائده حفظ کنید، و از افشاى سر خوددارى نمائید، و از زیاده‏گوئى و کلام زشت و طعن و دشنام جلوگیرى کنید.

                                                             [127] «بحار الانوار» ج 15 کتاب الایمان ص 142.

و از کتاب «مشکاة‏» با سند خود از مهزم روایت است که مى‏گوید:

بر حضرت امام جعفر صادق علیه السلام وارد شدم و سخن از شیعه به میان آوردم حضرت فرمود:

اى مهزم شیعه آن کسى است که صدایش از گوشش تجاوز نکند (کنایه از آنکه با مردم به تندى و خشونت‏سخن نگوید

و غصه و تعب او از بدنش نگذرد، (کنایه از آنکه بار و اندوه خود را بر دیگران تحمیل نکند)، و دشمن ما را دوست و دوست ما را دشمن نگیرد،

و با افرادى که درباره ما غلو مى‏کنند مجالست ننماید،

و مانند سگ صداى خود را بلند نکند، و مانند کلاغ در جمع‏آورى مال طمع نورزد،

و از مردم چیزى نطلبد گرچه از گرسنگى بمیرد،

و از مردم غافل و دنیاپسند دورى کند،

و گفتار همه آنان یکى باشد گرچه در مکان‏هاى مختلف زندگى کنند،

(و مردمى بى‏سر و صدا و بى‏هوا و آشوب به طورى که) اگر غائب شوند کسى سراغ آنها را نگیرد، و اگر حضور داشته باشند کسى به آنها التفات نکند، و ...

اگر با مؤمنى برخورد کنند او را گرامى دارند،

و اگر با کافرى ملاقات کنند از او دورى گزینند،

و اگر حاجتمندى بدانها روى آورد او را مورد رحمت‏خود قرار دهند،

و در اموال خود بین برادران ایمانى خود مواسات کنند.

سپس حضرت فرمود: اى مهزم جد من رسول خدا به على بن ابى طالب - علیه السلام فرمود: اى على دروغ مى‏گوید کسى که مى‏پندارد مرا دوست دارد و تو را دوست نداشته باشد.من شهر علم هستم و تو در آن شهرى، و از کجا مى‏توان داخل در شهر شد بدون ورود از در آن؟!.                                                       [129] «بحار الانوار» ج 15 کتاب الایمان ص 150.

کتابی که مطالعه اش برای هر منتظری مفید است!!!!!!!

کتاب امام مهدیِِِِ موجود موعود

تألیف آیت الله جوادی آملی

بخش اول کتاب که بهترین و قویترین بخش کتاب هم هست، امام شناسی است که این بخش سه فصل دارد، فصل اول امامت عام ؛ مهمترین سؤالاتی که در این فصل به آنها پاسخ داده شده

1- چرا مردم نمی توانند خودشان امام خود را برگزینند؟ (شخصِ حضرت مهدی با استدلال عقلی به این سؤال پاسخ گفته اند)

2- ویژگی های زندگی جاهلانه و معیار حیات معقول چیست؟

3- معنای حیات و مرگ در زندگی قرآن چیست؟ (این قسمت برای خودِ حقیر بسیار جالب بود، بسیار جالب!)

4- مراتب و نشانه های حیات عقلی چیست؟

5- مفهوم واقعی معرفت امام چیست؟

6- به چه علت انسان ها نیاز به پیامبر و امام دارند؟(این قسمت هم برای من بسیار جالب بود)

فصل دوم این بخش امامت خاص نام گذاری شده، برخی از مهم ترین عناوینی این فصل:

1- راه معرفت امام عصر و والاترین راه شناخت امام عصر!!

2- قرآن و عترت یک حقیقت و دو ظهور و جلوه هایی از هماهنگی این دو

3- امام ِ معصوم، پیشوای عقاید و اخلاق واعمال و شاهد بر اعمال (این قسمت هم برای حقیر بسیار مفید بود)

4- مهدی موعود همسفر سالکان و قافله سالار کاروان عشق (بسیار شیرین و دلکش بود)

5- شباهت امام عصر با حضرت موسی علیه السلام

از عناوین مهم فصل سوم هم عبارتند از:

1- خضوع انسان کامل در برابر اراده الهی

2- امام عصر، حقیقت آب حیات

3- زندگی آسوده ، ثمره اطاعت از انسان کامل

بخش دوم کتاب انتظار نام دارد که از بهترین قسمت های کتاب است که چهار فصل دارد

برخی از مهمترین سؤالتی که در کل این چهار فصل به آنها پاسخ گفته می شود:

1- آیا غیبت نسبی است یا مطلق

2- اساساً علت غیبت چیست؟ اختیاری است یا اجباری؟

3- آیا در زمان غیبت احکام دین تعطیل می شود؟

4- حقیقت انتظار فرج چیست و شرایط تحقق حقیقت انتظار چیست؟

5- نفاوت دوستداران امام غائب و منتظران امام قائم چیست؟

6- انتظار حقیقی چه آثاری دارد؟

7- مهمترین وظایف منتظران چیست؟

8- چگونه می توان با امام زمان ارتباط داشت؟

9- وظایف منتظران در آیینه ی دعای امام زمان!!!!!!! (این قسمت کتاب فوق العاده هست، امام زمان دعایی دارند که در آن وظایفِ بسیاری از اقشار جامعه و انتظاراتی که از ایشان دارند را بیان کرده اند ؛ از قبیل وظایف علما ، دانشجویان ،کهنسالان ، جوانان ، زنان ، ثروتمندان ، ضعفا ، حاکمان ، نیروهای نظامی ، توده مردم و ....) این قسمت یکی از جالبترین قسمت های کتاب برای حقیر بود

بخش سوم کتاب از ظهور تا مدینه فاضله مهدی نام دارد

برخی از مهمترین موضوعاتی که در این بخش به آنها اشاره شده به قرار زیر است:

1- آثار و برکات عام ظهور چیست؟

2- سیمای عمومی عصر ظهور چگونه است؟

2- برخی از رخداد های هنگام ظهور؟

3- ویژگی های دوران ظهور و هندسه مدینه مهدوی چیست؟

البته هر کتابی نقاط قوت و ضعفی دارد !!

بخش امام شناسی این کتاب قوی ترین و بهترین بخش کتاب است و به نظر حقیرهر منتظر و شیعه ای باید با مطالب آن آشنا شود که این هم بخواطر تخصص بالای آیت الله جوادی آملی بر مباحث اعتقادی و کلامی است.

بخش انتظار هم قابل قبول است و بعضی از قسمتهایش مطالب بسیار ناب و مفیدی دارد که البته درعین حال دراین موضوع، کتاب های قوی تری هم وجود دارد که إن شاء الله معرفی میشود.

اما بخش پایانی یعنی از ظهور تا مدینه ی فاضله از قسمت های ضعیف کتاب است که  تشنگان و طالبان این موضوع را ارضاء نمی کند . إن شاء الله اگر خدا توفیق بدهد برای علاقه مندان در این موضوع کتابهایی معرفی خواهد شد.

حکمت ناب

در کتاب دعوات راوندى آمده است 

خداوند می فرماید ای بنده ی من: 

 هنگامى که گرفتار گناهى شدى به کوچکى آن نظر نداشته باش بلکه بنگر چه کسى را معصیت مى‏کنى،  

و آنگاه که روزى نصیبت مى‏گردد به کمى آن منگر؛ بلکه به هدیه‏کننده آن توجه داشته باش. 

 و زمانى که مصیبت و گرفتارى به سراغت آمد به بندگانم شکوه مبر همچنان که هر گاه کردارهاى زشت و خوارکننده‏ات به من میرسد آن را نزد فرشتگان بازگو نکرده و به آنها شکوه نخواهم نمود.

برخی از رایج ترین عادت های غذایی غلط و در عین حال بسیار مضر:

** صحبت کردن در هنگام غذا خوردن؛ زیرا مغز متوجه صحبت کردن شده و شخص، زمانِ سیری را احساس نکرده و پر خوری می کند که این امر موجب چاقی و بیماری می شود.

 

* انجام فعالیت های سنگین (مانند ورزش کردن) بعد از تناول غذا.

 

** مشغول کردن ذهن به مسائل متفرقه (مانند تماشای تلویزیون ، گوش دادن به رادیو ، مطالعه کردن و...) در حین غذا خوردن؛ این عمل باعث عدم تمرکز و به دنبال آن هضم بد غذا می شود (هضم بد غذا خودش عامل بسیاری از بیماری هاست).

 

* استفاده کردن از هر نوع غذا در هنگام عصبانیت.

 

** داغ خوردن غذا و عجله کردن در غذا.

 

*** ایستاده و در حال حرکت غذا خوردن و کفش به پا داشتن حین غذا خوردن.

 

*** با شکم پر به حمام رفتن که موجب قولنج می شود.

 

**** بلافاصله بعد از غذا خوابیدن سودا زا بوده و خون غلیظ تولید میکند و باعث کاهش قوه ی حافظه و قوه بینایی می شود. (إن شاءالله جناب احیاء یا در صورت فرصت کردن، این حقیر توضیحاتی درباره ی اخلاط چهار گانه ی سودا ، صفرا ، خون و بلغم و انواع مزاج ها خواهیم داد که می تواند بسیار مفید باشد.)

 

**** مصرف فرآورده های لبنی با ترشی باعث انجماد فرآورده های لبنی در معده و فساد غذا می شود.

 

**** مصرف فرآورده های لبنی با گوشت موجب امراض مزمنی چون جذام، ویتیلیگو و کولیت می شود.

 

** مصرف سویق (آرد گندم، جو و ...) با شیر برنج موجب حدوث نفخ و کولیت در بدن می شود.

 

*** مصرف انار بعد از غذایی که با گوشت و حبوبات پخته شده باعث نفخ و عدم هضم آن طعام می شود.

 

*** مصرف ترشی و شور (هر چه با سرکه ساخته شود) با برنج مولد کولیت و درد شکم است.

 

**** مصرف سیر با پیاز و یا تره با ترب باعث کاهش نور چشم شده و مولد تاریکی چشم و شب کوری است.

 

**** مصرف ماست و اسفناج (بورانی) به علت تشکیل اگزالات کلسیم مولد سنگ کلیه است و مصلح آن گردو و زعفران است. (إن شاء الله جناب احیاء یا در صورت فرصت یافتن، این حقیر مطالبی هم درباره مصلحات ارائه خواهیم کرد که می تواند بسیار کابردی و مفید باشد.)

 

** مصرف ماست و باقالی باعث شکم درد می شود.

 

*** مصرف همزمان تخم مرغ با ترب و یا شیر با انجیر، مضر قلب و مغز است.

 

**** مصرف میوه بعد از هر غذای گوشتی (مگر این که سه ساعت بگذرد) باعث فساد میوه در معده خواهد شد.

 

**** مصرف هر غذایی با خربزه و هندوانه باعث سنگینی معده و حدوث امراض متعدد می شود.

 

** مصرف چای با پیاز و یا هندوانه.

 

***** مصرف تخم مرغ با ماهی مولد امراضی چون جذام، فلج، نقرس، بواسیر، قولنج، درد دندان و امراض رطوبی مزمن خواهد شد.

 

**** زیاد و مرتب خوردن تخم مرغ مولد لک صورت، بزرگ شدن طحال و مولد بادِ سرِ معده می شود.

 

* مصرف سرکه با حلیم.

 

**** مصرف ترب با ماست.

 

**** مصرف پنیر با بادام.

 

***** مصرف سرکه با عدس ویا ماش.

 

**** مصرف سرکه یا آب لیمو با ماست باعث لک و پیسی در صورت می شود.

 

***** مصرف خربزه با عسل.

 

*** مصرف خربزه با مویز ویا انبه.

 

**** مصرف انگور پس از کله گوسفند باعث افزایش لذجی و بلغم مغز می شود.

 

**** خوردن اغذیه گرم با سرد.(غذای گرم با ماست تازه از یخچال خارج شده به طور مثال)

 

**** خوردن گوشت خام باعث تولید انگل در بدن و روده ها می شود. (امان از کالباس!!!!!!!!!)

 

*** خوردن زیاد گوشت گاو و حیوانات وحشی، باعث تحیر عقل، کند ذهنی و فراموشی بسیار می  

شود.

 

*** بسیار خوردن عدس سودازا بوده و موجب زردی و لاغری می شود.

 

*** درشب ایستاده آب نوشیدن.

 

*** آشامیدن زیادِ آب باعث ایجاد ورم در اندام ها می شود.

 

*** آشامیدن آب بعد از قضا های گوشتی.

 

*** آشامیدن آب در بین غذا و یا بلافاصله بعد از آن.

 

******* آشامیدن آب سرد در حالت ناشتا؛ زیرا معده بدون توقف آب را به اعضای بدن می رساند که اگر سردی آن به قلب برسد، به علت کاهش حرارت غریزی احتمال سکته خواهد بود؛ اگر به کبد برسد موجب بیماری استسقاء (آسیت) خواهد شد؛ اگر سردی آن به مغز برسد، موجب سستی اعصاب خواهد شد؛ اگر سردی آن به آلات نَفَسی و صوتی برسد، باعث اختلال در عملکرد اعضای مذکور می شود.

 

**** نوشیدن آب بعد از حمام رفتن به ویژه اگر معده خالی باشد؛ ضرر آن بیشتر است.

 

**** نوشیدن آب پس از میوه های آبدار مانند خربزه، هندوانه و انگور.

 

*** به سرعت نوشیدن آب

 

*** در حالت خوابیده ویا کج نمودن سر یا بدن آب خوردن، چون بروز آسپیراسیون (رفتن آب در ریه) و بیماری های ریوی وجود دارد.

 

*** میوه ها را با پوست نخوردن، چون پوست میوه ها در معرض نور مستقیم آفتاب قرار دارد و حاوی عنواع ویتامین ها و فیبرهایی که تنظیم کننده ی حرکات دودی روده است می باشد.(لازم به توضیح نیست که اینجا منظور میوه هایی مثل موز و نارگیل و آناناس و هندوانه و ... نیست. راستی  یه چیزه دیگه لایه های فیبر مانند بین دونه های انار ضد عفونی کننده ی روده هستند)

 

**** خوردن چند نوع میوه ی همزمان.

 

**** میوه ی هر فصل را در فصلش نخوردن، چون خداوند حکیم متناسب با شرایط بدن در هر یک از فصول و شرایط اقلیمی هر منطقه ی جغرافیایی میوه ها را خلق فرموده.

همانطور که مشاهده می کنید خداوند عالم شرایط صحت بدن را به گونه ای قرار داده که نمی توان با داشتن شهوت شکم سالم ماند.!!!!

 

پیشنهاد می کنم این پست را برای عزیزانتان که سلامتیشان برایتان مهم است ارسال فرمایید.