او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند (زودتر)!

او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند (زودتر)!

خدایا ما را از منتظران حقیقی اش قرار ده به حق هشت و چارَت...
او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند (زودتر)!

او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند (زودتر)!

خدایا ما را از منتظران حقیقی اش قرار ده به حق هشت و چارَت...

تأثیر دعا بر استحکام نظام خانواده با تأکید بر دعای مکارم الاخلاق

بسمه تعالی

 

 

تأثیر دعا بر استحکام نظام خانواده با تأکید بر دعای مکارم الاخلاق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چکیده:

آمار رسمی ثبت احوال کشور، حاکی از کاهش نرخ ازدواج و افزایش نرخ طلاق است. از سوی دیگر خانواده از مهمترین ارکان جامعه و به نظر برخی اندیشمندان مهمترین رکن جامعه است و سلامتی و موفقیت افراد یک جامعه، تا حد زیادی به سلامتی و استحکام و پایداری خانواده‌‌های آن جامعه وابسته دارد. لذا بررسی عواملی که می‌تواند بر استحکام، پایداری و آرامش کانون خانواده کمک کند از اهمیت ویژه برخوردار است. یکی از مهمترین این عوامل، ارتباط با خدا از طریق دعاست و از میان دعا‌ها یکی از برجسته‌ترین دعاها از حیث دارا بودن مضامین بلند اعتقادی و اخلاقی، دعای بیستم صحیفه سجادیه مشهور به دعای مکارم الاخلاق است. در این مقاله ابتدا سابقه تحقیقات درباره تأثیر دعا بر استحکام، پایداری و آرامش خانواده بررسی شده است. سپس دلایلی که منجر می‌شود دعا به بهبود استحکام، پایداری و آرامش خانواده کمک کند استخراج شده است. در این بخش مشخص شده است که دعا با چه مکانیزمی می‌تواند بر استحکام خانواده تأثیر مثبت بگذارد، چه از حیث روحی - روانی و از حیث آثار تکوینی دعا؛ در ادامه نیز پس از معرفی اجمالی دعای مکارم الاخلاق، با بررسی مضامین برخی فرازها این دعا به 10 مورد از عواملی که منجر به کاهش ناپایداری یا افزایش استحکام در بنیان خانواده می‌شوند مشخص شده استکه، چه از حیث اعتقادی و چه از حیث عملی، توجه به مضامین این دعا که از مصادیق ذکر عملی محسوب می‌شود، چگونه می‌تواند منجر به افزایش استحکام، آرامش و پایداری نظام خانواده گردد.

 

کلیدواژه:

عوامل استحکام خانواده تأثیر دعا بر استحکام خانواده ذکر عملی ذکر قلبی و زبانی دعای مکارم الاخلاق

مقدمه:

خانواده[1] مهمترین جزء تشکیل دهنده اجتماع است که هم از حیث علم جامعه‌شناسی و روان‌شناسی و هم از حیث علوم دینی از جایگاهی بسیار مهم و ویژه برخوردار است، تا جایی که سعادت و سلامت فرد و جامعه تا حد زیادی وابسته به سلامت و سعادت نهاد خانواده است.

امروزه بر طبق آمار متأسفانه میزان طلاق به شکل فزاینده‌ای در حال رشد است، از سوی دیگر سلامت خانواده نیز به طور مستقیم بر سلامت و موفقیت فرد و جامعه تأثیر دارد. به بیان دیگر وقتی بنیان خانواده سست و پر التهاب و نا آرام شد، حاصلش به وجود آمدن افراد و جامعه‌ای خواهد بود که با آسیب‌های اجتماعی شدید و متعدد دست به گریبانند.

برطبق آمار


[2]، نسبت میزان طلاق به ازدواج از 12.5 درصد در سال 1387 به 31.77 درصد در سال 1397 رسیده است! این آمار خود مؤید وضعیت نامطلوب خانواده‌ها از حیث سلامت و آرامش و پایداری می‌باشد.

همچنین آمار، گویای این حقیقت است که میزان طلاق در خانواده‌هایی که هم زن و هم مرد دارای گرایشات و عقاید مذهبی و ایمانی هستند کمتر از دیگر اقشار جامعه است[3].

در خصوص تأثیر دعا بر آرامش و استحکام و پایداری خانواده کتابی به صورت مجزا تا کنون در ایران تألیف نشده است، اما مقالات متعددی در داخل و خارج کشور به این موضوع پرداخته‌اند که ماحصل اکثر این مقالات این است که ارتباط با خداوند از طریق دعا، مخصوصاً اگر از سوی همه اعضای خانواده و به ویژه زن و شوهر بر قرار باشد،  می‌تواند تا حد زیادی بر ایجاد آرامش، پایداری و استحکام روابط اعضای خانواده با یکدیگر تأثیر مثبت بگذارد.
در ذیل به برخی از این مقالات و آثار ایرانی و خارجی که بر اثر تحقیقات به نتایج فوق دست یافته‌اند به صورت فهرست‌وار اشاره می‌شود.

دعا باعث آرامش روانشناختی اعضای خانواده می‌شود. (دوسی، کیگان،گوزتا[4]،2003)
دعا نقش مهمی در سلامت معنوی افراد خانواده ایفا می‌کند. (یونگ، کووپسن
[5]، 2005)

دعا موجب بهبود کیفیت زندگی اعضای خانواده می‌شود. (تتسومورا، ماسکرینس، شومی، کاکای[6]، 2003)

دعا حس همبستگی و تعامل مثبت میان خانواده را افزایش می‌دهد، همچنین موجب کاهش نگرانی و اضطراب در اعضای خانواده و کاهش تنش در روابط اعضای خانواده می‌شود، همچنین در هنگام بروز اختلاف به بازگشت سریع‌تر آرامش به خانواده کمک شایانی می‌نماید. (چلادورای، دولاهیت، مارکس[7]، 2018)

دعا موجب کاهش اضطراب و افزایش بهزیستی روانشناختی اعضای خانواده با یکدیگر می‌شود. (فرشاد، حبیبی، علیخانی[8]، 1394)

ذکر خدا و دعا با ایجاد تعادل روحی در اعضای خانواده، سلامت روانی خانواده را به شکلی چشم‌گیر بهبود می‌دهند. (صادقی‌مقدم، علی؛ کرمی، محمد[9]، 1395)

دعا می‌تواند موجب تشدید مهر و محبت در میان اعضای خانواده باشد و همچنین اگر با رجوع به مضامین دعاهای قرآنی درباره خانواده یا دعاهای مأثور از اهل بیت علیهم السلام در خصوص اعضای خانواده باشد، متذکّر مسئولیت‌های اعضای خانواده در قبال یکدیگر است. (رحیمی، مرتضی[10]؛ 1390)

در این مقاله سعی می‌شود ابتدا مکانیز و چگونگی و دلایل تأثیر مثبت دعا بر استحکام، آرامش و پایداری خانواده بررسی شود و در ادامه به صورت ویژه به این موضوع پرداخته شود که آیا توجه به مضامین دعای مکارم الاخلاق می‌تواند بر استحکام نظام خانواده بیافزایده؟ اگر بله به چه دلایل و به چه صورتی؟

 

متن (یافته‌ها، بحث و بررسی، تحلیل):

1-    مکانیزم و چگونگی تأثیر مثبت دعا بر استحکام، آرامش و پایداری خانواده:

دعا به صورت کلی با مکانیزم‌های مختلفی می‌تواند بر استحکام، آرامش و پایداری خانواده تأثیر مثبت بگذارد، در اینجا بر طبق آیات و روایات به سه نمونه از این مکانیزم اشاره می‌شود.

 

1-1-         مکانیزم ایجاد امید در سختی‌ها و مشکلات:

انسانی که دعا می‌کند و قائل به وجود خداست، می‌داند که خداوند قادر مطلق است چنانچه در قرآن بیان نیز به این حقیقت تصریح شده است که:
«إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
[11] - به راستی که خداوند بر هر چیز تواناست.»

و برای خدای قادر مطلق، بن‌بستی وجود ندارد، از سوی دیگر نیز می‌داند که خدای متعال به بندگانش این فرصت را داده تا با دعا، قضای حتمی را نیز تغییر دهند. چنانچه به این حقیقت نیز در روایات متعدد و معتبر تصریح شده است، به عنوان نمونه از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده است:

«اَلدُّعَاءُ یَرُدُّ اَلْقَضَاءَ بَعْدَ مَا أُبْرِمَ إِبْرَاماً فَأَکْثِرْ مِنَ اَلدُّعَاءِ فَإِنَّهُ مِفْتَاحُ کُلِّ رَحْمَةٍ وَ نَجَاحُ کُلِّ حَاجَةٍ وَ لاَ یُنَالُ مَا عِنْدَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلاَّ بِالدُّعَاءِ وَ إِنَّهُ لَیْسَ بَابٌ یُکْثَرُ قَرْعُهُ إِلاَّ یُوشِکُ أَنْ یُفْتَحَ لِصَاحِبِهِ[12].
دعاء قضاء حتمی شده را برگرداند، پس بسیار دعا کن که آن کلید هر رحمت و پیروزى در هر حاجت است، و به آنچه نزد خداى عز و جل است نتوان رسید جز بوسیلۀ دعا، و هیچ درى بسیار کوبیده نشود، جز این که امید به باز شدن آن نزدیک شود.»

توجه به مضامین مهم حدیث فوق به خوبی مشخص می‌کند که چگونه دعا می‌تواند در اعضای خانواده در کشاکش مشکلات، هر چقدر هم که سخت و به ظاهر حل نشدنی باشند روح امید را حفظ نماید. چرا که تحقق هر چیزی در عالم، منوط تحقق گرفتن اذن، اراده و حول و قوّه الهی است و خدای تبارک و تعالی، قادر مطلق است و همه چیز به دست اوست، و به گواه قرآن کریم[13] اساساً جز خداوند نافع و ضارّ حقیقی در این عالم وجود ندارد چنانچه خدا برای بنده‌ای خیری بخواهد اگر همه عالم هم دست به دست دهند تا مانع شوند نمی‌توانند و اگر هم بخواهد چیزی را بر اساس حکمت و عدالت و حتی رحمتش از کسی منع نماید، باز همه عالم دست به دست هم دهند نمی‌توانند آن چیز را به بنده عطا نمایند.  از سوی دیگر، همین خدایی که همه چیز به دست اوست، به بندگانش این امکان را داده است که با ابزار دعا و اظهار فقر و نیاز، تقدیرات الهی را حتی اگر محکم هم شده باشند تغییر دهند. لذا اعضای خانواده در کشاکش مشکلات کوچک و بزرگ نظیر فقر، بیماری و حتی اختلافات و دعواهای خانوادگی و...، با تکیه بر دعا و امید به استجابت آن با تکرار و اصرار بر دعا و رفع موانع استجابت دعا، می‌توانند روح امید را در اعضای خانواده زنده نگه دارند و یأس را که ریشه بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی است از ساحت خانواده بزدایند و از این طریق بر پایداری، استحکام و آرامش خانواده بیافزایند.

این دو حقیقت در کنار هم، یعنی اینکه کسی که دست دعا به سویش دراز کرده‌ام قادر مطلق است و از سوی دیگر دعا نیز قضا و قدر الهی را ولو محکم هم شده باشد می‌تواند تغییر دهد، باعث می‌شود تا شخص در همه شرایط، هر قدر هم که سخت و دشوار امیدش را از دست ندهد. داشتن روحیه امید و مأیوس نبودنِ اعضای خانواده، از مهمترین عوامل ثبات و استحکام و آرامش و پایداری در خانواده محسوب می‌شود.
این حقیقت که انسان با دعا می‌تواند تقدیرات محکم الهی را نیز تغییر دهد، در روایات معتبر متعددی ذکر شده است، یکی از جالب توجه‌ترین این روایات دعای مهمی است که حضرات معصومین علیهم السلام توصیه می‌کردند که مؤمنین در تعقیبات نماز صبح و مغربشان آن را سه مرتبه بخوانند در قسمتی از دعا چنین آمده است:

«إِنْ کُنْتُ فِی أُمِّ اَلْکِتَابِ شَقِیّاً فَاجْعَلْنِی سَعِیداً فَإِنَّکَ تَمْحُو مَا تَشَاءُ وَ تُثْبِتُ وَ عِنْدَکَ أُمُّ اَلْکِتَابِ[14] اگر نام من در ام الکتاب در زمره اشقیا نگاشته شده، پس نام مرا در جرگه سعدا ثبت فرما، چرا که تنها تو آنچه را که بخواهی می‌توانی ثبت یا محو نمایی و ام الکتاب نزد توست.»

که نشان می‌دهد دعا، نه تنها امور مادی و معنوی، بلکه حتی تقدیر نهایی و اصلی انسان را نیز به کلی می‌تواند دگرگون نماید.

 

1-2-         مکانیزم ایجاد ظرفیت مقاومت و صبر و پذیرش شرایط سخت و دشوار:

شخصی که دعا می‌کند می‌داند دست نیاز به سمت کریمی دراز کرده است که بخل در ساحتش راه ندارد، لذا می‌داند که اگر به رغم دعاهای فراوان، آنچه در دعا از درگاه الهی مسئلت کرده است را مستجاب شده نیابد، حتماً دلایلی دارد و می‌داند از مهمترین دلایلِ عدم استجابت دعایش، می‌تواند این باشد که استجابت آن دعای خاص به ضررش باشد. قرآن کریم بر این حقیقت مهم تأکید ویژه‌ای دارد:

عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ[15] - چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است. و خدا می‌داند، و شما نمی‌دانید.
حضرات معصومین علیهم السلام به شیعیان و مؤمنین آموخته‌اند که اگر دعا می‌کنند، دعای خود را مقیّد کنند به این قید که اگر خیر و صلاح ماست مستجاب شود، به عنوان نمونه در تعقیبات نماز ظهر خطاب به خداوند متعال چنین بیان می‌شود:

«لاَ حَاجَةً هِیَ لَکَ رِضًا وَلِیَ فِیهَا صَلاَحٌ إِلاَّ قَضَیْتَهَا[16] خدایا هیچ حاجتم را برآورده مکن، مگر انکه رضایت تو و خیر و صلاح من در اجابت آن باشد.»

همان‌طور که بیان شد، شخص دعا کننده می‌داند که دست به درگاه کریمی بلند کرده است که بخل در ساحتش راه ندارد و هرگز دست خالی از درگاه الهی باز نخواهد گشت، چنانچه از حضرت امام سجاد علیه السلام در این خصوص چنین نقل شده است:

المؤمنُ مِن دُعائهِ على ثلاثٍ: إمّا أن یُدَّخَرَ لَهُ، و إمّا أن یُعَجَّلَ لَهُ، و إمّا أن یَدْفَعَ عَنهُ بَلاءً یُریدُ أن یُصِیبَهُ[17].
دعاى مؤمن از سه حال خارج نیست: یا برایش ذخیره مى‌گردد، یا در دنیا برآورده مى‌شود، یا بلایى را که بناست به او برسد، دفع مى‌کند.

بنابر آنچه بیان شد، دعا حتی اگر مستجاب هم نشود، باعث یأس نخواهد شد، چرا که اولاً ممکن است در آینده مستجاب شود، در ثانی بر طبق آیات و روایاتی که ارائه شد باعث می‌شود اعضای خانواده بفهمند که آن مشکل و سختی ممکن است به سود ایشان باشد و خداوند به زودی بهتر از آنچه از درگاهش مسئلت داشته‌اند را به آن‌ها عطا خواهد کرد. لذا با چنین بینشی دعا فارغ از اینکه آیا دقیقاً‌ در همان زمینه‌ای که دعا انجام شده مثمرثمر باشد یا نه آثار مثبتی بر افزایش ظرفیت صبر و شکیبایی و حتی شکر گزاری اعضای خانواده دارد و این امر نیز به نوبه خوب منجر می‌شود به افزایش استحکام، آرامش و پایداری خانواده.

وقتی اعضای خانواده دانستند که دعایی که می‌‌خوانند، حتماً در ازایش اگر مستجاب نشود، چیز بهتری عایدشان می‌شود و مستجاب نشدن آن هم به صلاح خانواده است؛ این حقیقت به اعضای خانواده کمک می‌کند تا رنج و سختی ناشی از مشکلات و سختی‌های وارد شده بر خانواده را بهتر تحمل نماییم و ظرفیت صبر و شکیبایی را در اعضای خانواده به شدّت افزایش می‌دهد. این افزایش ظرفیت صبر و شکیبایی نیز به نوبه خود به پایداری، آرامش و استحکام خانواده کمک می‌کند.

کم‌کم و به مرور کار به جایی می‌رسد که اعضای خانواده، مانند مولای متقیان علی علیه السلام که می‌فرماید:

«نَحْمَدُهُ عَلَى آلاَئِهِ کَمَا نَحْمَدُهُ عَلَى بَلاَئِهِ[18] حمد می‌کند خدا را بر نعماتش همان‌گونه حمد می‌کنیم او را بر بلاهایش.»

اعضای خانواده نیز در صورتی که دعایشان مستجاب نشود، با آگاهی از اینکه مستجاب نشدن آن لطفی از سوی خداست و خدا بناست تا بهتر از آن را به ایشان عطا نماید، علاوه بر رشد ظرفیت صبر، حس شکرگزاری را نیز در ایشان تقویت می‌نماید. این رشد حس شکرگزاری نیز به گواه معارف وحیانی[19] و حتی تحقیقات روانشناسانِ حوزه موفقیت و شادکامی[20] از مهمترین منابع حس رضایت و آرامش در اعضای خانواده خواهد شد.

در نتیجه به هنگام بروز مشکلات و سختی‌ها برای اعضای خانواده، به جای آنکه مشکل باعث کاهش استحکام و پایداری و آرامش خانواده شود، بر روحیه صبر و حتی شکرگزاری اعضای خانواده نیز می‌افزاید و در نتیجه مشکلات و سختی‌ها نمی‌تواند بر استحکام خانواده خللی وارد نماید.

 

1-3-         تأثیرات تکوینی و آثار وضعی دعا بر استحکام خانواده:

خدای متعال این عالم را بر اساس یکسری قوانین تکوینی خلق کرده است. دعا نیز مانند هر کُنش دیگری که از انسان مختار سر می‌زند، به همراه خود آثاری تکوینی‌ خاص خودش را به همراه خواهد داشت. در ذیل به سه مورد از این آثار تکوینی اشاره می‌شود که به خودی‌خود هر کدام می‌تواند منجر به افزایش استحکام، آرامش و پایداری بنیان خانواده شود:

1-3-1- دعا تکویناً منجر به دفع بلا می‌شود:

از رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله نقل شده است که:

إِذَا قَلَّ اَلدُّعَاءُ نَزَلَ اَلْبَلاَءُ[21] هر گاه دعا اندک شود، بلا نازل می‌شود.

از این حدیث شریف استفاده می‌شود که اگر اعضای خانواده، اهل دعا و نیایش باشند، همین امر (فارغ از اینکه دعایشان چه چیز باشد)‌ به نوبه خود منجر می‌شود تا گرفتار بلاهای کمتری شوند. بدیهی است که این امر نیز (یعنی گرفتاری کمتر به بلاها) منجر به افزایش آرامش، پایداری و در نهایت استحکام خانواده می‌شود.

 

1-3-2- دعا تکویناً منجر به جلب رحمت خدا و رزق و روزی می‌شود:

از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده است که:

«دُعَاءُ اَلرَّجُلِ لِأَخِیهِ بِظَهْرِ اَلْغَیْبِ یُدِرُّ اَلرِّزْقَ وَ یَدْفَعُ اَلْمَکْرُوهَ[22] دعای انسان در پشت سر برادر ایمانی‌اش، باعث می‌شود که رزق و روزی به سویش سرازیر شود و امور ناخوشایند نیز از او دور شود.»

اعضای خانواده اگر اهل ایمان باشند و از سر دلسوزی برای یکدیگر دعا نمایند، طبق این فرمایش حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، دعایشان منجر می‌شود به نزول رزق و روزی و دفع امور ناخوشایند، طبعاً این دو نیز منجر به تقویت استحکام و پایداری و آرامش در خانواده خواهد شد.

 

1-3-3- دعا یکی از مصادیق ذکر خداست و ذکر خدا تکویناً منجر به ایجاد طمأنینه و آرامش می‌گردد:

یکی از مهمترین اهداف تشکیل خانواده و ایجاد میل فطری و غریزیِ تشکیل خانواده در انسان، رسیدن به آرامش و سکینه است. چنانچه خدای متعال می‌فرماید:

«وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً و از نشانه‌های خدا این است که از جنس خودتان برای خودتان، همسرانی خلق کردیم تا به واسطه آن آرامش یابید و خداوند میان شما و ایشان مودت و رحمت را جاری ساخت.»

از سوی دیگر دعا یکی از مصادیق مهم ذکر خداست، در دعا از یک سو انسان به یاد خدا و رحمت اوست و از سوی دیگر به یاد فقر و نیاز خود و با توجه به اینکه خدای متعال یگانه منبع آرامش حقیقی برای انسان را یاد خدا معرفی نموده است:

«أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ[23] - آگاه باشید قلب‌ها فقط و فقط با یاد خدا آرامش می‌یابند.»

بنابر این اگر زن و شوهر بخواهند در کانون خانواده آرامش برقرار باشد، باید ذکر خدا شوند و ذاکر خدا باشند.

یکی از مهمترین راهکارها برای اینکه اعضای خانواده بتوانند آرامش را در کانون خانواده حاکم نمایند تا این آرامش نیز به نوبه خود منجر به استحکام و پایداری خانواده بشود این است که ذکر خدا و ذاکر خداوند شوند و دعا یکی از بهترین این ابزار است.

بنابر این اگر در یک خانواده دعا به عنوان یک اصل مهم جا افتاده باشد و اعضای خانواده به دعا کردن اُنس داشته باشند، این امر به صورت تکوینی منجر می‌شود تا جزو ذاکران خداوند محسوب شوند، وقتی انسان ذاکر خدا شد نیز تکویناً طبق کلام خدا در قرآن کریم قلبش آرامش حقیقی می‌یابد و این آرامش حقیقی نیز منجر به استحکام و پایداری کیان خانواده می‌گردد.

 

 

2-      تأثیر دعای مکارم الاخلاق (به صورت ویژه و خاص) بر پایداری، آرامش و استحکام خانواده:

توجه اعضای خانواده به دعای مکارم الاخلاق می تواند به دو طریق منجر به استحکام، پایداری و آرامش در خانواده شود.

طریقه نخست تلاش برای عمل کردن طبق مضامین و معارف دعاست که منجر به تحقق ذکر عملی می‌شود و ذکر عملی نیز به نوبه خود آرامش و استحکام و پایداری خانواده را به دنبال دارد.

طریقه دوم، موارد خاصی است که در مضامین و فقرات دعای مکارم الاخلاق بیان شده است که به صورت مستقیم مرتبط می‌شود با مهمترین آسیب‌هایی که امروز استحکام و پایداری و آرامش خانواده‌ها را بر هم می‌زند و یا مواردی که رعایت کردنشان به صورت مستقیم مقوّم استحکام، پایداری و آرامش در خانوده است.

در ادامه پس از معرفی اجمالی دعای مکارم الاخلاق و ذکر برخی دلایل اهمیت و جایگاه ویژه این دعای شریف، دو طریقی که توجه به مضامین این دعا و عمل طبق تعالیم آن بر استحکام خانواده تأثیر مثبت می‌گذارد تبیین می‌گردد.

 

 

2-1-        اهمیت دعای مکارم الاخلاق:

دعای مکارم الاخلاق یکی از دعاهای معروف امام سجاد علیه السلام است که به عنوان دعای بیستم صحیفه سجادیه ثبت شده است. این دعا به دلیل دارا بودن مضامین و ابعاد تربیتی و سیر و سلوکی مورد توجه پژوهش‌گران قرار گرفته است. از دیرباز تا کنون شرح و تفسیرهای متعددی بر آن نوشته و منتشر شده است که در آثار متأخرین می‌‌توان به شرح‌های علمایی نظیر مرحوم محمدتقی فلسفی، محمدتقی مصباح یزدی، محمدحسن ممدوحی، حسین انصاریان و... اشاره کرد.
این دعا از 30 فراز تشکیل شده که هر قسمت با درود بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله شروع ‌می‌شود. امام سجاد علیه السلام در ضمن هر فراز با درخواست آراستگی به برخی از اخلاق پسندیده یا طلب دوری از بعضی رذائل اخلاقی، ارزش‌ها و ضدارزش‌های اخلاقی را معرفی کرده است. ضمن آنکه برخی مبانی اعتقادی که یک مؤمن موحّد باید داشته باشد نیز در خلال دعا تبیین شده است.

در اهمیت این دعا بزرگان بسیاری سخن گفته‌اند که به جهت رعایت اختصار به ذکر دو مورد از این توصیه‌ها و تأکید‌ها بر اهمیت دعای مکارم الاخلاق اشاره می‌شود.

آیت الله سید علی خامنه‌ای حفظه الله در خصوص این دعا چنین بیان می‌دارند:

«دعاهای صحیفه همه‌اش خوب است امّا من اگر بخواهم توصیه کنم، دعای پنجم و دعای بیستم که معروف به دعای مکارم‌الاخلاق [است را میگویم].[24]»
«دعای شریف مکارم الاخلاق را زیاد بخوانید تا ببینید آن چیزهایی که امام سجاد علیه‌السّلام در این دعا از خدا خواسته است، چیست.
[25]»

«دعای مکارم‌الاخلاق که حقیقتاً هر فقره و جمله از آن، یک معرفت بزرگ است، برای انسان مؤمن یک درس زندگی است. جا دارد کسانی که اهل مطالعه و تدبّر یا اهل دعا و تضرّع هستند، با دعای مکارم‌الاخلاق اُنس بگیرند و آشنا شوند.[26]»

«وقتی مبانیِ معرفتی ضعیف بود، طبعاً نمی‌تواند آنها را در مقابل حوادث، در مقابل سؤال‌ها، در مقابل ابهام‌ها حفظ کند و در صراط مستقیم نگه دارد. لذاست که به نظر من به مسائل ایمانی و مسائل اعتقادی و معرفتی بپردازید. ببینید، این دعا که عرض کردم -دعای بیستم صحیفه‌ی سجّادیّه، دعای معروف مکارم‌الاخلاق- این جوری است: اَللَهُمَّ بَلِّغ بِایمانی اَکمَلَ‌ الایمانِ وَ اجعَل یَقینی اَفضَلَ الیَقین؛ می‌گوید یقین را دارم امّا بهترین یقین قرار بده یقین من را. وَ انتَهِ بِنیَّتی اِلى اَحسَنِ النِّیّات وَ بِعَمَلی اِلى اَحسَنِ الاَعمال‌، تا آخر این دعا. دعا البتّه دعای عجیبی است. من توصیه می‌کنم که عزیزان، جوان‌ها با این دعای بیستم صحیفه‌ی سجّادیّه آشنا بشوند.[27]»

همچنین آیت الله سید حسین یعقوبی قائنی[28] نیز درباره این دعا چنین بیان داشته‌اند:

«دعایی است بسیار عالی که در آن، هم بسیاری از دردهای معنوی و هم درمان آن ذکر شده است.[29]»

در این دعا به بسیاری از عواملی که می‌تواند منجر به ایجاد بحران در بنیان خانواده گردد و نیز راهکارهای علاج این عوامل بحران‌زا اشاره شده است و بر این اساس پیش‌بینی می‌شود که تدبر در مضامین بلند این دعا به طور مستقیم و غیر مستقیم منجر به پایداری و استحکام بنیان خانواده گردد. در ادامه به آن مضامین دعا که به شکلی واضح‌ و مستقیم به عوامل بحران‌زا و تحکیم‌بخش در خانواده مرتبط می‌شود پرداخته شده است و در پایان نیز تأثیر باور به این مضامین و عمل‌کردن بر طبق این تعالیم در استحکام بنیان خانواده بررسی می‌شود.

 

2-2-        ذکر عملی بودنِ توجه و عمل به دعای مکارم الاخلاق عامل تأثیرش بر پایداری خانواده:

چنانچه بیان شد، ذکر خدا، آرامش به دنبال دارد و یکی از مصادیق ذکر خدا دعاست، اما به بیان حضرات معصومین، یکی از درجات مهم ذکر خدا، ذکر عملیست، به این معنا که وقتی انسان در معرض گناهی قرار گرفت با یاداوری خداوند در قلبش از آن معصیت کناره بگیرد یا وقتی در معرض این قرار گرفته که باید عملی که مورد رضای خداست انجام دهد،‌ با یاداوری خداوند در قلبش به انجام آن عمل مبادرت ورزد. چنانچه از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نیز در همین زمینه منقول است:

«سَیِّدُ اَلْأَعْمَالِ ثَلاَثَةٌ إِنْصَافُ اَلنَّاسِ مِنْ نَفْسِکَ حَتَّى لاَ تَرْضَى بِشَیْءٍ إِلاَّ رَضِیتَ لَهُمْ مِثْلَهُ وَ مُوَاسَاتُکَ اَلْأَخَ فِی اَلْمَالِ وَ ذِکْرُ اَللَّهِ عَلَى کُلِّ حَالٍ لَیْسَ سُبْحَانَ اَللَّهِ وَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ اَللَّهُ أَکْبَرُ فَقَطْ وَ لَکِنْ إِذَا وَرَدَ عَلَیْکَ شَیْءٌ أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ أَخَذْتَ بِهِ أَوْ إِذَا وَرَدَ عَلَیْکَ شَیْءٌ نَهَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْهُ تَرَکْتَهُ[30].

سرور اعمال سه چیز است:
به انصاف قضاوت کردن تو با مردم نسبت به خودت تا آنکه چیزى را براى خود نپسندى جز آنکه مانندش را براى آنان به پسندى،
و مواسات کردن با برادرانت در مال،
و ذکر خدا در هر حال، و مقصود از ذکر خدا در هر حال، فقط گفتن سبحان اللّه و الحمد للّه و اللّه أکبر نیست، بلکه مقصود از ذکر خدا در هر حال این است که اگر با مسئله مواجه شدی که خدا به آن امر کرده بود، آن را انجام دهی و چنانچه با مسئله مواجه شدی که خدا از آن نهی کرده بود آن را واگذاری و ترک کنی.»
حال با توجه به تبیین مفهوم ذکر عملی، باید دانست که توجه کردن به مضامین دعای مکارم الاخلاق، با توجه به نکات و معارف بسیار بلند و کاربردی و عمیقی که در خود دارد، می‌تواند منجر به تحقق ذکر عملی در اعضای خانواده شود و از این طریق آرامش را در خانه حاکم نماید و در سایه آرامش است که خانواده پایداری و استحکام  خود را حفظ می‌کند. لذا عمل به مضامین دعای  مکارم الاخلاق محقق کننده ذکر عملی است و در نتیجه با خود آرامش حقیقی را به دنبال خواهد داشت.

2-3-        برخی از مهمترین و تأثیرگذارترین مضامین دعای مکارم الاخلاق که به صورت مستقیم منجر به کاهش عوامل تهدیدکننده استحکام، آرامش و پایداری خانواده می‌شوند:

همان‌طور که بیان شد، دعای شریف مکارم الاخلاق دارای مضامینی است که اولاً به صورت مستقیم با مهمترین آسیب‌هایی که پایداری و استحکام و آرامش خانواده را تهدید می‌کند مرتبط است و از سوی دیگر مقوّم برخی از مهمترین عواملی است که رعایت آن‌ها نیز منجر به افزایش پایداری، استحکام و آرامش در خانواده می‌شود؛ این دو وجه یعنی عوامل برطرف کننده آسیب‌ها و عوامل مقوّم پایداری در حقیقت مصادیق مختلف ذکر عملی هستند، با همان تعریفی که از ذکر عملی طبق کلام معصوم علیه السلام در بخش (2-2) ارائه شد. در این بخش به مرور به 10 مورد از این مهمترینِ این عوامل که یا کاهنده آسیب‌ هستند یا مقوّم و تقویت کننده استحکام و در دعای مکارم الاخلاق نیز به آن اشاره شده است پرداخته می‌شود تا مشخص شود که توجه به مضامین این دعای شریف و تلاش برای باور به معارف آن و عمل به رهنمود‌هایش چگونه منجر به استحکام، پایداری و آرامش در خانواده می‌گردد.

 

2-3-1- جلوگیری از آسیب مهم چشم و هم چشمی:

 

 

در بخشی از فراز سوم دعای مکارم الاخلاق چنین بیان شده: «اللهم... لاتَفْتِنّى بِالنَّظَرِ - پروردگارا... مرا به نگریستن با حسرت در مال و جاه دیگران گرفتار مساز»
مقصود از این بخش از دعا، پناه بردن به خدا از مقوله‌ای است که به نام چشم و هم چشمی اصطلاحاً معروف است.

براساس برخی برآوردها عامل 30 درصد طلاق‌ها چشم و هم چشمی است[31]. با رجوع به مراکز مشاوره مشخص می‌شود که منشأ بسیاری از اختلافات، ریشه در چشم و هم چشمی دارد، ریشه در عدم قناعت به داشته‌ها و ریشه در نگاه به داشته‌های دیگران (عمدتاً هم در برتری‌های مادی و دنیوی). در احادیث نیز از حضرات معصومین علیهم السلام موارد متعددی نقل شده است که مضمون آن نهی از چشم و هم چشمی و نگاه حسرت‌آلود به داشته‌های دیگران است، به عنوان نمونه:

از رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه آله در این ‌باره چنین نقل شده:
«مَنْ‏ أَتْبَعَ‏ بَصَرَهُ‏ مَا فِی‏ أَیْدِی‏ النَّاسِ‏ طَالَ هَمُّهُ وَ لَمْ یُشْفَ غَیْظُه
[32]‏.

کسی که نگاهش دنبال آنچه که دست مردم است، باشد، دچار هم و غم طولانی گشته و نَفَسش از افسوس و حسرت پی در پی بر دنیا بند آید.»

از امیرالمؤمنین علی علیه السلام نیز در این باره چنین نقل شده است:
«وَأَکْثِرْ أَنْ‏ تَنْظُرَ إِلَى‏ مَنْ فُضِّلْتَ عَلَیْهِ فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ أَبْوَابِ الشُّکْر
[33]
سعی کن تا می‌توانی به زیردست خودت در نعمت‌ها نگاه کنی، به کسی که تو بر او برتری داده شده‌ای، که این نوع نگاه از ابواب شکر الهی است.»

چنانچه اعضای خانواده بتوانند خود را از این رذیله اخلاقی که عمدتاً ریشه در حسد و حرص دارد، با استعاذه به درگاه الهی و توسل به اولیایش و مجاهده با نفسشان ایمن شوند، به طبع آن خانواده نیز از خیل عظیمی از آسیب‌ها و خطرات ایمن می‌شود.

2-3-1-1- چشم و هم چشمی و تکلف:

از سوی دیگر چشم و هم چشمی عاملی مهم است که خانواده‌ها را در دام تکلفات بیهوده گرفتار می‌سازد. الزام کردن رعایت این تکلفات و تبعات سنگین بار کردن آن‌ها بر دوش اعضای خانواده نیز به طور مستقیم بر زوال آرامش خانواده تأثیر می‌گذارد و در مقابل بالاترین آسایش در زندگی برای کسانی است که از تکلفات بیهوده که در بسیاری از موارد ریشه در چشم و هم چشمی دارد، به دور باشند، چنانچه از امیرالمؤمنین علی علیه السلام در این زمینه نقل شده است:
«أهنى العَیشِ اطِّراحُ الکُلَفِ
[34].
گواراترین زندگى [در] دور افکندن تکلّفات است.»

2-3-1-2- چشم و هم چشمی و نداشتن قناعت:

روی دیگر چشم و هم چشمی، همان نداشتن روحیه قناعت و اکتفا نکردن و قانع نبودن و راضی نبودن از داشته‌ها.
این عامل ریشه بسیاری از عدم رضایت‌ها در خانواده‌هاست. به عنوان مثال مرد خانواده به ظاهر همسرش اکتفا نمی‌کند و در نتیجه چشمانش را رها می‌کند و زنانی زیباتر از زن خود را می‌بیند، به تبع آن رضایتش از رابطه جنسی با همسرش کم می‌شود و عدم رضایت از رابطه جنسی خود یکی از مهمترین عوامل اختلاف و ناپایداری در خانواده است. برخی از آمار حاکی از تأثیر نارضایتی جنسی بر 78 درصد طلاق‌ها در کشور را نشان می‌دهد
[35].

2-3-1-3- چشم و هم چشمی و شیوع گشت‌زنی در شبکه‌های مجازی:

شیوع شبکه‌های مجازی از دیگر عوامل دمیده شدن در آتش چشم و هم چشمی در دوران کنونی است. اشخاصی که به اصطلاح با عنوان سلبریتی از آن‌ها یاد می‌شود، از ظاهر زندگی‌های لوکس و اشرافی خود فیلم و عکس در صفحاتشان در شبکه‌های اجتماعی قرار می‌دهند و بسیاری از مردم و اعضای خانواده‌ها نیز با حسرت به آن ظاهر لوکس و اشرافی و سراسر خوشگذرانی می‌نگرند و همین امر منجر به نارضایتی از وضعیت زندگی خود و خانواده‌شان می‌شود. در حقیقت در دوران کنونی سلبریتی‌ها، قارون‌های کوچکی هستند که از طریق فضای مجازی زندگی و دارایی‌های خود را به نمایش می‌گذارند، مانند قارون که با دارایی‌هایش در میان قومش ظاهر می‌شد و مردم نیز به مانند قوم و خویش قارون با حسرت به آن‌ها نگاه می‌کنند در حالی که اگر انسان از جهان‌بینی صحیح برخوردار باشد در می‌یابد که داشتن وضعیتی چون وضعیت قارون حسرت ندارد، بلکه انسان باید از سختی آزمون و امتحان خداوند که از طریق وسعت نعمات متوجه بنده‌اش می‌سازد در بیم و هراس باشد.

قرآن کریم کسانی را که با چشم حسرت به داشته‌های دنیوی دیگران می‌نگرند را اشخاصی معرفی می‌کند که جاهل و خواهان دنیا هستند و خدا را رزّاق خود نمی‌دانند و باور ندارند که وسعت و تنگی در رزق و روزی در این عالم اولاً تنها به دست خداست و در ثانی برای امتحان بندگان است و از سوی دیگر کسانی را که با چشم عبرت به برخورداران از مواهب دنیا می‌نگرند و به دنبال کسب ثواب و رضای الهی در دنیا هستند را کسانی معرفی می‌کند که دارای علم حقیقی هستند.

2-3-1-4- چشم و هم چشمی و حس برتری‌جویی:

یکی از عواملی که باعث می‌شود انسان‌ها به سمت چشم و هم چشمی سوق داده شوند، داشتن روحیه برتری‌جویی است. این حس برتری‌جویی خود منشأ فسادهای عظیم، گسترده و پرشماری است که هر یک می‌تواند بنیان خانواده و استحکام و پایداری آن را بر هم بزند. چشم و هم چشمی‌ای که ریشه در برتری‌جویی دارد اولاً باعث می‌شود که انسان در آخرت بی‌بهره باشد. چنانچه خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
«تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ
[36]
آن سراى آخرت را براى کسانى قرار مى‏‌دهیم که در زمین خواستار برترى و فساد نیستند و فرجام [خوش] از آن پرهیزگاران است.»
همچنین از از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز در این خصوص نقل شده که فرمودند:
«ما ذِئْبانِ ضارِیان اُرْسِلا فی زَریبَةِ غَنَمٍ، بأکْثَرَ فَسادا فیها مِن حُبِّ المالِ و الجاهِ فی دِینِ الرّجُلِ المُسلمِ
[37].
دو گرگ درنده‏اى که به آغل گوسفندان حمله کنند فسادشان بیشتر از شهرت‌طلبی و مال‌دوستی در دین انسان مسلمان نیست».
در نتیجه این فسادهای ناشی از چشم و هم‌چشمی‌ای که ریشه در برتری‌طلبی دارد، منجر به زوال آرامش و سلب استحکام و پایداری از بنیان خانواده می‌شود.

2-3-1-5- تصحیح مبانی اعتقادی درباره چشم و هم چشمی:

چرا در انسان حس چشم و هم چشمی به وجود می‌آید. این امر عمدتاً ریشه در مبانی اعتقادی نادرست دارد، مواردی نظیر اینکه خدا رزّاق است و من به جای داشتن نگاه با حسرت و حسادت به داشته‌های دیگری باید از خدایی که به هر که بخواهد می‌بخشد بخواهم که به من هم وسعت رزق دهد. یا اینکه در حدیث است که خداوند بهتر می‌داند هر بنده‌اش با چه شرایطی بهتر بندگی می‌کند، با فقر یا ثروت، با سلامت یا بیماری، با عافیت یا گرفتاری، بنابر همین آگاهی هم شرایطی فراهم می‌کند که بنده‌اش بهتر بتواند بندگی کند، ولو که به حسب ظاهر مورد پسند ما نیز نباشد. یا اینکه نعمت‌های دنیا الزاماً‌ برای هر شخص خیر نیست، ای بسا شخصی که دارای انواع نعمات دنیوی باشد دچار سنت استدراج شده است و گام به گام با این توانی که به واسطه وفور نعمات سلامتی و رزق و روزی و جاه و مقام و... بدست آورده بر طغیان و سوء عاقبت خود می‌کوشد. یا اینکه بر طبق احادیث بفهمد که امتحان به وسعت رزق از دیگر امتحانات الهی در زمینه رزق (یعنی امتحان به رزق در حد کفاف یا حد کم)‌ سخت‌تر است و انسانی که از نعمات مادی و دنیوی برخوردار است سخت‌تر می‌تواند حقوقی که بر او واجب شده و وظایفی که باید به واسطه وسعت رزق انجام دهد را با موفقیت ادا نماید.

2-3-1-6- استعاذه عملی در زمینه چشم و هم چشمی در کنار استعاذه قلبی و زبانی:

امام در این فراز از دعا، به خدا پناه می‌برند از گرفتار شدن به دام نگاه با حسرت به داشته‌های مادی و دنیوی دیگران، هر استعاذه زبانی تا با استعاذه قلبی و زبانی همراه نشود اثر لازم را نخواهد داشت و استعاذه حقیقی شکل نگرفته است. فی المثل حتی اگر انسان یوسف صدّیق، عبد مخلَص خدا و رسولش باشد، در کنار استعاذه زبانی و عملی برای گرفتار نشدن در دام گناه باید استعاذه عملی نیز داشته باشد و از محیطی که در آن به گناه دعوت شده است خارج شود. در اینجا نیز همین طور است، اگر اعضای خانواده می‌خواهند در زمینه چشم و هم چشمی استعاذه حقیقی به درگاه خداوند داشته باشند، علاوه بر استعاذه زبانی و قلبی باید با زمینه‌های شکل‌گیری چشم و هم چشمی و داشتن نگاه با حسرت به داشته‌های مادی دیگران مبارزه نمایند. ریشه‌هایی که تعدادی از آنها در بند‌های فوق بیان شد، مواردی نظیر:
1. تقویت روحیه قناعت در خود با ذکر نعماتی که خداوند به انسان داده و مقایسه با افرادی که از حیث مادی در وضعیت ضعیف‌تری نسبت به انسان زندگی‌ می‌کنند.
2. استفاده صحیح و کنترل شده از شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی. وقتی انسان می‌فهمد که اگر چشمانش تصاویر زندگی آنچنانی سلبریتی‌ها را ببیند، توانایی کنترل افکار خود را در مراحل بعد ندارد، باید از دیدن همان تصاویر نیز پرهیز کند تا برای هجوم افکار بعدی در ذهنش زمینه‌ای فراهم نکند.
3. تلاش برای مبارزه با حس برتری‌جویی. فی المثل اگر دید که کسی که نسبت به آن چشم و هم چشمی دارد کفشی خریده است که از او هم می‌خواهد از سر چشم و هم چشمی آن کفش را بخرد، با این میل مبارزه کند و پولش را در زمینه دیگر هزینه کند. هر یک‌بار که بتواند عملی مخالف خواسته میلش در این زمینه انجام دهد، ریشه این حس برتری‌جویی را به همان میزان در وجودش می‌تواند بخشکاند.

4. اصلاح مبانی اعتقادی مرتبط با مسئله رزق و روزی دنیوی و چشم و هم چشمی. مواردی که مثال‌هایش در بخش (2-3-1-5) ارائه شده است.

 

2-3-2- پرهیز اعضای خانواده از منّت گذاشتن:

 

در بخشی از فقره سوم دعای مکارم الاخلاق چنین بیان می‌شود: «اللهم... وَ أَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَى یَدِیَ الْخَیْرَ وَ لاَ تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ. پروردگارا... و بر دست من، در حق مردم کارهاى خیر جارى کن و کارهاى خیر من به شائبه منت‌نهادن بر خلق خداى میامیز.»

یکی از مسائلی که در بسیاری از موارد منجر به اختلاف در خانواده‌ها می‌شود، پدیده منّت گذاشتن است. منت گذاشتن آنقدر در نزد درگاه الهی منفور است که بر طبق روایات شخص منّت گذار به بهشت راهی ندارد[38] و میان او و جهنم حجابی نیست[39]. همچنین طبق آیات قرآن کریم، منت گذاشتن موجب نابودی ثواب اعمال نیک انسان می‌شود[40].
وقتی چنین توصیفات عظیمی از گناه منت گذاشتن در آیات و روایات بیان می‌شود، این بدین معناست که فطرت انسانی به شکلی آفریده شده است که از منّت منزجر است و اگر کسی در حق انسان خیری انجام دهد اما در پی آن منّت گذارد، نه تنها در انسان هیچ حس مطلوبی از آن شخص به سبب عمل خیرش باقی نمی‌ماند بلکه جز حس انزجار و تنفّر در قلب شخصی که بر او منّت نهاده شده حس دیگری ایجاد نمی‌شود.

در یک خانواده اگر یک یا چند عضو نسبت به دیگران مثلاً بیشتر اهل انجام کارها در خانه باشند، اما به جهت این خدماتشان منت گذارند بر دیگر اعضای خانواده، یا زن یا مرد از تمکّن مالی بیشتری برخوردار باشند و به جهت اینکه بیشتر برای خانواده هزینه‌کرده‌اند به طرف مقابل منت گذارند، یا والدینی که صاحبت ثروت هستند به فرزندان خود امکاناتی بدهند اما برای این امکانات مرتب به ایشان منت گذارند و مواردی از این دست، این امر آسیب بسیاری جدی به سلامت و استحکام روابط میان اعضای خانواده خواهد زد و از سوی دیگر پرهیز از منت گذاشتن پس از اعمال نیک و لطف‌هایی که اعضای خانواده نسبت به هم مبذول می‌دارند موجب ایجاد حس عمیق علاقه در اعضای خانواده می‌گردد.

 

 

2-3-3- پرهیز از تفاخر کردن اعضای خانواده نسبت به یکدیگر:

در بخشی از فقره سوم دعای مکارم الاخلاق چنین بیان شده است: «اللهم... وَ هَبْ لِی مَعَالِیَ الْأَخْلاَقِ وَ اعْصِمْنِی مِنَ الْفَخْرِ. پروردگارا... مرا از اخلاق متعالى بهره‌‏ورم ساز و از تفاخر کردن به آن کمالات اخلاقی در امانم بدار.»

اساساً خود را برتر دانستن به واسطه داشتن فضایل و کمالات حقیقی جایز نیست! چنانچه در حدیث از امیر مؤمنان علی علیه السلام نیز چنین نقل شده:

 

این خودبرتر بینی ولو به جهت داشتن صفات و کمالاتی حقیقی هم در درون انسان باشد، از عوامل بزرگ اختلاف میان زوجین و والدین و فرزندان است، چرا که شخصی که به هر دلیل دچار حالت تفاخر و خودبرتربینی شده است،‌ دیگر عیوب خود را ندیده و گرفتار عجب و کبر نیز می‌شود و عُجب و کبر نیز از رذایل بسیار بزرگی هستند که بر کیفیت روابط اعضای خانواده با یکدیگر تأثیرات بسیار سوء و نامطلوبی  می‌گذارند. چناچه در سخن حضرات معصومین علیهم السلام نیز به این حقیقت مهم اشاره شده است که هر گاه انسان نسبت به خود حالت تفاخر و از خود راضی گرفت، اطرافیانش از او ناراضی می‌شوند! چنانچه از امام هادی علیه السلام در این خصوص چنین نقل شده است:

«مَنْ رَضِیَ عَنْ نَفسِهِ کَثُرَ السَّاخِطُونَ عَلَیهِ[41]. هر کس از خودش راضی باشد، دشمنان و بدخواهانش زیاد شود.»

2-3-4- حفظ حالت تواضع نسبت به اعضای خانواده حتی پس از رسیدن به جایگاه‌های بالاتر:

در بخشی از فقره چهارم دعای مکارم الاخلاق چنین بیان شده است: «وَ لاَ تَرْفَعْنِی فِی النَّاسِ دَرَجَهً إِلاَّ حَطَطْتَنِی عِنْدَ نَفْسِی مِثْلَهَا وَ لاَ تُحْدِثْ لِی عِزّاً ظَاهِراً إِلاَّ أَحْدَثْتَ لِی ذِلَّهً بَاطِنَهً عِنْدَ نَفْسِی بِقَدَرِهَا. بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندانش و هر گاه جایگاه مرا در نظر مردم بالا بردی به همان‌قدر در نفس خود خوارم گردان‏. و هر گاه مرا به عزتى آشکار مى‏‌نوازى به همان‌قدر در نفس خود ذلیلم گردان.

گاهی در یک خانواده، هر یک از زوجین یا فرزندان به عللی، یک جایگاه اجتماعی بالا پیدا می‌کنند (فی المثل شوهر، یک پُست اداری مدیریتی بالا کسب می‌کند یا به زوجه یک ارث هنگفت می‌رسد یا فرزند مدرک تحصیلی بالایی کسب می‌کند و والدینش نسبت به او سوادی اندک دارند یا...) و پس رسیدن به این جایگاه اجتماعی بالاتر، رفتار همسر یا فرزندانی که ترفیع جایگاه اجتماعی پیدا کرده‌‌اند با دیگر اعضای خانواده مثل قبل از سر تواضع و محبت نیست، بلکه حالت تکبر و غروری در رفتار ایشان پیدا می‌شود. این حالت یکی از علل مهم ناپایداری در خانواده‌هایی است که یکی از زوجین یا فرزندان به دلایلی پس از مدتی نسبت به قبل جایگاه اجتماعی‌شان به شکلی چشمگیر تغییر می‌کند. امام علیه السلام در این فراز از دعا این خطر مهم را متذکر می‌شوند و به همه می‌آموزند که باید از خدا بخواهند تا به این رذیله اخلاقی دچار نشد.

 

2-3-5- پذیرش حرفِ حقِّ حَکَم در اختلافات خانوادگی:

در بخشی از فقره هشتم دعای مکارم الاخلاق چنین بیان می‌شود: « اللهم... وَفِّقْنِی لِطَاعَهِ مَنْ سَدَّدَنِی وَ مُتَابَعَهِ مَنْ أَرْشَدَنِی‏، پروردگارا... مرا توفیقم ده که فرمانبردار کسى باشم که مرا به راه راست دعوت می‌کند  و تابع آن که مرا به طریق رشد مى‌‏کشاند.»

اساساً یکی از مهمترین نکات برای رفع اختلافات در خانواده‌ها این است که هر یک از اعضای خانواده که با یکدیگر دچار اختلاف شده‌اند (به ویژه زوجین) شخص عادلی را به عنوان حَکَم قبول داشته‌ باشند، این امر آنقدر در حفظ بنیان خانواده  اهمیت دارد که قرآن کریم نیز به طور ویژه بر آن تأکید ورزیده است:

«وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَیْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَکَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَکَمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ یُرِیدَا إِصْلَاحًا یُوَفِّقِ اللَّهُ بَیْنَهُمَا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا خَبِیرًا[42] و اگر از جدایی و شکاف میان آنها بیم داشته باشید، داوری از خانواده شوهر، و داوری از خانواده زن انتخاب کنید (تا به کار آنان رسیدگی کنند) اگر این دو داور تصمیم به اصلاح داشته باشند خداوند کمک به توافق آنها می‏کند، زیرا خداوند دانا و آگاه است (و از نیات همه با خبر است.)»

امام علیه السلام در این فراز از دعا، به مؤمنین می‌آموزند که یکی از وظایف مهم ایشان در امر بندگی، تبعیت از کسی است که حرف حق می‌زند و انسان را به مسیر رشد و صلاح و خیر هدایت می‌کند. حال اگر طرفین اختلاف در خانواده به این مضمون دعای شریف مکارم الاخلاق توجه کنند و اولاً حکم مناسبی که به عدالت حُکم کند بیابند و در ثانی مقید شوند تا سخن حکم را بپذیرند بسیاری از اختلافات در خانواده‌ها برطرف می‌شود و تبعاً‌ بر استحکام، و پایداری و آرامش خانواده افزوده می‌شود.

 

2-3-6- پیشقدم شدن در بر قراری ارتباطی که دچار مشکل شده است:

در بخشی از فقره نهم دعای مکارم الاخلاق چنین بیان شده است: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ... وَ أَجْزِیَ مَنْ هَجَرَنِی بِالْبِرِّ وَ أُثِیبَ مَنْ حَرَمَنِی بِالْبَذْلِ... وَ أُکَافِیَ مَنْ قَطَعَنِی بِالصِّلَهِ - بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندانش و رستگارى بخش مرا...  تا کسى را که از من دورى گزیند به نیکویى پاسخش دهم و کسى را که مرا محروم مى‌‏دارد با بذل و احسان پاسخش دهم. و به آن کس که رشته مودت بریده است بپیوندم.»

 

توجه به همین یک فراز از مضامین دعای مکارم الاخلاق برای جلوگیری از ایجاد اختلافات عمیق و جدی در خانواده‌های کفایت می‌کند. در خصوص شدّت خوشحالی ابلیس از اختلاف میان اعضای خانواده و شدّت اهمیت ایجاد رابطه دوستان پس از به وجود آمدن اختلاف میان اعضای خانواده روایات بسیار تأمل برانگیزی از حضرات معصومین علیهم السلام نقل شده است که به ذکر چند مورد اکتفا می‌شود:

رسول خدا صلوات الله علیه و آله:

«اِنَّ فَرحَةَ ابلیسَ اِذا فَرَّقَ بینَ المُتحابیّنَ کَفَرحَتِهِ حینَ خَرَجَ آدمُ مِنَ الجَنَّةِ[43]!

خوشحالی ابلیس هنگام تفرقه انداختن میان دوستان به اندازه خوشحالی او در زمانی است که آدم (علیه‌السلام) از بهشت رانده شد!»

حضرت امام باقر علیه ‌السلام:

«ما مِن مُؤمِنَینِ اهتَجرا فَوقَ ثلاثٍ اِلاّ و بَرِئتُ مِنُهما فی‌الثّالِثَةِ[44].

دو نفر مؤمنی که بیش از سه روز (به عنوان قهر) از یکدیگر جدا می‌شوند از هردوی آن‌ها بیزارم.»

حضرت امام حسین علیه ‌السلام:

«أیُّما اِثنَینِ جَری بَینَهُما کلامٌ فَطَلبَ احدُهُما رِضَی الآخَرِ کانَ سابِقَهُ اِلَی الجَنَّةِ[45].

هر دو نفری که میان آنها کدورتی حاصل شود و یکی از آن دو پیشدستی کند و از دیگری حلالیت بطلبد فردا (نیز) در رفتن به بهشت بر او سبقت خواهد گرفت.»

حضرت امام صادق علیه السلام:

«لا یَفتَرِقُ رجُلانِ علَى الهِجرانِ إلّا استَوجَبَ أحَدُهُما البَراءةَ واللَّعنَةَ، ورُبَّما استَحقَّ ذلکَ کِلاهُما، فقالَ لَهُ مُعَتّبٌ: جَعَلَنیَ اللّه ُ فِداکَ، هذا الظّالِمُ فما بالُ المَظلومِ؟

قالَ: لأ نَّهُ لا یَدعو أخاهُ إلى صِلَتِهِ و لا یَتَغامَسُ لَهُ عَن کَلامِهِ ، سَمِعتُ أبی یقولُ : إذا تَنازَعَ اثنانِ فَعازَّ أحَدُهُما الآخَرَ فلْیَرجِعِ المَظلومُ إلى صاحِبِهِ حتّى یَقولَ لِصاحِبِهِ: أی أخِی أنا الظّالِمُ، حتّى یَقطَعَ الهِجرانَ بَینَهُ وبَینَ صاحِبِهِ ، فإنّ اللّه َ تبارَکَ وتعالى حَکَمٌ عَدلٌ یأخُذُ للمَظلومِ مِن الظّالِمِ[46].

هیچ گاه دو نفر با حالت قهر از یکدیگر جدا نشوند، مگر اینکه یکى از آن دو سزاوار بیزارى و لعنت باشد و چه بسا که هر دوى آنها سزاوار این امر باشند. راوی عرض کرد: خدا مرا فدایتان گرداند، ظالم، درست [که مستحق این کیفر است] اما مظلوم چرا؟

حضرت فرمود: براى آنکه برادرش را به آشتى با خود دعوت نمى‌کند و از سخن او چشم نمى‌پوشد. شنیدم پدرم مى‌فرمود: هرگاه دو نفر با هم ستیزه کردند و یکى از آن دو بر دیگرى چیره آمد، باید آنکه در حقّ او ستم شده نزد آن دیگرى برود و به او بگوید: اى برادر! ستمکار منم، تا قهر و جدایى میان او و رفیقش برطرف شود؛ زیرا خداوند تبارک و تعالى داورى عادل است و حقّ ستمدیده را از ستمگر مى‌ستاند.»

چنانچه بیان شد، اگر اعضای خانواده همین یک نکته را رعایت نمایند تا حد زیادی اختلافات خانوادگی در نطفه خفه می‌شوند و تشدید و گسترش نمی‌یابند؛ در نتیجه بنیان خانواده از بسیاری از آسیب‌ها حفظ شده و بر پایداری و استحکام و آرامش آن افزوده می‌شود.

 

 

2-3-7- چشم فروبستن بر بدی‌ها و پوشاندن عیوب و قدرشناسی از زحمات یکدیگر:

در فرازهایی از دعای شریف مکارم الاخلاق چنین بیان می‌شود:

«اللهم... أُخَالِفَ مَنِ اغْتَابَنِی إِلَى حُسْنِ الذِّکْرِ وَ أَنْ أَشْکُرَ الْحَسَنَهَ وَ أُغْضِیَ عَنِ السَّیِّئَهِ.
خداوندا مرا موفق بدار تا ... کسى را که از من به بدى یاد کرده به نیکى یاد کنم و خوبى را سپاس گویم
و از بدى چشم فرو بندم.

همچنین در فرازهایی دیگری نیز بیان می‌شود:

«اللهم ... وَ إِفْشَاءِ الْعَارِفَهِ وَ سَتْرِ الْعَائِبَهِ.

خداوندا مرا موفق بدار به ... آشکار کردن نیکى و پوشاندن عیب‌ها‏.»

چنانچه بیان شد، در این فرازها امام تأکید ویژه دارند که انسان باید در زندگی مبنایش چشم‌پوشی از خطا و اشتباه دیگران باشد و تا می‌تواند عیوب دیگران را بپوشاند. در منطق الاهی معصومین علیهم السلام، هر قدر جایگاه یک شخص در یک ساختار بالاتر باشد، وظیفه بیشتری برای چشم‌پوشی از اشتباه و خطاپوشی پیدا می‌کند. چنانچه امیرمؤمنان علی علیه السلام در نامه خود به مالک او را به عنوان امیر مصریان، مهمترین شخصی قلمداد می‌کند که باید وظیفه خطاپوشی و چشم‌پوشی از اشتباهات را به عهده گیرد.

همچنین است در نظام خانواده، در خانواده‌ هم مرد به عنوان مدیر ساختار خانواده باید بیش از دیگر اعضا خطاپوش باشد و از اشتباهات اعضای خانواده چشم‌پوشی کند، همچنین پس از او همسرش نیز به خصوص نسبت به فرزندان باید چنین کند.

اساساً مبنای زندگی مشترک از فروبستن چشم بر کاستی هاست. دقت کردن به عیوب تا قبل از مرحله ازدواج است، اما پس از آنکه زوجین در مجموع یکدیگر را پسند کردند، پس از ازدواج مبنا چشم‌پوشی از عیوب و خطاهاست!

اساساً یکی از ملاک‌های مهم سلامت روانی اشخاص این است که عیوب و خطاهای دیگران را کمتر در ذهن داشته باشند، مولی علی علیه السلام این مهم را چنین بیان می‌دارند:

«حَسبُ المَرءِ ... مِن سَلامَتِهِ قِلَّةُ حِفظِه لِعُیوبِ غَیرِهِ[47].

در سالم بودن آدمى، همین بس که عیوب دیگران را کمتر در ذهن خود نگه دارد.»

همچنین با توجه به اینکه بدترین مخلوقات بر طبق روایات کسانی هستند که نمی‌بخشند و عذر را نمی‌پذیرند[48] یا در پی عیوب دیگران هستند[49]، از اینجا می‌توان فهمید که فطرت آدمی نیز چنین سرشته شده است و اگر یک یا برخی اعضای خانواده مبنایشان چشم‌پوشی از خطا و اشتباه نباشد و احیاناً خدایی ناکرده به دنبال عیوب یکدیگر باشند، تا چه حس انزجار نسبت آن شخص یا اشخاص در خانواده ایجاد می‌شود و اساس و بنیان خانواده به شدّت به خطر می‌افتد.

از دیگر نکات بسیار مهمی که در این فرازها در دعا بر آن تأکید شده است، اهمیت قدرشناسی از زحمات دیگران و بزرگ دیدن نیکی‌های آنان و کوچک شمردن نیکی‌های خود است! عامل نارضایتی بسیاری از همسران و حتی فرزندان در خانواده این است که دیگر اعضا حس قدرشناسی لازم را ندارند و به تشکر زبانی و عملی از آن عضو خانواده که زحمتی را متقبل شده اقدام نمی‌کنند. یا کارهای خوب دیگر اعضای خانواده را کوچک می‌شمارند و کارهای خود را ولو که حقیقتاً نیز مهم و بزرگ نباشد، زیاد و با اهمیت می‌دانند. اگر این دیدگاه‌ها در خانواده‌ها اصلاح شود. یعنی اعضای خانواده قدرشناس یکدیگر باشند، چه زبانی و چه عملی و کارها و لطف‌ها و زحمات دیگر اعضای خانواده‌ را ولو اندک هم که باشد زیاد برشمرند و کارهای خوب و نیک خود را ولو بسیار هم باشد اندک شمارند، همیشه احساس محبت در میان اعضای خانواده حفظ می‌شود و از آسیب‌های متعددی نیز در امان می‌مانند.

 

 

2-3-8- ادای حقوق دیگر اعضای خانواده:

در فراز دیگری از دعای مکارم الاخلاق چنین بیان می‌شود:

«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ... وَ أَلْبِسْنِی زِینَهَ الْمُتَّقِینَ فِی بَسْطِ الْعَدْلِ‏

پروردگارا بر محمد و آلش درود فرست و... مرا جامه پرهیزگاران بپوشان در گستراندن عدل.»

در اسلام، حقوق متعددی برای هر یک از اعضای خانواده مشخص شده است، برای مرد خانواده، نسبت به زن و فرزندان، برای زنِ خانواده، نسبت به شوهر و فرزندان و برای فرزندان نسبت به والدین و خواهرها و برادران. اگر اعضای خانواده بخواهند بر طبق این فراز از دعای شریف مکارم الاخلاق عمل کنند، در گام اول باید ابتدا حقوقی که دیگر اعضای خانواده بر ایشان دارند بشناسند و در گام بعدی پس از شناخت این حقوق به ادا کردن آن حقوق اقدام نمایند تا این فراز از دعای شریف مکارم الاخلاق را بتوانند محقق گردانند و به بسط عدل در کانون خانواده موفق شوند.

یکی از مهمترین مشکلات خانواده‌ها که عامل بسیاری از طلاق‌ها به ویژه در خانواده‌های ایرانی هست، عدم رضایت از رابطه جنسی میان همسران است. اسلام دستورات و توصیه‌های متعدد و بسیار دقیق و ظریفی در این خصوص بیان کرده که علم روز هم بر حقانیت و صحّت این دستورات صحّه می‌گذارد. اگر همسران در رعایت عدالت و ادای حقوق در همین یک زمینه جنسی به وظایف خاص و متعددی که اسلام برای هر یک از زوجین در این خصوص تبیین کرده است عمل نمایند، بسیاری از مشکلات ناشی از عدم رضایت جنسی همسران بر طرف می‌شود. این امر نیز به نوبه خود منجر به افزایش پایداری، استحکام و آرامش در خانواده می‌شود. در اینجا به ذکر چند نمونه از این نکات بسیار مهم در خصوص آمیزش جنسی و حقوق و وظایفی که برای زن و مرد در این زمینه تعیین شده اشاره می‌شود، مواردی که علم روز هم بر صحّت و حقانیت و تأثیر بسزای آن در رضایت جنسی صحّه گذاشته است و رعایت آن‌ها در نهایت منجر به رضایت زناشویی و پایداری و استحکام و آرامش بیشتر در خانواده می‌شود.

رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله:
«چون عروس را به خانه آوردید، با محبت و تواضع کفش‌هایش را در آورده، پاهایش را بشویید آن‌گاه او را به حجله دعوت کنید. این چنین است که مهر، برکت و رحمت بر خانه و عروستان سایه می‌افکند
[50]

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:

«خانم‌ها! شرم و آرزم صفت پسندیده و نیکوی شماست، اما حیا از شوهر، ناپسند و بیجا. بهترین شما کسی است که چون با شوهر خلوت کند، لباس حیا از خود بیفکند و چون لباس بپوشد، جامه شرم و حیا را نیز بپوشد و زیبایی‌ها و دل ربایی‌های خود را به دیگران عرضه مدارد[51]

رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله:

«هنگام در آمیختن با همسر خویش، یکدیگر را ببویید، ببوسید، عشق‌بازی کنید و با سخنان محبت آمیز، عشق را به او پیش‌کش کنید[52]

 

رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله:

«از ناتوانی مرد است که او قبل از آنکه با زنش حرف بزند و او ملاطفت نماید و او را ارضا کند خودش ارضا شود[53]

 

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:

«هنگام آمیزش چون پرندگان شتاب نکنید صبر پیشه ی خود سازید، زنها نیازمند وقت بیشتری هستند مدتی نه چندان طولانی به عشق بازی بپردازید همسرتان را کاملا" آماده سازید. آمادگی دو سویه آمیزش را فرح بخش و کامل می کند[54]

 

رعایت این‌گونه توصیه‌ها و وظایفی که برای هر یک از زن و مرد در آیات و روایات تبیین شده است منجر بر ایجاد عدالت در روابط جنسی می‌شود و این امر نیز، به گواه علم و تجربه و آمار می‌تواند تا حد بسیار زیادی از نارضایتی جنسی میان همسران بکاهد و به تبع آن بر میزان پایداری، استحکام و آرامش خانواده بیافزاید.

 

 

2-3-9- کنترل خشم و نرم خویی:

در فرازهایی از دعای مکارم الخلاق چنین بیان شده:

«اللهم... وَفَّقنی... وَ کَظْمِ الغَیْظِ... وَ لِینِ الْعَرِیکَهِ... -  پروردگار مرا موفق بدار به... فروخوردن خشم... و نرم خویی.»

خشم کنترل نشده چه از سوی زن و چه به ویژه از سوی مرد، عامل بسیاری از نارضایتی‌هایی است که در نهایت منجر به درخواست طلاق و حتی طلاق می‌شود. اگر خشم کنترل شود و نرم‌خویی حاکم شود، قطعاً شاهد آسیبی نظیر خشونت علیه زن و فرزندان در کانون خانواده نخواهیم بود. خشمی که در احادیث حضرات معصومین علیهم السلام به عنوان کلید هر بدی[55] قلمداد شده است. خشمی که اگر کنترل نشود به فرموده حضرات معصومین علیهم السلام به نوعی جنون مبدّل می‌شود و باعث می‌شود که انسان هر سخن و عمل و تصمیمی که در آن اتّخاذ نماید،‌ منجر به پیشمانیش گردد[56]. خشمی که با حاکم شدندش در میان اعضای خانواده، بر طبق احادیث امکان داشتن هر گونه اثر تربیتی را از شخص عصبانی سلب می‌کند[57] و اگر یک یا هر دو والد افرادی عصبانی و تندخشم باشند، به این معنیست که هیچ اثر تربیتی مثبتی نمی‌توانند بر فرزندانشان داشته باشند. این خشم اگر کنترل شود و جای خود را به نرم‌خویی و رفق و مدارا دهد، بسیاری از مشکلات در خانواده‌ها از بین می‌رود و خانواده روز به روز استحکام، پایداری و آرامشش بیشتر از قبل می‌گردد. چرا که همان‌گونه حضرات معصومین علیهم السلام، خشم را کلید هر بدی معرفی ‌می‌کنند، نرم‌خویی را نیز در طرف مقابل کلید پیروزی و رفع مشلکات و موانع معرفی می‌نمایند[58].

 

 

2-3-10- پرهیز از بدگمانی و سوء‌ظن و حسادت:

در فرازی از دعای مکارم الاخلاق چنین بیان شده است: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا یُلْقِی الشَّیْطَانُ فِی رُوعِی، مِنَ التَّمَنِّی وَ التَّظَنِّی وَ الْحَسَدِ ذِکْراً لِعَظَمَتِکَ وَ تَفَکُّراً فِی قُدْرَتِکَ وَ تَدْبِیراً عَلَى عَدُوِّکَ‏ -  پروردگارا، هر آرزو و بدگمانی و حسد
که شیطان در دل من افکند، تو آن را به ذکر عظمتت و تفکر در قدرتت و تدبیر بر ضد دشمنت بدل نماى.»

در این فراز از دعای شریف مکارم الاخلاق، حضرت امام سجاد علیه السلام به دو رذیله اخلاقی بسیار مهم اشاره فرمودند که ریشه بسیاری از مشکلات و اختلافات خانوادگی است، یکی سوء‌ظن و بدگمانی و دیگر حسادت!

2-3-10-1- آفت بدگمانی و سوء‌ظن در خانواده:

سوء‌ظن طبق فرمایش امیرالمؤمنین انسان سالم و درست‌کار را نیز به بدکاری و ناسالمی می‌کشاند[59]! سوء‌ظن بر طبق احادیث حضرات معصومین که علم روز روانشناسی نیز آن را تأیید می‌کند، نوعی بیماری روانی است[60]! سوء‌ظن اگر بر اعضای خانواده حاکم شود، بر طبق سخن حضرات مصومین علیهم السلام هیچ رابطه دوستانه‌ای را میان اعضای خانواده باقی نمی‌گذارد[61] و از نظر عاطفی اعضای خانوادگی همبستگیشان از هم می‌پاشد! در نتیجه استحکام و پایداری و آرامش در خانواده رو به زوال می‌رود. در طرف مقابل، حسن‌ظن منجر می‌شود به آرامش و آسایش روانی برای اعضای خانواده[62] و رشد پیوندهای عاطفی میان آن‌ها و در نیتجه استحکام و پایداری و آرامش بیشتر خانواده.

 

2-3-10-2- تأثیر آفت حسادت در خانواده:

حسادت یکی از رذائل اخلاقیست که به طور مستقیم با زوال آرامش در کانون خانواده ارتباط مستقیم دارد[63]. بر طبق آمارِ مراکز مشاوره، درصد قابل توجهی از مراجعان از این مشکل رنج می‌‌برند. مواردی نظیر حسادت زن به مادر شوهر زن، حسادت خواهر شوهر به همسر برادر، حساد شوهر به باجناق و حسادت زن به دختر و... این حسادت که روابط دوستانه را از خانواده‌ها محو می‌کند[64] و روابط میان زن و شوهر را نیز به جهت حسادت یکی از همسران به خویشاوندان همسر دیگر بر هم می‌زند و جای هیچ خوشی و خرّمی را در خانواده باقی نمی‌گذارد[65]. امام در فراز فوق از دعای مکارم الاخلاق از خداوند متعال می‌خواهد که به جای ابتلا به رذیله اخلاقی حسد که آرامش و استحکام و پایداری خانواده را از بین می‌برد، انسان ذاکر نعمات خدا و عظمت او الطافش باشد. اگر طبق فرمایش امام سجاد علیه السلام حسادت جای خودش را به ذکر و یادآوری نعمات خداوند و عظمت او و الطافش بدهد، آرامش و استحکام و پایداری خانواده به شدّت تقویت می‌شود و آسیب‌های متعدد ناشی از حسادت و عمل حسودانه که مفاسد متعددی را در پی دارد نیز از کانون خانواده رخت بر می‌بندد.

 

 

 

نتیجه گیری:

در طی پژوهش انجام شده مشخص شد که اولاً خود دعا، با توجه دادن اعضای خانواده به قدرت و رحمت نامحدود خداوند روح امید را در خلال مشکلات خانواده در اعضای خانواده زنده‌نگه می‌دارد، در ثانی به جهت توجه به حکیم بودن خداوند و رحیم بودنش، ظرفیت اعضای خانواده را برای مواجهه با مشکلات و سختی‌ها افزایش می‌دهد، و ثالثاً از نظر تکوینی شخص دعا کننده به درگاه خداوند بلا‌ها را از خود دور می‌کند و رحمت خداوند را جلب می‌کند و با توجه به اینکه دعا یکی از مصادیق ذکر قلبی و زبانی است منجر به رسیدن به آرامش در اعضای خانواده می‌شود و به این سبب بر استحکام و پایداری و آرامش خانواده تأثیر مثبت می‌گذارد. همچنین به طور ویژه با بررسی فرازهایی از دعای مکارم الاخلاق مشخص شد که توجه به مضامین آن و اصلاح مبانی اعتقادی طبق آنچه در این دعا ترسیم شده و همچنین اصلاح رفتار و گفتار طبق رهنمون‌های این دعا، هم از مصادیق ذکر عملی خواهد بود که منجر به رسیدن به آرامش می‌شود و هم منجر به کاهش بسیاری از عوامل تهدید کننده استحکام و پایداری و آرامش خانواده می‌شود و هم بسیاری از عوامل مقوّم سلامت، پایداری و استحکام خانواده را تقویت می‌نماید و از این طریق بنیان خانواده را مستحکم‌تر می‌کند.

 

فهرست منابع:

فهرست کتب:

-          قرآن

-          نهج البلاغه

-          صحیفه سجادیه

-          اربلی، ابی الحسن علی بن عیسی، کشف الغمه، بیروت: دار الاضواء

-          تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد؛ غرر الحکم و درر الکلم، قم:‌ دار الکتاب الإسلامی، چاپ اول، 1404 ه.ق

-          تویسرکانی، محمد نبی بن احمد، لئالی‌الأخبار، قم: مکتبه العلامه، 1373 ه.ش

-          حرّانی، حسن بن علی، تحف العقول، ترجمه: صادق حسن‌زاده، قم: آل علی (ع)، چاپ اول: 1382 ه.ش

-          حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، بیروت: دار احیاء التراث العربی

-          دیلمی، حسن بن محمد، اعلام الدین، قم: مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث

-          سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتی، قم:‌ مشهور، چاپ اول:‌ 1379 ه.ش

-          صدوق، ابی‌جعفر محمد بن علی بن البابویه قمی، امالی، قم: مؤسسة البعثة

-          ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ، من لا یحضره الفقیه، تهران: دارالکتب‌الاسلامیه، 1343 ه.ش

-          طوسی، محمد بن حسن، مصباح المجتهد، تهران: المکتبة الاسلامیة للنشر و التوزیع، چاپ اول، 1370 ه.ش

-          فلسفی، محمدتقی، شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق، قم: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول  و دوم، 1370 ه.ش

-          فیض کاشانی، محجة البیضاء، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی، چاپ اول، 1373 ه.ش

-          ــــــــــــ، راه روشن (ترجمه محجة البیضاء)، مشهد: مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوى‌، چاپ اول، 1372 ه.ش

-          قمی، عباس، باقیات الصالحات، تهران:‌ مشعر، چاپ اول: 1319 ه.ش

-          قمی، علی بن ابراهیم، التفسیر، قم: دار الکتاب، چاپ اول، 1404 ه.ق

-          کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران: دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول: 1407 ه.ق

-          لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، تهران: موسسه البعثه، چاپ اول، 1387 ه.ق

-          متقی هندی، علاء الدین علی، کنز العمّال، مؤسسة الرسالة

-          مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت: داراحیاء التراث العربی

-          ــــــــــــــــــ، زاد المعاد، ترجمه: سید حسن موسوی، قم: جلوه کمال، چاپ اول،‌1382 ه.ش

-          مفید، محمد بن محمد، امالی، مشهد: آستان قدس رضوی، 1364 ه.ش

-          نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، بیروت: مؤسسة آل البیت علیهم‌السلام لإحیاء التراث، چاپ اول: 1408 ه.ق

-          ورّام، مسعود بن عیسی، تنبیه الخواطر، بیروت: دار صعب

-          یعقوبی قائنی، انیس الصادقین، قم، دار العلم، چاپ اول، 1391 ه.ش

فهرست مقالات:

-          رحیمی،‌مرتضی. "نقش دعا در تحکیم نهاد خانواده از دیدگاه قرآن" فصل‌نامه قرآنی کوثر، شماره 40. (نیمه دوم پاییز و نیمه اول زمستان 90)

-          رضاجو، عوامل طلاق چیست (۱۵ عاملی که زندگی مشترک را تهدید می‌کند)، ص15

-          صادقی‌مقدم، علی؛ کرمی، محمد "تاثیر ذکر خدا دربهداشت روان از دیدگاه قرآن"، چهارمین همایش ملی مشاوره و سلامت روان.

-          فرشاد، محمدرضا؛ حبیبی، یوسف؛ علیخانی، مسعود "نقش دعا در ارتقاء بهزیستی روانشناختی خانواده"، مقاله برگزیده در اولین کنگره علمی پژوهشی سراسری توسعه و ترویج علوم تربیتی و روانشاسی، جاعمه‌شناسی و علوم فرهنگی اجتماعی ایران.

-          Dossey BM, Keegan L, Guzzetta CE."Holistic nursing: a hand book for practice. 3rd ed. Massachusset": Jones & Bartlett;.p.5-6, 2003.

-          Young C, Koopsen C."Spirituality, health and healing",California: Slack incorporated;.p. 15,45, 2005.

-          Tatsumura Y, Maskarinec G, Shumay DM, Kakai H."Religious and spiritual resources, CAM, and conventional treatment in the lives of cancer patients". Alternative therapies in healthand medicine; 9(3):64-71, 2003.

-          Chelladurai J, Dollahite DC, Marks LD. ""The Family That Prays Together . . .": Relational Processes Associated With Regular Family Prayer" P 4-7, 2018.

فهرست سایت‌ها:

-          پایگاه اطلاع‌رسانی تنظیم خانواده (تأثیر چشم و هم چشمی در طلاق) به نقل از روزنامه آرمان؛ تاریخ انتشار: 2016

-          خبرگزاری ایرانا - 16 آبان 98 - کد خبر: 83543107

-          خبرگزاری تابناک، (78 درصد طلاق‌ها برای مسائل جنسی)، تاریخ انتشار: ‌1389، کد خبر: ۱۵۱۹۷۸

-          دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه‌ای، بیانات، فهرست موضوعی، دعای مکارم الاخلاق



[1] در این مقاله مقصود از خانواده عبارتست از: مجموعه‌ای از افرادی است که یکجا در کنار هم زندگی می‌کنند و معیار همزیستی و همبستگی آن ها دو چیز است: قرابت یا زوجیت. بنابراین، خانواده‌های والدینی، تک والدینی یا بدون والدین یا برادران و خواهرانی که با هم زندگی می‌کنند نیز مشمول این بحث خواهند بود.

[2] خبرگزاری ایرانا - 16 آبان 98 - کد خبر: 83543107

[3] رضاجو، عوامل طلاق چیست (۱۵ عاملی که زندگی مشترک را تهدید می‌کند)، ص15

[4] Dossey BM, Keegan L, Guzzetta CE."Holistic nursing: a hand book for practice. 3rd ed. Massachusset": Jones & Bartlett;.p.5-6, 2003.

[5] Young C, Koopsen C."Spirituality, health and healing",California: Slack incorporated;.p. 15,45, 2005.

[6] Tatsumura Y, Maskarinec G, Shumay DM, Kakai H."Religious and spiritual resources, CAM, and conventional treatment in the lives of cancer patients". Alternative therapies in healthand medicine; 9(3):64-71, 2003.

[7] Chelladurai J, Dollahite DC, Marks LD. ""The Family That Prays Together . . .": Relational Processes Associated With Regular Family Prayer" P 4-7, 2018.

[8] فرشاد، محمدرضا؛ حبیبی، یوسف؛ علیخانی، مسعود "نقش دعا در ارتقاء بهزیستی روانشناختی خانواده"، مقاله برگزیده در اولین کنگره علمی پژوهشی سراسری توسعه و ترویج علوم تربیتی و روانشاسی، جاعمه‌شناسی و علوم فرهنگی اجتماعی ایران.

[9] صادقی‌مقدم، علی؛ کرمی، محمد "تاثیر ذکر خدا دربهداشت روان از دیدگاه قرآن"، چهارمین همایش ملی مشاوره و سلامت روان.

[10] رحیمی،‌مرتضی. "نقش دعا در تحکیم نهاد خانواده از دیدگاه قرآن" فصل‌نامه قرآنی کوثر، شماره 40. (نیمه دوم پاییز و نیمه اول زمستان 90)

[11]  نحل:77

[12] کلینی، الکافی، ج2، ص470، ح7

[13] (احزاب:17) قُلْ مَنْ ذَا الَّذِی یَعْصِمُکُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِکُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِکُمْ رَحْمَةً - بگو: «چه کسی می‌تواند شما را در برابر اراده خدا حفظ کند اگر او بدی یا رحمتی را برای شما اراده کند؟!»

(یونس:107) وَإِنْ یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا کَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ - و اگر خداوند، (برای امتحان یا کیفر گناه،) زیانی به تو رساند، هیچ کس جز او آن را برطرف نمی‌سازد؛ و اگر اراده خیری برای تو کند، هیچ کس مانع فضل او نخواهد شد! آنرا به هر کس از بندگانش بخواهد می‌رساند.

(فاطر:2) مَا یَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلَا مُمْسِکَ لَهَا وَمَا یُمْسِکْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ - هر رحمتی را خدا به روی مردم بگشاید، کسی نمی‌تواند جلو آن را بگیرد؛ و هر چه را امساک کند، کسی غیر از او قادر به فرستادن آن نیست؛ و او شکست‌ناپذیر و حکیم است!

(انعام:17) وَإِنْ یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا کَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِنْ یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ - و اگر از خدا به تو ضرری رسد هیچ کس جز خدا نتواند تو را از آن ضرر برهاند، و اگر از او به تو خیری رسد (هیچ کس تو را از آن منع نتواند کرد) که او بر هر چیز تواناست.

[14] طوسی، مصباح المجتهد، ص200؛ قمی، باقیات الصالحات، امر نهم، ص 159

[15] بقره:216

[16] مجلسی، زاد المعاد، ص382

[17] حرّانی، تحف العقول، ص 280

[18] سید رضی، نهج البلاغه، ص 169

[21] نوری، مستدرک الوسائل، ج5، ص167

[22] کلینی، کافی، ج2، ص509

[23] رعد:28

[24] بیانات در دیدار جمعى از دانشجویان ۱۳۹۵/۰۴/۱۲

[25] بیانات در جمع اساتید، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه ۱۳۷۹/۰۷/۱۴

[26] بیانات در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی ۱۳۷۴/۰۱/۰۳

[27] بیانات در ارتباط تصویری با نمایندگان تشکل‌های دانشجویی ۱۳۹۹/۰۲/۲۸

[28] سید حسین یعقوبی قائنی (زاده ۱۳۰۳ خورشیدی در قائن، درگذشت ۲۰ بهمن ۱۳۹۶ خورشیدی) مجتهد و عارف معاصر که در عنفوان جوانی با عارف مشهور سید علی قاضی دیدار داشته و شاگرد دو عارف بزرگ یعنی محمدجواد انصاری همدانی و سید جمال‌الدین گلپایگانی بوده‌است. ایشان همچنین با بزرگانی از جمله سید رضا بهاءالدینی، سید محمدهادی میلانی و حسنعلی نجابت شیرازی در ارتباط بوده‌است. وی در جوانی راهی عتبات شده و در حوزه علمیه سامرا، نجف، کربلا و قم تحصیل کرده‌است. از وی به عنوان آخرین شاگرد بازمانده از عارف بزرگ سید علی قاضی یاد می‌شود.

[29] یعقوبی قائنی، انیس الصادقین، ص 185

[30] کلینی، الکافی، ج2، ص144

[31] پایگاه اطلاع‌رسانی تنظیم خانواده (تأثیر چشم و هم چشمی در طلاق) به نقل از روزنامه آرمان؛ تاریخ انتشار: 2016

[32] قمی، التفسیر، ج2، ص66

[33] سیدرضی، نهج البلاغه، ن69، ص460

[34] تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ج1، ص 191

[35] خبرگزاری تابناک، (78 درصد طلاق‌ها برای مسائل جنسی)، تاریخ انتشار: ‌1389، کد خبر: ۱۵۱۹۷۸

[36] قصص:83

[37] ورّام، تنبیه الخواطر، ج1، ص155

[38] رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله: یقولُ اللّه ُ عزّ و جلّ: حُرِّمَتِ الجنّةُ على المَنّانِ ، و البَخیلِ ، و القَتّاتِ.(صدوق، امالی، ص 517) خداوند عزّ و جلّ مى‌فرماید: بهشت بر منّت گذار و بخیل و سخن چین حرام است.

[39] رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله: ثَلاثَةٌ لا یُحجَبونَ عَلَى النّارِ: المَنّانُ، وعاقُّ والِدِهِ، ومُدمِنُ الخَمرِ. (متقی هندی، کنز العمّال، ج16، ص31)

[40] یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ (بقره:264) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اعمال خیر خود را با منت‌نهادن و آزار رساندن باطل نکنید!

[41] دیلمی (حسن بن محمد)، اعلام الدین، ص311

[42] نساء:35

[43] تویسرکانی، لئالی‌الأخبار، ج ۲، ص ۲۱۷

[44] مجلسی، بحار، ج ۷۵، ص ۱۸۸

[45] تویسرکانی، لئالی الاخبار، ج2، ص217

[46] کلینی، الکافی، ج2، ص344، ح1

[47] اربلی، کشف الغمه، ج3، ص127

[48] مولا امیرالمؤمنین على علیه السلام: شَرُّ النّاسِ مَنْ لا یَعْفو عَنِ الزَّلَّةِ وَ لا یَسْتُرُ الْعَوْرَةَ. (تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ح 5735) بدترین مردم کسى است که  خطا را نمى‌بخشد، و عیب (دیگران) را نمى‌پوشاند.

[49] حضرت امام محمد باقر علیه السلام: أَقْرَبُ مَا یَکُونُ الْعَبْدُ إِلَى الْکُفْرِ أَنْ یُوَاخِیَ الرَّجُلَ عَلَى الدِّینِ فَیُحْصِیَ عَلَیْهِ عَثَرَاتِهِ وَ زَلَّاتِهِ لِیَعِیبَهُ بِهَا یَوْماً مَا. (مفید، امالی، ص23) نزدیک‌ترین حالات بنده به کفر این است که با کسی در راه دین دوست شود و در همان حال اشتباهات و لغزش‌های دوست خود را ثبت کند تا روزی آنها را به روی او بیاورد.

[50] صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۵۸

[51] حر عاملی، وسائل الشیعه، ج15، 14

[52] فیض کاشانی، محجة البیضاء، ج3، ص110

[53] همان

[54] کلینی، الکافی، ج5، ص497

[55] الغَضَبُ مِفتاحُ کُلِّ شَرٍّ. (کلینی، الکافی، ج2، ص337)

[56] الْحِدَّةُ ضَرْبٌ مِنَ الْجُنُونِ لِأَنَّ صَاحِبَهَا یَنْدَمُ فَإِنْ لَمْ یَنْدَمْ فَجُنُونُهُ مُسْتَحْکِمٌ‏. (سید رضی، نهج البلاغه، ح255)

[57] لا أدَبَ مَعَ غَضَبٍ. (تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ج1، ص770)

[58] اَلرِّفقُ مِفتاحُ النَجاح. (همان، ج1ف ص28)

[59] إِیاکَ وَالتَّغَایرَ فِی غَیرِ مَوْضِعِ غَیرَة، فَإِنَّ ذَلِکَ یدْعُو الصَّحِیحَةَ إِلَی السَّقَمِ وَالْبَرِیئَةَ إِلَی الرِّیبِ. (سید رضی، نهج البلاغه، ن31)

[60] اَلْمُریبُ اَبَدا عَلیلٌ. (تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکم، ج1، ص 839)

[61] مَن غَلَبَ علَیهِ سُوءُ الظَّنِّ لَم یَترُکْ بینَهُ و بینَ خَلِیلٍ صُلحا. (همان، ح 8950)

[62] حُسنُ الظَّنِّ راحَةُ القَلبِ وَ سَلامَةُ البَدَنِ. (لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ج1، ص229)

[63] لا عَیشَ لِحسودٍ. (حرّانی، تحف العقول، ص215)

[64] حَسدُ الصّدیقِ مِن سُقمِ المَوَدَّةِ. (سیدرضی، نهج البلاغه، ح209)

[65] اَقَلُّ النّاسِ لَذّةً اَلحَسود. (مجلسی، بحار الانوار، ج77، ص112)


سورئالیسم چیست، خواستگاهش چیست، هدفش چیست و وجوه تمایزش با رئالیسم جادویی و فانتزی چیست؟

سورئالیسم: تعریف، ویژگی‌ها، و ریشه‌ها

تعریف سورئالیسم

سورئالیسم جنبشی هنری و ادبی است که در دهه 1920 توسط آندره برتون پایه‌گذاری شد. این سبک با الهام از ناخودآگاه، رویاها، و تصاویر غیرمنطقی، به دنبال به چالش کشیدن واقعیت متعارف و کشف حقیقتی عمیق‌تر (از منظر خودش) است. سورئالیسم منطق خطی، روابط علّی سنتی، و قوانین فیزیکی را کنار می‌گذارد و جهانی آشوبناک، رویاگونه، و پارادوکسیکال خلق می‌کند که مخاطب را در برابر واقعیت برتر(از منظر خودش) قرار می‌دهد.

ویژگی‌های اصلی سورئالیسم

  1. غیرمنطقی و رویاگونه بودن: رویدادها و تصاویر بدون ارتباط علّی یا منطقی کنار هم قرار می‌گیرند، مانند صحنه‌های رویا یا کابوس. زمان و مکان اغلب نامشخص، تغییرپذیر، و غیرخطی هستند.
  2. نقش ناخودآگاه: انگیزه‌ها، امیال، و خاطرات سرکوب‌شده شخصیت‌ها در داستان‌ها نفوذ می‌کنند و تصاویر غیرمنتظره‌ای خلق می‌کنند که مستقیماً از ناخودآگاه سرچشمه می‌گیرند.
  3. فقدان توضیح منطقی: عناصر عجیب، غیرممکن، و بی‌ربط به قوانین فیزیک (مثل اشیای زنده یا تغییرات ناگهانی هویت) بدون توجیه در داستان ظاهر می‌شوند.
  4. فضای آشوبناک و غریب: داستان‌ها مخاطب را در جهانی غیرواقعی غرق می‌کنند که ممکن است شگفت‌انگیز، شوک‌آور، یا حتی ناخوشایند باشد.
  5. ساختار غیرخطی و لحن متنوع: روایت‌ها اغلب فاقد ساختار سنتی (شروع، میانه، پایان) هستند و لحن می‌تواند رویایی، کابوس‌وار، طنز سیاه، یا تکان‌دهنده باشد.
  6. تکنیک‌های خلاقانه: سورئالیست‌ها از روش‌هایی مثل نوشتار خودکار (automatic writing)، کلاژ، و ترکیب عناصر تصادفی برای رها کردن خلاقیت ناخودآگاه استفاده می‌کنند.
  7. هدف اصلی: به چالش کشیدن درک مخاطب از واقعیت و دعوت به کاوش در لایه‌های عمیق‌تر حقیقت از طریق آشوب، پارادوکس، و رویا.

مثال‌های سورئالیستی

برای درک بهتر، در ادامه چند نمونه از صحنه‌های سورئالیستی ارائه می‌شود که ویژگی‌های این سبک را نشان می‌دهند:

  1. دیوار ذوب‌شونده: شخصیت در اتاقی است که ناگهان دیوارها ذوب می‌شوند و او وارد خاطره‌ای از کودکی‌اش می‌شود. هیچ‌کس تعجب نمی‌کند، انگار این اتفاق بخشی از واقعیت ذهنی است.
    ویژگی سورئال: نقض قوانین فیزیکی، انتقال غیرمنطقی به گذشته، و بی‌تفاوتی شخصیت‌ها.

  2. رودخانه کلمات: در وسط شهر، رودخانه‌ای از کلمات چاپی جاری است. مردم با دلو جمله‌ها را جمع می‌کنند و روی دیوارها می‌نویسند، برخی بی‌معنا و برخی رازهای دیگران را فاش می‌کنند.
    ویژگی سورئال: تجسم زبان به‌صورت مادی، فقدان منطق، و نمادگرایی ناخودآگاه.

  3. ساعت‌های تنفسی: ساعت‌های شهر مانند موجودات زنده نفس می‌کشند، و عقربه‌ها با هر دم و بازدم حرکت می‌کنند. زمان بر اساس تعداد نفس‌ها سنجیده می‌شود.
    ویژگی سورئال: اشیای بی‌جان به موجودات زنده تبدیل می‌شوند، و مفهوم زمان تحریف می‌شود.

  4. آینه هویت: زنی مقابل آینه موهایش را شانه می‌کند، اما آینه به‌جای چهره او، تصویر پیرمردی غمگین را نشان می‌دهد که از آینه بیرون می‌آید و می‌گوید: «ما یکی هستیم، اما هیچ‌کدام وجود نداریم.» زن با لبخند پاسخ می‌دهد.
    ویژگی سورئال: تجزیه هویت، دیالوگ پارادوکسیکال، و واکنش غیرعادی به پدیده‌ای فراطبیعی.

  5. ماشین تحریر آینده‌نگر: نویسنده‌ای با ماشین تحریر کار می‌کند که به‌جای داستان، آینده را می‌نویسد. وقتی ماشین را خاموش می‌کند، کلمات به پروانه‌هایی تبدیل می‌شوند و از پنجره پرواز می‌کنند.
    ویژگی سورئال: نقض منطق، تبدیل کلمات به اشیای زنده، و فضای رویاگونه بدون توضیح.

ریشه‌های سورئالیسم

سورئالیسم محصول ترکیب سه عامل کلیدی است که زمینه فکری و تاریخی آن را شکل دادند:

  1. روانکاوی فروید: زیگموند فروید با تأکید بر ناخودآگاه به‌عنوان منبعی از خلاقیت و حقیقت، به سورئالیست‌ها ابزار فلسفی داد تا از طریق رویاها و تصاویر غیرمنطقی، واقعیت را بازتعریف کنند. تکنیک‌هایی مثل نوشتار خودکار مستقیماً از ایده‌های فروید الهام گرفته‌اند.
  2. جنبش دادائیسم: دادائیسم (1916) با رد عقلانیت و ارزش‌های سنتی در واکنش به جنگ جهانی اول، روحیه طغیان‌گری و پذیرش تصادف و پوچی را به سورئالیسم منتقل کرد. سورئالیسم این انرژی را به سمت خلاقیت سازنده هدایت کرد.
  3. مدرنیته اروپایی: اواخر قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم، با انقلاب صنعتی، شهرنشینی، و بحران‌های هویتی، بستری برای سورئالیسم فراهم کرد. این دوره پر از تناقض و اضطراب بود و سورئالیسم زبانی جدید برای بیان این آشوب ارائه داد.

تمایز سورئالیسم از رئالیسم جادویی و فانتزی

  • سورئالیسم در برابر رئالیسم جادویی: در سورئالیسم، منطق رویا حاکم است و واقعیت با عناصر غیرمنطقی و بی‌توجیه تخریب می‌شود. در رئالیسم جادویی، عناصر جادویی (مثل جن و پری یا معجزات) به‌صورت طبیعی در بستر واقعیت ادغام می‌شوند و بخشی از جهان داستان هستند.
  • سورئالیسم در برابر فانتزی: فانتزی جهانی کاملاً تخیلی با قوانین جادویی مشخص خلق می‌کند، اما سورئالیسم واقعیت را تحریف می‌کند و بدون نظام مشخص، تصاویر غیرمنطقی را از ناخودآگاه بیرون می‌کشد.

نمونه‌های برجسته

  • نقاشی: آثار سالوادور دالی (مثل تداوم حافظه با ساعت‌های ذوب‌شده).
  • سینما: فیلم‌های دیوید لینچ (مثل جاده مالهالند یا کله‌پاک‌کن).
  • ادبیات: رمان‌های فرانتس کافکا (مثل مسخ، که تا حدی سورئالیستی است).

نتیجه‌گیری

سورئالیسم با تکیه بر ناخودآگاه، تصاویر غیرمنطقی، و رد قواعد سنتی، مخاطب را به جهانی غریب و پارادوکسیکال دعوت می‌کند. این سبک نه‌تنها واقعیت متعارف را به چالش می‌کشد، بلکه از طریق آشوب و رویا، حقیقتی عمیق‌تر و شخصی‌تر را (از منظر خودش) آشکار می‌کند. تأثیر روانکاوی، دادائیسم، و مدرنیته، سورئالیسم را به زبانی قدرتمند برای بیان پیچیدگی‌های ذهن و دنیای مدرن تبدیل کرده است.

وقتی روانشناسی مدرن و علم روز و شواهد قعطی حقانیت اسلام را در مسئله حجاب و پوشش صحه می‌گذارد...

در مطالعات روان‌شناختی و جامعه‌شناختی متعددی نشان داده شده است که زنانی که به‌طور مداوم خود را در معرض جاذبه‌های جنسی قرار می‌دهند (خود–شی‌ئی‌سازی یا Self-Objectification) در مقایسه با زنانی که در صحنه اجتماعی با تأکید کمتر بر فاکتورهای جنسی حاضر می‌شوند، سطح بالاتری از اضطراب، افسردگی و اختلال در آرامش روانی را تجربه می‌کنند. این یافته‌ها بر پایهٔ نظریهٔ «شی‌ئی‌سازی» (Objectification Theory) و متاآنالیزهای متعدد تقویت شده‌اند.

نظریهٔ خود–شی‌ئی‌سازی

تعریف

  • خود–شی‌ئی‌سازی زمانی رخ می‌دهد که زن بر اساس جذابیت جنسیِ مورد انتظار جامعه، خود را به‌عنوان «ابژهٔ جنسی» می‌بیند و ارزیابی می‌کند، نه فردی با شخصیت و احساسات مستقل (SAGE Journals).

  • این پدیده، ناشی از فشارهای فرهنگی و رسانه‌ای است که زنان را ترغیب می‌کند تا ارزش خود را بر اساس ظاهر و توانایی برانگیختن نگاه‌های جنسی بسنجند (Verywell Mind).

پیش‌بینی‌های نظری

  • طبق تئوری شی‌ئی‌سازی (Fredrickson & Roberts, 1997)، خود–شی‌ئی‌سازی با افزایش نگرانی مداوم نسبت به ظاهر بدن (body surveillance) همراه است که منجر به کاهش آرامش ذهنی و افزایش استرس می‌گردد (SAGE Journals, SAGE Journals).

  • این نگرانی، فرد را از حضور در لحظهٔ جاری و تمرکز بر فعالیت‌های روزمره بازمی‌دارد و فضای ذهنی او را به خود–بازبینی و خود–انتقادی مداوم مشغول می‌کند.

شواهد تجربی

اضطراب و افسردگی

  • در یک بازبینی نظام‌مند مشخص شده است که سطوح بالای خود–شی‌ئی‌سازی پیش‌بینی‌کنندهٔ قوی افسردگی، اضطراب و اختلالات خلقی در زنان و نوجوانان است (ScienceDirect).

  • متاآنالیز Moradi و Huang (2008) نشان داد که خود–شی‌ئی‌سازی با درجات بالاتر شرم از بدن و اضطراب اجتماعی رابطهٔ مثبت دارد (SAGE Journals).

نشانه‌های روانی و رفتاری

  • خود–شی‌ئی‌سازی با افزایش رفتارهای کنترل وزن و اختلالات خوردن (disordered eating) نیز همراه است؛ متاآنالیزی بر روی ۶۰ مطالعه نشان داد که زنانی که خود–شی‌ئی‌سازی بیشتری دارند، در معرض خطر بیشتری برای نشخوار ذهنی دربارهٔ وزن و آسیب‌های بدنی قرار می‌گیرند (Wiley Online Library).

  • مطالعه‌ای روی نوجوانان نشان داد که خود–شی‌ئی‌سازی در دختران نوجوان به‌طور معناداری با کاهش رضایت از زندگی و افزایش علائم اضطراب همراه است (Oxford Academic).

تأثیر رسانه و محیط اجتماعی

  • تماشای مکرر محتواهای جنسی‌سازی‌شده در رسانه‌ها (تبلیغات، شبکه‌های اجتماعی) موجب افزایش خود–شی‌ئی‌سازی و در پی آن کاهش عزت نفس و افزایش استرس می‌شود (SAGE Journals).

  • پژوهش‌ها نشان می‌دهند زنانی که مدام خود را مطابق الگوهای جنسی‌سازی‌شده آرایش و لباس می‌کنند، بیش از دیگر زنان دچار فشار روانی ناشی از مقایسه‌های اجتماعی می‌گردند (The Swaddle).

نتیجه‌گیری

۱. ارتباط معنادار: همهٔ مطالعات هم‌راستا هستند که خود–شی‌ئی‌سازی (نمایش مداوم جاذبهٔ جنسی) با کاهش آرامش روانی، افزایش اضطراب و افسردگی و پایین‌تر بودن رضایت از زندگی همراه است.
۲. عوامل درمانی: برای کاهش این آسیب‌ها، ترکیب تمرینات خود–شفقتی (self-compassion)، ترویج بدن‌پذیری (body appreciation) و محدود کردن تماشای رسانه‌های جنسی‌سازی‌شده توصیه شده است.
۳. اهمیت هنجارسازی جدید: تغییر هنجارهای اجتماعی به‌سوی تقدیر از فردیت و توانمندی‌های درونی زن، به‌جای تمرکز بر ظاهر، می‌تواند به بهبود آرامش روانی کمک کند.

بدین ترتیب، مطالعات علمی روشن ساخته‌اند که حضور مداوم و تأکید بر جذابیت جنسی، برخلاف تصور برخی ممکن است نشانهٔ قدرت و آزادی باشد، اما در عمل با پیامدهای منفی روانی همراه است که آرامش و سلامت زنان را به خطر می‌اندازد.


نگاه مغفول به حکومت‌داری اسلامی:



امیرالمؤمنین در یکی از خطبه‌هایشان که در کتاب کافی شریف با سند صحیح نقل شده، حدود 30 مورد از بدعت‌هایی که در دوران خلفای پیشین رخ داده بود را بیان می‌کنند و بعد می‌فرمایند که من نمی‌توانم با این بدعت‌ها مبارزه کنم و آنها را به اسلام حقیقی برگردانم، چرا اگر بخواهم به اینکار اقدام نمایم کسی برایم باقی نمی‌ماند جز اندکی از شیعیان خالصم و حتی برخی از سپاهیان فعلی من بر خواهند شورید! آنچنان که زمانی که از خواندن نماز مستحب در ماه رمضان به صورت جماعت نهی کردم کسانی که در سپاه خودم بودند و برای من شمشیر می‌زدند لب اعتراض گشودند و اغتشاش کردند و فریاد وا عمرا سر دادند که ای وای سنت خلیفه عمر پایمال شد و نزدیک بود که بر من شورش کنند!

حضرت امیر، به علت عدم امکان پیاده کردن تمام اسلام نیامدند تا حکومت را واگذارند و برای محقق ساختن آن مقدار که در توانشان بود تلاش می‌کردند!

عده‌‌ای امروزه انتقاد می‌کنند که مگر فلانی این همه خلاف و اشتباه قطعی را نمی‌بیند پس چرا برای مقابله با همه این‌ها اقدام قاطع نمی‌کند؟ اگر نمی‌تواند این‌ها را درست کند چرا نمی‌رود کنار؟!

احتمالاً این دسته اگر در زمان امیرالمؤمنین هم می‌بودند چنین انتقاداتی را بر حضرت وارد می‌ساختند!

در زمان امام صادق علیه السلام هم شخصی از ایشان پرسید چرا در زمان امیرالمؤمنین حضرت و فرزندانشان به شکلی متفاوت از مردم بسیاری از کارها را انجام می‌دادند مگر حکم خدا یکی نیست؟ پس چرا مردم را از بسیاری از این خطاها نهی نمی‌کردند و تنها به عمل درست خودشان و فرزندانشان در این موارد اکتفا می‌کردند؟ امام صادق علیه السلام در پاسخ فرمودند که اگر پایه‌های حکومت حضرت مستحکم می‌شد، تمام کتاب خدا و تمام حق را اجرا می‌فرمود.

 

در این قسمت ابتدا آن قسمت‌های خاص از خطبه که در متن بالا نقل شده ذکر می‌شود و بعد هم تمام خطبه شریف و حدیث امام صادق علیه السلام در پاسخ سؤال در خصوص سیره امیرالمؤمنین در مبارزه با بدعت‌ها.

قَدْ عَمِلَتِ الْوُلَاةُ قَبْلِی أَعْمَالًا خَالَفُوا فِیهَا رَسُولَ اللَّهِ صلوات الله علیه و آله مُتَعَمِّدِینَ لِخِلَافِهِ نَاقِضِینَ لِعَهْدِهِ مُغَیِّرِینِ لِسُنَّتِهِ وَ لَوْ حَمَلْتُ‏ النَّاسَ‏ عَلَى‏ تَرْکِهَا وَ حَوَّلْتُهَا إِلَى مَوَاضِعِهَا وَ إِلَى مَا کَانَتْ فِی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صلوات الله علیه و آله لَتَفَرَّقَ عَنِّی جُنْدِی حَتَّى أَبْقَى وَحْدِی أَوْ قَلِیلٌ مِنْ شِیعَتِیَ...

والیان قبل از من کارهایی انجام دادند که در آن با رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم مخالفت کردند و این بنای مخالفت با رسول خدا را از روی عمد داشتند. پیمان او را شکسته و سنت او را تغییر دادند؛

و اگر مردم را بر ترک آنها وادار نمایم و آنها را به جایگاه خود و به آنچه در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بود بازگردانم، لشکرم از گرد من پراکنده شده و تنها باقی می‌مانم و یا با عده کمی از شیعیانم...

وَ اللَّهِ لَقَدْ أَمَرْتُ النَّاسَ أَنْ لَا یَجْتَمِعُوا فِی شَهْرِ رَمَضَانَ إِلَّا فِی‏فَرِیضَةٍ وَ أَعْلَمْتُهُمْ أَنَّ اجْتِمَاعَهُمْ فِی النَّوَافِلِ بِدْعَةٌ فَتَنَادَى بَعْضُ أَهْلِ عَسْکَرِی مِمَّنْ یُقَاتِلُ مَعِی یَا أَهْلَ الْإِسْلَامِ غُیِّرَتْ سُنَّةُ عُمَرَ یَنْهَانَا عَنِ الصَّلَاةِ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ تَطَوُّعاً وَ لَقَدْ خِفْتُ أَنْ یَثُورُوا فِی نَاحِیَةِ جَانِبِ عَسْکَرِی...

 قسم به خدا که مردم را دستور دادم که در ماه رمضان غیر از نماز واجب را به جماعت نخوانند و ایشان را آگاه نمودم که خواندن نماز مستحبی به جماعت بدعت است ؛ پس عده ای از لشکریان که همراه من جنگیده بودند ندا دادند : ای اهل اسلام سنت عمر تغییر کرد!!! ما را از نماز  مستحبی در ماه رمضان باز می دارند !!! و ترسیدم که بر من از سمت لشکرم بشورند...

الکافی، ج‏8، ص: 60

 

امام صادق علیه السلام:

... و لَوْ أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام ثَبَتَتْ‏ قَدَمَاهُ‏ أَقَامَ کِتَابَ اللَّهِ کُلَّهُ وَ الْحَقَّ کُلَّهُ.

الکافی، ج‏5، ص: 556

... و اگر پایه‌های حکومت امیرالمؤمنین محکم می­شد، تمام کتاب خدا و تمام حق را اجرا می فرمود.

حدیثی مناسب برای نصب شدن در بنگاههای معاملات ملکی!

مـُحـَمَّدُ بـْنُ سـِنـَانٍ عـَنْ مـُفـَضَّلِ بـْنِ عـُمـَرَ قـَالَ
قـَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:
مَنْ کَانَتْ لَهُ دَارٌ فـَاحـْتـَاجَ مـُؤْمِنٌ إِلَى سُکْنَاهَا فَمَنَعَهُ إِیَّاهَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَا مَلَائِکَتِى أَ بَخِلَ عَبْدِى عَلَى عَبْدِى بِسُکْنَى الدَّارِ الدُّنْیَا وَ عِزَّتِى وَ جَلَالِى لَا یَسْکُنُ جِنَانِى أَبَداً
اصول کافى جلد 4 صفحه : 73 روایة :3


مـفـضل بن عمر گوید:
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
هر که خانه ای داشته باشد و مؤ مـنـى بـه نـشـسـتـن در آن نـیـازمـنـد اسـت و (مالک خانه) از این کار جـلوگـیـرى کـنـد (یـا دریـغ ورزد)
خـداى عزوجل (به فرشتگانش) خطاب کند که:
اى فرشتگان من، بنده ام، از نشستن بنده دیگرم در خانه دنیا بخل ورزید،
به عزّت و جلال خودم سوگند او هرگز ساکن بهشت من نگردد.

این دو مستند را ببینید و نظر دهید (به احتمال فراوان دیدگاه شما ر

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
این دو مستند را به سفارش شبکه ی isda ساختیم

ببینید و نظر دهید

فقط ترتیبش هم مهم هست

شاید نظر شما را نسبت به خیلی چیزها تغییر دهد!!!!!!!!!!!!!!!!!

شماره یک: لینک مشاهده:
برای شیطان گران تمام می شود

isda.ir/detail.aspx?id=915077


[تصویر: getimg.aspx?imgtype=big&id=713582]




و بعد از آن:

مستند: لینک مشاهده:
فقر و ثروت
http://isda.ir/detail.aspx?id=924294

[تصویر: getimg.aspx?imgtype=big&id=719467]

اندر حکایت سریال اسفناکی به نام "راستش را بگو"

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از مولفه های حیا و عفاف، حجاب است و در صورتی که با مصادیق مسلم بی عفتی و بی حیایی با هم نشان داده شود، چون بارزترین و ملموس ترین مصداق عفاف همین حجاب است در حقیقت باعث می شود تا عوامل بسیار مهمتری که وجودشان زوال حیا و عفاف را به دنبال دارند را شدیداً تحت الشعاع قرار دهد و به نوعی قبحشان را می شکند.

.

دختر چادری با آرایش صورت!!!!!

.

این یک جمع نقیضین و نقض غرض آشکار در مسئله ی عفاف است که مدّت ها است در رسانه ی ملی به آن توجهی نمی شود.

.

دختر چادری و گفتمان بی پروا و پُر از شوخی با نامحرم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

.

دختر با چادری که چادرش تنها از سرش آویزان است و تمام پوشش های زیر چادرش و دست و بازویش مشخص است کاملاً وجه پوشش خود را از دست می دهد. (چادر در تشیع شأنی دارد که نمادی از صدیقه ی طاهره حضرت فاطمه ی زهرا اسوه حیا و عفاف است که این گونه استفاده از آن هم به نوعی نقض غرض است)

.

چون به نوعی چادر، نماد و شعار حجاب کامل و عفاف معرفی شده است، تمام این مصادیق تام و مسلم بی حیایی و بی عفتی (مانند آرایش کردن، شوخی کردن با نامحرم، اختلاط های صمیمانه با نامحرم و...) وقتی کنار چادر قرار میگیرد با خود زوال قبح این مسائل و منکرات مسلم دینی را به دنبال خواهد داشت و یک اعلام مجوز غیر مستقیم است به ترویج چنین فرهنگ التقاطی در جامعه ی مذهبی و قرائتی کاملاً مخالف اسلام ناب از حیا و عفاف.

.

در دین مبین اسلام داشتن عفاف و حیا بسیار بسیار اهمیتش بیشتر از گزینش چادر به عنوان پوشش برتر است!!!

.

چه بسیار زنان چادری که مانند شخصیت های چادری فیلم راستش را بگو، مصادیق تام بی عفتی و بی حیایی هستند با توجه به  آرایش خود و شوخی های خود با نامحرمان و اختلاط های بی مورد بسیار صمیمانه با نامحرم.

.

در صریح روایات ما گفته شده است که:

 لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیَاءَ لَه‏

ایمان ندارد کسی که حیا ندارد!

الکافی، ج‏2، ص: 107

.

روایت شریف نگفته است که ایمان ندارد زنی که چادر پوشش نیست!!!!!!!!!

.

در مسئله ی حیا و عفاف، پوشش یکی از مولفه ها است و چادر یکی از مصادیق یکی از مولفه ها که در مقابل مولفه هایی چون عدم شوخی با نامحرم و آرایش کردن در مقابل نامحرم و داشتن روابط دوستانه با نامحرم بدون شک مسئله چادر قابل قیاس نخواهد بود!!!!!!!!!

.

و بدون شک از مظاهر بی حیایی و بی عفتی، آرایش کردن، شوخی با نامحرم و داشتن روابط صمیمانه با نامحرم است!!!!

.

در مقابل این دسته از زنان چادری که چادر را با مصادیق بی عفتی و بی حیایی همراه کرده اند، هستند زنانی که پوشش آنها مانتو است (آن هم به شکلی که ابداً حجم بدن در آن مشخص نباشد و از رنگ های خاص هم استفاده نکرده اند) که البته شک نیست که در عرصه گزینش نوع پوشش، پوششان به کمال پوشش چادر نیست (البته آن چادری که با فرهنگ استفاده صحیح از آن همراه باشد) اما مطلقاً اهل آرایش و برخوردهای منافی عفت و یا شوخی با نامحرم و یا داشتن روابط صمیمانه با نامحرم نیستند و حرام های قطعی شرع را مرتکب نمی شوند! و بدون شک رفتار و منششان بسیار عفیفانه تر و با حیاتر از آن زنان و دختران چادری سریال راستش را بگو هست.

.

من نمیدانم آیا ما پس از رسول خدا از امیرالمومنین هم متقی تر داشته ایم یا نه؟

.

حال اگر نداریم، که نداریم!

.

چگونه است که این امیرالمومنین که امیر مومنان است بنا به صریح کلام مبارکشان از سلام دادن به زنان جوان کراهت دارند، آنوقت عده ای مدعی هستند شما دلت پاک باشه و با استناد به همین جمله خود را مجاز به داشتن انواع روابط صمیمانه همراه با شوخی و ... با نامحرم می دانند و مدعی هم هستند که کسی که نمی تواند این گونه باشد مشکل از خودش است، یعنی پناه بر خدا مولا علی دلش پاک نبوده و یا ایمانشان ضعیف بوده است که خوش نمیداشتند تا بر زنان جوان سلام کنند و می فرمودند:

.

 ترس دارم که آهنگ صدایشان مرا خوش آید و بیش از آنکه امید ثواب دارم در گناه افتم.

 من لا یحضره الفقیه، ج‏۳، ص: ۴۶۹

.

در سریال بسیار اسفناک راستش را بگو، شاهد هستیم که متأسفانه انحرافات رفتاری و اعتقادی متعددی به خورد بینندگان در قالب مذهب و نزدیک شدن به خدا نشان داده میشود که به ذکر اندکی از انبوه آنها اشاره میکنیم.

.

یکی از بزرگترین نکات اسفناک این فیلم، این است که نشان میدهد عده ای جوان دختر و پسر که همگی هم نامحرم هستند می خواهند به خدا نزدیک شوند آن هم با انجام حرام های قطعی خداوند!!!!!!!!!!!!!!!!

.

یک تصویر کاریکاتوری از دین داری در این سریال پر از انحراف نشان داده شده است

.

در این سریال شخصیتی است که نقش آن را آقای پورشیرازی بازی میکند، که بسیار محوری است، از این جهت که به نوعی متر و محک درست و غلط رفتن این جوانان هست.

.

متأسفانه اسفبار است که وقتی جوانی که تحت تربیت او است می گوید که شروع کرده ایم با دوستان خودسازی کنیم و مطالب را با آنها در میان گذاشته ام به جای اینکه بگوید به چه حقی داری می روی با یک عده دختر جوان نامحرم در این سطح ارتباط برقرار می کنید و به خانه ی هم می روید، بدون اینکه اصلاً به او مثلاً توصیه کند که مبادا در این ارتباطات با نامحرم شوخی کنی که در صریح روایات ما آمده است که رسول خدا فرموده اند:

هر کس با زن نامحرم شوخى کند، براى هر کلمه‏اى که در دنیا با او سخن گفته است هزار سال او را در دوزخ زندانى مى‏کنند.

ثواب الاعمال-ترجمه انصارى، ص: 561

.

تنها عتاب او این است که چرا تا خودت را نساخته ای سراغ دیگران رفته ای؟

.

.

شما اگر عمل قبیحی را کنار یک معروف قرار دادی و ابداً اشاره ای هم به منکر بودن و قبیح بودن آن عمل هیچ جا نکردی اینجا است که فاجعه رخ میدهد در تبلیغ دینی شما!!!!!!!!

.

چه میشود؟

.

قبح حرامی که شکسته میشود هیچ، با تکرار آن عمل قبیح کنار یک معروف و اینکه هیچ جا هم آن عمل حرام، منکر و قبیح شمرده نمی شود کم کم دیگر نه تنها قبیح نمیشود بلکه آن به یک هنجار و معروف تبدیل میشود، کاری که سریال راستش را بگو در موارد متعدد به طرز اسفناک و فاجعه آمیزی آن را انجام میدهد و برای بیننده چینین تلقی ای را به وجود می آورد که میشود حرام مسلمی همچون شوخی با نامحرم و روابط صمیمانه با نامحرم را داشت و به خدا هم نزدیک شد.

.

پناه بر خدا از این حماقت ها

.

از نشانه های آخر الزمان این است که دنیا پٌر از ظلم و جور میشود

.

نکته ی کلیدی در کلمه ی جور نهفته است

.

جور همان ظلمی است که به آن لباس عدل پوشانده شده است

.

یعنی منکری است که معروف نشان میدهد خود را!!!!!!!!!!!!

.

غلطی است که خود را درست نشان میدهد

.

نا حقی است که خود را حق نشان میدهد

.

و این سریال پر است از این جور ها و غلط هایی که خود را درست نشان میدهند

.

یکی دیگر از فجایع فیلم زمانی استکه این جوانان دختر و پسر نامحرم به طور مرتب می آیند به خانه ی یکی از افراد گروه خود و مادر آن پسر که زنی مومنه نشان داده میشود به روابط بسیار صمیمانه و پر از شوخی و... که عده ای جوان نامحرم دارند با هم انجام میدهند  کمترین عکس العملی نشان نمیدهد که هیچ بلکه تشویقشان هم میکند.

.

از دیگر فجایع فیلم، مظاهر تعالیم عرفانهای دروغین و مردود از نظر اسلام است که در فیلم به آنها تکیه دارد!

.

مانند روزه ی سکوتی که در اسلام حرام است و از توصیه هایی است که به این جماعت جویای نزدیک شدن به خدا میشود.

.

یا جلساتی که دور هم می نشینند و از گناهانشان می گویند و اعتراف میکنند و ....

.

خلاصه اگر بخواهم بگویم مقاله باید به کتابی تبدیل شود

.

فقط برای حقیر سوال بزرگی پیش آمده که چگونه میتوان با آنجام اینهمه حرام مسلم به خدا نزدیک شد و بهشتی شد؟؟؟؟

.

اینکه بخواهیم چنین انحرافات عمیق و بنیادین در قرائات دینداری ایجاد کنیم و بعد هم همه را بفرستیم به بهشت به صرف راستگویی، این همان مصداق بدعت در دین است که میگوید شما حرام قطعی میتوانید انجام دهید و بدون اینکه از آنها استغفار هم کنید به خدا نزدیک شوید!

بالاخره از دو حال خارج نیست!

ما یه دستگاه پیچیده که میبینیم میگیم دم سازنده اش گرم چه تکنولوژی خفنی به کار برده

از دو حال خارج نیست

یا ما خودمون رو میزنیم به بلاهت و خریت میگیم این دنیا به این پیچیدگی و خفنی خود به خود به وجود اومده

یا کمی با خود صادق هستیم میگیم نه بابا یه خدایی هم هست

هر چیزی که خلق شده در اطراف ما به هر میزان که از حیات برخوردار باشه به صورت خود به خود به سمت هدفش هدایت میشه

مثلاً گیاهان خود به خود به سمت هدفشون یا اهدافشون که میوه دادن و اکسیژن دادن و...

یا حیوونا هم همینطور

حالا این خدا که موجودات غیر مختار رو اینقدر درست داره به سمت هدفی هدایت میکنه

از دو حال خارج نیست

یه موجود مختار آفریده به نام انسان

یا بر خلاف تمام موجوداتی که آفریده و هدایتشون هم میکنه به سمت مقصد و کمالشون این یه موجود که پیچیده ترینشون هم هست رو ول کرده مثل یه گوسفند توی چراگاه عالم

یا نه

متناسب با اختیاری که بهش داده یه راه هدایت هم گذاشته منتها باید با اختیار و فهم خودش برسه به اینکه از این راه هدایتی که خداب بهش داده استفاده کنه

اینطور که از شواهد پیداست

بیشتر تمایل داره که طبق تشخیص خودش مختارانه عمل کنه

بعضی وقتام ادعا میکنه که میخواد طبق راه هدایت خدا عمل کنه که البته اگه با خودش صادق باشه میبینه که بیشتر یه ادعای پوشالی هست و اون جاهایی که باید نشون بده که چی کاره هست زیرش میزاید و نشون میده که نه کاری با اون هدایت خدا نداره

عیبی نداره

اونقدر برو طبق نظر خودت تا به چیز خوردن بیافتی ای انسان مختار

بعد که به چیز خوردن افتادی

فهمیدی که باید تن به هدایت خدا بدی

اون شخص هادی رو هم خدا میفرسته

بالاخره از دو حال خارج نیست

یا نویسنده ی این متن یه روزی آدم میشه

یا خاک بر سرش کنند با این همه کمکی که بهش میشه بل هم ازل میره زیر خاک

آیا انیشتین شیعه بوده؟

سلام
آغاز آشنایی انیشتین با اسلام برمی گردد به مطالبی که الکساندر فلمینگ کاشف پنسیلین در باره روایاتی که در کتاب علامه مجلسی خوانده است.روایت اصلی که توجه فلمینگ را به اسلام جلب کرد روایتی در باره پشه بودروایت این است : اگر پشه روی غذا نشست و بلند شد آن را نخورید و دور بریزید و اگر نشست و به طور مثال غذا در حال پختن بود و پشه در آن حل شد آن را می توانید بخورید.
در پشت پشه ماده ای مانند پاد زهر وجود دارد که مانع بیمار شدن پشه در عین تماس داشتن با انواع آلودگی هاست
زمانی که چشه فقط روی غذا بشیند آلودگی را بر جای می گذارد و اگر در غذا حل شود آن پاد زهر در غذا پخش شده و اثر آلودگی را خنثی می کند و فلمینگ این مطلب را می دانست
و همین باعث ادامه تحقیقاتش درباره اسلام شد و این مسائل را با انیشتین هم در میان گذاشت.
انیشتین هم به مطالعه ی احادیث کتب مجلسی پرداخت تا اینکه به حدیث معراج رسید و که در آنجا در مورد کیفیت معراج هم توضیح داده شده و گفه شده در عین طولانی بودن زمان معراج از نظر پیامبر اما از لحاظ گذر زمان در زمین ، معراج در زمان بسیار کمی رخ داده . این خصوصیات معراج تطابق حیرت انگیزی داشت با نظریه نسبیت و نظریه های او در مورد اتفاقاتی که هنگام حرکت با سرعت نور رخ می دهد در ابعاد فضا و زمان
انیشتین در ادامه برای تحقیقات عمیق تر درباره اسلام و به ویژه تشیع (به علت ناب بودن معارفی که در احادیث شیعی یافته بود) با نفر اول عالم شیعه در آن زمان یعنی آیت الله بروجردی مکاتباتش را آغاز می کند.
گویند در آخر عمر آلبرت انیشتین به اسلام و مذهب تشیع گرویده و اسنادی هم در این زمینه وجود دارند که زحمتش یک سرچ در گوگل است.
یک نکته ی بسیار مشکوک در باره ی انیشتین این است که در آخر عمر شخصیت او را شدیداً کوبیدند و به او تهمت خرفت شدن زدند
او هیچگاه زیر بار برخی فرضیه های اثبات نشده ی نظریه کوانتوم مثل اصل عدم قطعیت هایزنبرگ نرفت
جمله ای معروف دارد که خدا تاس نمی ریزد و
همچنین در کلامی دیگر می گوید
من می خواهم بدانم (خدا) چگونه این جهان را آفریده است. علاقه ای به این یا آن پدیده ندارم. در (طیف) این یا آن عنصر لطفی نمی بینم. من می خواهم اندیشه های ( او ) را بدانم؛ مابقی، جزییات است.  
 
به علاوه حتماً شما را به مشاهده این لینک بسیار جالب در این مورد دعوت میکنم  
 
 
آخرین کتاب انیشتین باید انتشار یابد.
 

بر سینمای ایران چه می گذرد؟!!!!

سلام بر همه ی رفقا
به نظر حقیر خطر جبهه ی ضد فرهنگیِ داخل به مراتب از خطر جبهه ی ضد فرهنگی خارج بیشتر است.
با توجه به عنایات ویژه ی حضرات، در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، امروز به هر فیلمنامه ای که دستمایه ضد فرهنگی و ضد اسلامی دارد به راحتی مجوز داده می شود
بدترین خروجی ممکن که از آثار فرهنگی می تواند به وجود بیاید این است که این آثار به مرور و اندک اندک، آن مفاهیمی را که باید در یک جامعه ی انسانی ، اسلامی و الهی یک ارزش ، هنجار ، واجب و معروف تلقی شود را مفاهیمی ضد ارزشی ، ارتجاعی و منکر نشان دهد و بالعکس آن مفاهیمی را که باید ضد ارزش، ناهنجار و حرام و منکر تلقی شود را مفاهیمی دارای ارزش و نمادِ بلوغِ شعورِ اجتماعی و هنجار و معروف در جامعه نشان دهد. و این همان کاری است که در سینمای ایران آگاهانه (البته از نظر حقیر) یا نا آگاهنه به صورتی سیستماتیک در حال انجام است
به عنوان مثال در فیلم پوپک و مشت ماشالا ما شاهد به سخره گرفته شدن یکی از مهمترین ارزش های انسانی ، اسلامی و الهی هستیم. محوریت محتوای این فیلم ، مسخره کردن غیرت و تعصب مردانه است صفت ارزشمندی که در اسلام به آن توجه ویژه شده
خداوند کریم، خود غیور است و رسول اکرم سراحتاً غیرت را از نشانه های ایمان معرفی می کنند و خود را غیرتمند ترینِ انسانها معرفی می کند و با این همه صراحتاً و پیاپی به شکل های مختلف این صفت در این فیلم به سخره گرفته می شود و یک ناهنجار رفتاری و اجتماعی نشان داده می شود ، و در مقابل رابطه آنچنانی (به قول فیلم boyfriend-girl friend)با نا محرم را از بدیهیات حیات اجتماعی و یک هنجار مسلم نشان می دهد
و یا در فیلم دموکراسی در روز روشن ...
نقدی راکه یکی از دوستان درباره ی این فیلم نوشته اند را نقل میکنم:
امروز از قضا و یا شاید از روی اجبار فیلم "دموکراسی تو روز روشن"را دیدم! از قبلترش هم می دانستم این فیلم چیز دلچسبی نخواهد بود، آن هم با مجمدرضا گلزار! آن هم در نقش عزراییل! به هرحال، فیلم را دیدم! نمی‌دانم چه باید بگویم. اصلاً نمی‌دانم...فقط دوست دارم بگویم:
- چشمتان روشن آقایان ظاهراً اسلام‌گرای اداره سانسور وزارت ارشاد که هر روز تیغ سانسورتان صدها و هزاران صفحه از کتاب‌ها را از صفحه روزگار محو می‌کند و این طرف در سینما غوغای رفع توقیفی‌ها بی‌داد می‌کند! یعنی واقعاً فیلم سخیفی مثل "دکوکراسی..." از چند خط یک نویسنده بی‌اثرتر است؟!
- چشمتان روشن آقایان سردار سپاه که به هر بهانه‌ای اعلامیه می‌دهید! چشمتان روشن که در این فیلم دختر سردار را با سروگردن برهنه روبروی دوربین زنی می‌نشانند که فقط فیلم منصفانه می‌سازد و دختر سردار با آن قیافه‌ای که بیشتر به زنان ... می‌ماند تا دختر سردار جواب می‌دهد: «نمی دونم سردار بود یا بابا...»آری! خیلی سخت است تفاوتش!... ای سرداران جان بر کف سپاه! آفرین بر غیرت شما!...
- دوباره هم چشمتان روشن آقایان سپاه که چشم به دریای آمریکا دارید برای حل مشکلاتش و در زیر گوشتان فیلمی می‌سازند که در آن به عمد در میان هزاران حادثه باید "عزراییل گلزاری!!" با مورانو و عینک دودی‌اش برود و جنازه شما را از توی کوههای خرم آباد جمع کند که روی زمین نماند!! چشمتان روشن که در این فیلم تمام سرداران و بسیجی‌هایی که برای شما جنگیدند را به لجن کشیدند و شما نشسته‌اید و هنوز به سران فتنه گیر می‌دهید!
- چشمتان روشن آقای وزیر ارشاد! زیر نظر شما فیلمی ساخته می‌شود که در آن کل آخرت و فرشتگانش را به لجن می‌کشند! فیلمی که در آن فرشته‌های خدا دارند با lcd های msi به رتق و فتق امور رزمندگان می‌پردازند!! واقعا چشمتان روشن که حضرت عزراییل را دارو دسته‌ای سیاه پوش همانند گروه نجات دهندگان "صهیون" فیلم "ماتریکس" ساخته‌اند و شما نشسته‌اید می‌گردید ببینید آیا هنوز هم حاتمی‌کیای خودی در فیلم به رنگ ارغوانش تصمیم داشته وزارت اطلاعات را به گند بکشد یا نه!!؟ آیا به رنگ ارغوان در حد این فیلم سخیف بود؟! نمایشش که دادید چه شد؟!
- چشمتان روشن آقایان مدعی حجاب برتر"چادر" که صبح تا شب گلو چاک می‌کنید چرا در ایران فرهنگ سازی می‌شود یا نمی‌شود!! فیلمی در سطح ملی در این کشور ساخته می‌شود که در آن یک فرشته به یک سردار مشکل دار جنگ(به زعم کارگردان) که در این دنیا همه تحویلش می‌گیرند و آن دنیا هیچ‌کس برایش تره هم خرد نمی‌کند و حتی شهیدش هم نمی‌داند، می‌گوید که به چه حقی تا قبل نه سالگی دخترت را مجبور کردی چادر بپوشد که از خدا زده شود!! و این دختر هم یک بار به واسطه چادر پایش می‌گیرد و لبش زخمی میَ‌شود!! واقعا هنوز هم سر در کلاف دارید تا ببینید نیروی انتظامی چرا با بدحجاب‌ها برخورد می‌کند یا نه؟!
- چشمتان روشن رزمندگان، پاسداران، داوطلبان جنگ و سرداران سپاه و ارتش! در این کشور فیلمی ساخته می شود که در آن تمام رشادت خضور رزمندگان در جبهه به اندازه ارشاد یک نفر به تحصیل نمی‌ارزد! یعنی اگر شما سر چهارراه یک دستفروش را به علم فرابخوانید آن دنیا تا آخرش از آن بهره‌مند می‌شوید و اگر جانتان را کف دستتان بگذارید و بروید زیر آتش دشمن به مفت نمی‌ارزد!! آفرین بر شما!
- چشمتان روشن آقایان مدعی هنر انقلابی! در این کشور فیلمی ساخته می‌شود که در ان شهید آوینی را مسخره می‌کنند و جک سخیفی که در باره ایشان ساخته شده را متن یک فیلم می‌کنند و به ریشتان می خندند!!..."اینها بچه‌های گروه شهید آوینی‌اند! آمده‌اند فیلم بگیرند!"..."اِ! شوخی می‌کنی؟! سید شهید شد؟!"...بله! این متن فیلم دقیقاً از روی همان جک است، باور کنید!
-چشمتان روشن اقایان روحانیون که در این فیلم کامل به شما و لحن صحبت‌کردنتان اهانت می‌شود و هرگاه می‌خواهند از ریاکاری و توجیه حرف بزنند لحن شما را می‌گیرند و خنده بر لبان مخاطب می‌نشانند! آفرین! هنوز هم روی منبرها بنشینید و ذکر مصیبت‌هایی را بگویید که هر روزه همان‌ها را تکرار می‌کنید! واقعا ظرفیت حوزه ما همین‌قدر است؟!...
- و چشم ما روشن با این پرورش نسل مثلاً انقلابی مان در هنر! دشمنان انقلاب و انقلابی‌گری با بودجه همین کشور در همین کشور دارند فیلم می سازند و اکران عمومی می کنند و 100میلیون می دهند گلزار برای 5 دقیقه در آن بازی کند تا مخاطبانش را برای شنیدن و دیدن صحنه‌های سخیفشان جذب کنند و ما نشسته‌ایم برای هم‌دیگر از فتنه نرم سخن می‌گوییم و تز می‌دهیم! واقعا قرار نیست این وسط کسی طلایه دار سینمای متعهد شود؟!
- محمدعلی زم هنوز دارد در این کشور از همه انتقام می‌گیرد! مخصوصاً از پاسدارانی که دستش را خیلی‌جاها رو کرده اند! با این همه هیچ‌کس نیست جلوی این آدم را بگیرد...نمی‌دانم! شاید هم واقعاً لزومی نباشد!
- تا به حال کمتر پیش آمده بود از دیدن فیلمی چنین عصبانی شوم! امروز دلم برای خیلی‌ها سوخت! مخصوصاً آنها که رفتند تا ما بنشینیم زیر کولر و "دموکراسی تو روز روشن" ببینیم! واقعاً این حقشان نبود...این هم از هفته دفاع مقدسمان...یاعلی
پس نوشت
واقعا چشم همه دیگر روشن! حمیدفرخ نژاد بازیگر این فیلم به خاطر بازی در این فیلم جایزه بهترین بازیگر مرد را به خود اختصاص داد! یعنی اینکه نه تنها همه مدعیان هنر انقلابی متوجه کلاهی که سرشان رفته نبوده اند که این شاهکار به جشنواره یازدهم فیلم دفاع مقدس راه یافته و برنده جایزه هم شده است!!

به قول آیت ا... حائری شیرازی دشمن در هجمه ی فرهنگیِ خود قصد دارد تا واجب خدا را از معروفیت خارج کنند و حرام خدا را از منکر بودن
ایشان می گویند اساساً چرا ما در اسلام امر به معروف و نهی از منکر داریم به جای امر به واجب و نهی از حرام؟!!
این به این خاطر است که اگر واجبی معروفیتش را از دست داد دیگر نمی شود در اجتماع به آن امر کرد چون مهمترین شرط امر نهی احتمال اثر دادن در طرف مقابل است حال اگر در نزد افراد واجب معرف نباشد و حرام هم منکر نباشد دیگر امر و نهی اثرِ حقیقی ندارد
به همین علت پروژه منکر نشان دادن واجب و معروف نشان دادن حرام از سوی دشمن و پیروانِ آگاه و ناآگاه داخلی اش در حال پیگیری است
یک نکته مهم را فراموش نکنیم که یهود در طول تاریخ تمام تلاش خود را در نفوذ در حوزه ی اقتصاد و حوزه ی فرهنگ دشمنانش به کار گرفته و به کار می گیرد
با توجه به این مسائل در خواستم از بروبچه های این موضوع اینه که از شاهکارهای گاه و بی گاه سینمای داخل غافل نشند و نقدهای دلسوزانه و روشنگرایانه ی خود را برای بیداری اندیشه جامعه بنویسند و در اختیار عموم قرار بدند
چون حقیر بر این عقیده ام که حتی با یک گل هم بهار می شود که اگر نمی شد خداوند رحیم ما را به قیام در راه حق ولو یکی یکی و دو تا دوتا امر نمی فرمود
یا علی
التماس دعای فراوان