بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
شخصی از من سوال پرسید که:
چرا محبت امام علی(علیه السلام)؟؟؟چرا از بین بقیه امامها، ایشون؟؟؟
در پاسخ به ذکر یک حدیث اکتفا می کنم
خداوند اراده فرموده است که متر و محک و میزان و امتحان و ملاک ایمان حقیقی جهتگیری حقیق قلب نسبت به وجود نازنین امیرالمومنین علی بن ابیطالب روحی لتراب مقدمه الفداه باشد از بین کل 14 معصوم ایشان برای این امر برگزیده شده است!
مُعَاوِیَةُ بْنُ عَمَّارٍ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلوات الله علیه و آله:
إِنَّ حُبَّ عَلِیٍّ قُذِفَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ فَلَا یُحِبُّهُ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا یُبْغِضُهُ إِلَّا مُنَافِقٌ
وَ إِنَّ حُبَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ قُذِفَ فِی قُلُوبِ
الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُنَافِقِینَ وَ الْکَافِرِینَ فَلَا تَرَى لَهُمْ
ذَامّاً
مناقب آل أبی طالب علیهم السلام(لابن شهرآشوب)، ج3، ص: 384
امام صادق علیه السلام فرمودند:
رسول خدا صلوات الله علیه فرمودند:
همانا حب علی (علیه السلام) تنها در قلوب مومنین قرار دارد و به همین دلیل غیر از مومن او را دوست نخواهد داشت و غیر از منافق او را دشمن نخواهد داشت
ولی محبت حسن و حسین (علیهما السلام) در قلب مومنین و منافقین و کافرین قرار داده شده است، لذا هیچ کس آنها را مذمت نخواهد کرد.
خدا را شکر که مولایم علی شد
ای دل غمگین مباش که مولای ما علیست
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
یه حکایت خوندم خیلی جالب بود
یک شخصی میره مسجد نماز بخونه
خیلی با عجله می خونه
بعد از نماز هم بلافاصله میخواد بلند بشه بره
یه پیرمرد نورانی اهل دل ازش می پرسه: داشتی چی کار میکردی؟
این یارو هم کمی رند بوده
میدونسته الان اگه بگه داشتم نماز میخوندم اونم با وضعی که نماز خونده باید آماده باشه که کلی این پیرمرد بهش عنایات خاصه در راستای تأدیبش انجام بده
لذا در جواب میگه: هیچی فقط اومدم اعلام کنم من یاغی نیستم!
و پیرمرد تبسم معنا داری میکنه و اون بنده ی خدا هم میره
حالا قصه، قصه ی نماز خوندن ماست....
استادِ استاد ما میگن:
نقل قول:بالاخره حقیر با اینکه در آنوقت بیش از بیست و دو سال از عمرم نگذشته بود عرض کردم:بنده بالوجدان مىبینم که اگر در مقابل شخص بزرگى قرار بگیرم در حال خود تغییر و شرم و خضوعى مىبینمو هر قدر آن شخص بزرگتر و وجیهتر باشد دگرگونى حال بیشتر مىشود،امّا در عین حال که معتقدم و همه ى ما معتقدیم که خداى متعال از هر بزرگى و صاحب جاهى بزرگتر و وجیهتر، بلکه همه ى بزرگى ها در مقابل عظمت او هیچ و همه چیز ناچیز است،پس چرا وقتى به نماز مى ایستم با اینکه یقینا خود را در مقابل حق - جل و علا - قرار مى دهم هیچ تأثیرى و تفاوتى و تغییر حالى در خود نمى یابم؟«انما المؤمنون الذین اذا ذکر اللّه وجلت قلوبهم.»(انفال-2)همانا مومنان کسانی هستند که هنگامی که خداوند در مقابلشان یاد می شود قلوبشان از ترس به لرزه در می آیداز اینجا مى فهمم که این ایمان، ایمان واقعى نیست؛لذا مى کوشم که خود را به مرحله اى برسانم که قدرى از آثار جمال و عظمت حق را در قلب خود بیابم.
استدعا دارم به این آیات بیاندیشیم:
إِنَّما یَسْتَأْذِنُکَ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ارْتابَتْ قُلُوبُهُمْ (45-توبه)
کسانى که به خدا و روز قیامت ایمان ندارند و دلهایشان را شک فرا گرفته است
ِ لا یَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلاَّ وَ هُمْ کُسالى (54- توبه)
جز با حالت کسالت (و بی میلی) به نماز نمی ایستند
ما با چه حالی نماز می خوانیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نکند این حال ما نشان از حقایقی پیرامون ما دارد که خود هم از آن غافلیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اوصاف نماز مومنین هم که تا دلتون بخواد در قرآن و روایات آمده
یه بار داشتم سوره ی مومنون رو میخوندم
با خودم صادقانه فکر کردم گفتم
خداوکیلی علی کدوم یکی از این نشانه ها در وجود تو هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ (1)
الَّذینَ هُمْ فی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ (2)
وَ الَّذینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ (3)
وَ الَّذینَ هُمْ لِلزَّکاةِ فاعِلُونَ (4)
وَ الَّذینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ (5)
إِلاَّ عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومینَ (6)
فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ العادُونَ (7)
وَ الَّذینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ (8)
وَ الَّذینَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ یُحافِظُونَ (9)
أُولئِکَ هُمُ الْوارِثُونَ (10)
الَّذینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فیها خالِدُونَ (11)
به تحقیق مؤمنان رستگار شدند (1)
آنان که در نمازشان خشوع مى ورزند، (2)
و آنان که از لغو (و بیهوده) اعراض مى کنند (و رویگردانند) (3)
و آنان که زکات را مى پردازند، (4)و آنان که شرمگاه خود را نگه مى دارند، (5)
جز بر همسران یا کنیزان خویش، که در نزدیکى با آنان مورد ملامت قرار نمى گیرند (6)
و کسانى که غیر از این دو بجویند از حد خویش تجاوز کردهاند. (7)
و آنان که امانتها و پیمانهاى خود مراعات مى کنند، (8)
و آنان که بر نمازهاى خود مواظبند، (9)
همانان اینان وارثانند (10)
که فردوس را که همواره در آن جاویدانند به میراث مى برند. (11)
(۱۸/خرداد/۹۰ ۱۴:۱۹)sunrise59 نوشته است: دوستان،برای خود من یک سوال پیش اومده،ممنون می شم که با جوابهاتون بهم کمک کنید...
منظور از "علم غیر سودمند" ،چیه؟!!!
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
سوالی در عنوان این تاپیک مطرح شده است:
چرا خداوند و امام زمان و اولیاء خدا به ما توجه ویژه ای ندارند؟
این سوال الزاماً یک جواب ندارد
اما یکی از پاسخ هایش این است:
امام محمّد باقر علیه السّلام:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
البته منظور از عدم توجه خدا و امام زمان، غفلت آنها از ما نیست که خود ایشان هم به طور مثال در توقیع خود به شیخ مفید فرموده اند:
ما از سرپرستی و رسیدگی به امور شما کوتاهی نورزیده و یاد شما را از صفحه خاطر خویش نزدودهایم؛ که اگر جز این بود، موج سختیها بر شما فرود میآمد و دشمنان بدخواه و کینهتوز، شما را ریشه کن میساختند.
اما اصلاً منظور من این نیست!
ببینید
خداوند و اولیای خدا از سر فضل و بی استحقاق ما یک لطف و عنایت به همه ی محبان دارند!!!!
این غیر از مسئله ی تحویل گرفتن است!!!!!!!!
یکسری امور شما را از چشم خدا و امام زمان و اولیای خدا می اندازد!
منظور من از ایجاد این تاپیک توجه دادن به یکی از مهمترین این موارد است آنهم در شرایط فعلی جامعه که می شود بر طبق کلام نورانی امام باقر علیه السلام:
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
در کتابی خواندم:
این خیلی بد است که ما به عنوان منتظر هر وقت به یاد امام زمان می افتیم، آهی بکشیم و بگوییم: ((ای کاش آقا بیاید)) و بعد دوباره به زندگی پر اشتباه خود برگردیم.
برخی اوقات می بینیم نوشته هایی از این دست که:
آقا جان پس چرا نمی آیی
سوختم از فراقت
چرا نمی آیی
این جمعه هم نیامدی، چرا ظهور نمی کنی
اینها همه توهین به حضرت است!
حضرت بیش از 1200 سال هست که همانجایی هستند که باید باشند و منتظر کسانی
که متناسب با ادعای خود مرد عمل باشند و بیایند بر سر قرارشان با حضرت
اما کو مرد عمل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این که عده ای می گویند آقا جان از فراق شما سوختم هم سخنی معمولاً گزافه و پوچ است
این ما هستیم که با اعمال خود دل حضرت را می سوزانیم
اساساً مهمترین مانع غیبت اعمال شیعیان است! بنابر سخن خود حضرت حجت:
اگرشیعیان
ما که خداوند آنها را به اطاعت و بندگی خویش موفق بدارد در وفای به عهد و
پیمان الهی، اتحاد و اتفاق میداشتند و عهد و پیمان را محترم میشمردند، سعادتِ دیدار ما به تأخیر نمی افتاد و هر آینه به سعادت دیدار ما نائل می شدند.
اگر کسی مدعی سوختن از فراق حضرت را دارد و عملی میکند مخالف رضای خدا و
احیاناً بر انجام آن عمل مخالف رضای خدا اصرار هم دارد(که رضای حضرت حجت هم
فانی در رضای حضرت حق است) این شخص در ادعای سوختن قلبش از فراق حضرت
دروغگویی بیش نیست!
این که گفته می شود بعضاً آقا این جمعه هم نیامدی پس چرا ظهور نمیکنی؟
علت مشخص است
چون ما غایب هستیم در آنجایی که باید ظهور داشته باشیم و ظهور داریم در آنجایی که باید غایب باشیم
وَ کانُوا یُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظیمِ (46-واقعه)
و آنها بر ارتکاب گناهان بزرگ اصرار می ورزدیدند
فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ (26-تکویر)
پس به کجا می روید؟
گویا یک سوال دو گزینه مطرح کرده اند
کدام گزینه را انتخاب میکنیم؟؟؟؟؟؟
گزینه ی 1: لحظاتی چشیدن لذت گناه
گزینه ی 2: آماده شدن برای بودن در رکاب یوسف زهرا
راهنمایی:
أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا
الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ. وَأَنْ اعْبُدُونِی هَذَا
صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ(60 و 61 یاسین)
خطاب به اعضای گردانها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
استادِ استاد ما میگن:
نقل قول:هیچ کس نمی تواند خود را از مکر شیطان در امان ببیند.(1)
خداوند به آن ملعون تمکن و مهلت داده (2) و در مجاری خون انسان جاری است(3).
اگر کسی خود را از کید شیطان در امان دید(4) دلیل بر آن است که فریب او را خورده و بر طریق حق نیست. و این خود علامت دوری انسان است.
نقل قول:کیمیای حقیقی کسی دارد که وقتی با او مجالست کردی تو را به یاد خدا بیاندازد(1) ، متذکر خدا کند، خوف خداوند و عظمت او در دلت زیاد شود، دنیا در نظرت بی ارزش گردد، بفهمی که برای چه به این دنیا آمده ای و خداوند از تو چه می خواهد(2).
اگر کسی اینها را داشت او اکسیر حقیقی دارد[/b].
نقل قول:اگر بنده ای که بالذات فقیر و بالعرض محتاج است، به بنده ی دیگری مثل خود رحم کند،
خدای متعال که غنیِ بالذات و کریم و جواد است به هر دوی آنها رحم خواهد کرد.
بسیار سخت است بر من بواسطه فراق تو؛
و اینکه تو به تنهایی گرفتار باشی
سخت است بر من از تو بگویم و خلق تو را واگذارند.
و این یعنی این قلب مریض است
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر همه ی منتظران و دوستاران مهدی موعود علیه السلام
بر آن شدم تا قاطعترین برهان عقلی و نقلی که در زندگی خود در مسئله ی تعیین امامت تا کنون دیده ام را تقدیم کنم!
این برهان و استدلال قرآنی و عقلی از مولا و سرورمان حضرت بقیة الله العظم روحی لتراب مقدمه الفداه است
من قسمتهایی از یک حدیث بسیار طولانی و فوق العاده را که در باب این مسئله
است را تقدیم دوستان میکنم، کامل آن را می توانید در کتاب شریف کمال الدین و
تمام النعمه ی شیخ صدوق بیابید دوستان
فقط اگر حوصله نکردید که تمام متن را بخوانید می توانید از اولین جایی که فونت متن را بزرگ کرده ام مطلب را دنبال فرماید!
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَاتِمٍ
النَّوْفَلِیُّ الْمَعْرُوفُ بِالْکِرْمَانِیِّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو
الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ عِیسَى الْوَشَّاءُ الْبَغْدَادِیُّ قَالَ
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ طَاهِرٍ الْقُمِّیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ
بْنُ بَحْرِ بْنِ سَهْلٍ الشَّیْبَانِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ
مَسْرُورٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْقُمِّیِّ
قَالَ کُنْتُ امْرَأً لَهِجاً بِجَمْعِ الْکُتُبِ الْمُشْتَمِلَةِ عَلَى
غَوَامِضِ الْعُلُومِ وَ دَقَائِقِهَا کَلِفاً بِاسْتِظْهَارِ مَا یَصِحُّ
لِی مِنْ حَقَائِقِهَا مُغْرَماً بِحِفْظِ مُشْتَبَهِهَا
کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص: 455
وَ مُسْتَغْلَقِهَا شَحِیحاً عَلَى مَا أَظْفَرُ بِهِ مِنْ مُعْضَلَاتِهَا
وَ مُشْکِلَاتِهَا مُتَعَصِّباً لِمَذْهَبِ الْإِمَامِیَّةِ رَاغِباً عَنِ
الْأَمْنِ وَ السَّلَامَةِ فِی انْتِظَارِ التَّنَازُعِ وَ التَّخَاصُمِ
وَ التَّعَدِّی إِلَى التَّبَاغُضِ وَ التَّشَاتُمِ مُعَیِّباً لِلْفِرَقِ
ذَوِی الْخِلَافِ کَاشِفاً عَنْ مَثَالِبِ أَئِمَّتِهِمْ هَتَّاکاً
لِحُجُبِ قَادَتِهِمْ إِلَى أَنْ بُلِیتُ بِأَشَدِّ النَّوَاصِبِ
مُنَازَعَةً وَ أَطْوَلِهِمْ مُخَاصَمَةً وَ أَکْثَرِهِمْ جَدَلًا وَ
أَشْنَعِهِمْ سُؤَالًا وَ أَثْبَتِهِمْ عَلَى الْبَاطِلِ قَدَماً فَقَالَ
ذَاتَ یَوْمٍ وَ أَنَا أُنَاظِرُهُ تَبّاً لَکَ وَ لِأَصْحَابِکَ یَا
سَعْدُ ...
قَالَ سَعْدٌ فَصَدَرْتُ عَنْهُ مُزْوَرّاً قَدِ انْتَفَخَتْ أَحْشَائِی
مِنَ الْغَضَبِ وَ تَقَطَّعَ کَبِدِی مِنَ الْکَرْبِ وَ کُنْتُ قَدِ
اتَّخَذْتُ طُومَاراً وَ أَثْبَتُّ فِیهِ نَیِّفاً وَ أَرْبَعِینَ
مَسْأَلَةً مِنْ صِعَابِ الْمَسَائِلِ لَمْ أَجِدْ لَهَا مُجِیباً عَلَى
أَنْ أَسْأَلَ عَنْهَا خَبِیرَ أَهْلِ بَلَدِی أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ
صَاحِبَ مَوْلَانَا أَبِی مُحَمَّدٍ ع فَارْتَحَلْتُ خَلْفَهُ وَ قَدْ
کَانَ خَرَجَ قَاصِداً نَحْوَ مَوْلَانَا بِسُرَّ مَنْ رَأَى فَلَحِقْتُهُ
فِی بَعْضِ الْمَنَازِلِ فَلَمَّا تَصَافَحْنَا قَالَ بِخَیْرٍ لِحَاقُکَ
بِی قُلْتُ الشَّوْقُ ثُمَّ الْعَادَةُ فِی الْأَسْئِلَةِ قَالَ قَدْ
تَکَافَیْنَا عَلَى هَذِهِ الْخُطَّةِ الْوَاحِدَةِ فَقَدْ بَرِحَ بِیَ
الْقَرَمُ إِلَى لِقَاءِ مَوْلَانَا أَبِی مُحَمَّدٍ ع وَ أَنَا أُرِیدُ
أَنْ أَسْأَلَهُ عَنْ مَعَاضِلَ فِی التَّأْوِیلِ وَ مَشَاکِلَ فِی
التَّنْزِیلِ فَدُونَکَهَا الصُّحْبَةَ الْمُبَارَکَةَ- فَإِنَّهَا تَقِفُ
بِکَ عَلَى ضَفَّةِ بَحْرٍ لَا تَنْقَضِی عَجَائِبُهُ وَ لَا تَفْنَى
غَرَائِبُهُ وَ هُوَ إِمَامُنَا فَوَرَدْنَا سُرَّ مَنْ رَأَى
فَانْتَهَیْنَا مِنْهَا إِلَى بَابِ سَیِّدِنَا فَاسْتَأْذَنَّا فَخَرَجَ
عَلَیْنَا الْإِذْنُ بِالدُّخُولِ عَلَیْهِ وَ کَانَ عَلَى عَاتِقِ
أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ جِرَابٌ قَدْ غَطَّاهُ بِکِسَاءٍ طَبَرِیٍّ فِیهِ
مِائَةٌ وَ سِتُّونَ صُرَّةً مِنَ الدَّنَانِیرِ وَ الدَّرَاهِمِ عَلَى
کُلِّ صُرَّةٍ مِنْهَا خَتْمُ صَاحِبِهَا
...
فَلَمَّا انْصَرَفَ أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ لِیَأْتِیَهُ بِالثَّوْبِ نَظَرَ إِلَیَّ مَوْلَانَا أَبُو مُحَمَّدٍ ع فَقَالَ
مَا جَاءَ بِکَ یَا سَعْدُ فَقُلْتُ شَوَّقَنِی أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ عَلَى لِقَاءِ مَوْلَانَا
قَالَ وَ الْمَسَائِلُ الَّتِی أَرَدْتَ أَنْ تَسْأَلَهُ عَنْهَا
قُلْتُ عَلَى حَالِهَا یَا مَوْلَایَ
قَالَ فَسَلْ قُرَّةَ عَیْنِی وَ أَوْمَأَ إِلَى الْغُلَامِ
فَقَالَ لِیَ الْغُلَامُ سَلْ عَمَّا بَدَا لَکَ مِنْهَا
فَقُلْتُ ...
فَأَخْبِرْنِی یَا مَوْلَایَ عَنِ الْعِلَّةِ الَّتِی تَمْنَعُ الْقَوْمَ
مِنِ اخْتِیَارِ إِمَامٍ لِأَنْفُسِهِمْ قَالَ مُصْلِحٍ أَوْ مُفْسِدٍ
قُلْتُ مُصْلِحٍ قَالَ فَهَلْ یَجُوزُ أَنْ تَقَعَ خِیَرَتُهُمْ عَلَى
الْمُفْسِدِ بَعْدَ أَنْ لَا یَعْلَمَ أَحَدٌ مَا یَخْطُرُ بِبَالِ
غَیْرِهِ مِنْ صَلَاحٍ أَوْ فَسَادٍ قُلْتُ بَلَى قَالَ فَهِیَ الْعِلَّةُ
وَ أُورِدُهَا لَکَ بِبُرْهَانٍ یَنْقَادُ لَهُ عَقْلُکَ «3» أَخْبِرْنِی
عَنِ الرُّسُلِ الَّذِینَ اصْطَفَاهُمُ اللَّهُ تَعَالَى وَ أَنْزَلَ
عَلَیْهِمُ الْکِتَابَ وَ أَیَّدَهُمْ بِالْوَحْیِ وَ الْعِصْمَةِ إِذْ
هُمْ أَعْلَامُ الْأُمَمِ «4» وَ أَهْدَى إِلَى الِاخْتِیَارِ مِنْهُمْ
مِثْلُ مُوسَى وَ عِیسَى ع هَلْ یَجُوزُ مَعَ وُفُورِ عَقْلِهِمَا وَ
کَمَالِ عِلْمِهِمَا إِذَا هَمَّا بِالاخْتِیَارِ أَنْ یَقَعَ
خِیَرَتُهُمَا عَلَى الْمُنَافِقِ وَ هُمَا یَظُنَّانِ أَنَّهُ مُؤْمِنٌ
قُلْتُ لَا فَقَالَ هَذَا مُوسَى کَلِیمُ اللَّهِ مَعَ وُفُورِ عَقْلِهِ وَ
کَمَالِ عِلْمِهِ وَ نُزُولِ الْوَحْیِ عَلَیْهِ اخْتَارَ مِنْ أَعْیَانِ
قَوْمِهِ وَ وُجُوهِ عَسْکَرِهِ لِمِیقَاتِ رَبِّهِ سَبْعِینَ رَجُلًا
مِمَّنْ لَا یَشُکُّ فِی إِیمَانِهِمْ وَ إِخْلَاصِهِمْ فَوَقَعَتْ
خِیَرَتُهُ عَلَى الْمُنَافِقِینَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ اخْتارَ
مُوسى قَوْمَهُ سَبْعِینَ رَجُلًا لِمِیقاتِنا إِلَى قَوْلِهِ لَنْ
نُؤْمِنَ لَکَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ
بِظُلْمِهِمْ «الأعراف: 155.» فَلَمَّا وَجَدْنَا اخْتِیَارَ مَنْ قَدِ
اصْطَفَاهُ اللَّهُ لِلنُّبُوَّةِ وَاقِعاً عَلَى الْأَفْسَدِ دُونَ
الْأَصْلَحِ وَ هُوَ یَظُنُّ أَنَّهُ الْأَصْلَحُ دُونَ الْأَفْسَدِ
عَلِمْنَا أَنْ لَا اخْتِیَارَ إِلَّا لِمَنْ یَعْلَمُ مَا تُخْفِی
الصُّدُورُ وَ مَا تَکِنُّ الضَّمَائِرُ وَ تَتَصَرَّفُ عَلَیْهِ
السَّرَائِرُ وَ أَنْ لَا خَطَرَ لِاخْتِیَارِ الْمُهَاجِرِینَ وَ
الْأَنْصَارِ بَعْدَ وُقُوعِ خِیَرَةِ الْأَنْبِیَاءِ عَلَى ذَوِی
الْفَسَادِ لَمَّا أَرَادُوا أَهْلَ الصَّلَاحِ.
کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص: 463
سعد بن عبد اللَّه قمّى گوید:
من شوق زیادى به گرد آورى کتابهایى داشتم که مشتمل بر علوم مشکله و دقایق
آنها باشد و در کشف حقایق از آن کتابها تلاش و کوشش مىکردم و آزمند حفظ
موارد اشتباه و نامفهوم آنها بودم و بر آنچه از معضلات و مشکلات علمى دست
مىیافتم به آسانى به کسى نمىگفتم و نسبت به مذهب امامیّه تعصّب داشتم، …
تا آنکه گرفتار یک ناصبىّ شدم که در منازعه عقیدتى سختگیرتر و در دشمنى
کینهتوزتر و در جدال و پیروى از باطل تندتر و در پرسش بدزبانتر و در
پیروى از باطل از همه متعصّبتر بود.
یک روز که با وى مناظره مى کردم گفت: اى سعد! واى بر تو و بر اصحاب تو شما رافضیان ...
سعد گوید: من با بهانه ای خود را از دست او رهانیدم ولى از خشم اندرونم پر
شده بود و از غصّه نزدیک بود جگرم پاره پاره شود، و من پیش از آن طومارى
تهیه کرده بودم و در آن چهل و چند مسأله دشوار را نوشته بودم که پاسخگویى
براى آنها نیافته بودم و مىخواستم از عالم شهر خود احمد بن اسحاق که مصاحب
مولایمان ابو محمّد (امام حسن عسگری) علیه السّلام بود پرسش کنم و به
دنبال او رفتم،
او به قصد سرّ من راى (سامرا) و براى شرفیابى حضور امام علیه السّلام از قم
بیرون رفته بود و در یکى از منازل راه به او رسیدم و چون با او مصافحه
کردم گفت: خیر است،
گفتم: اوّلا مشتاق دیدار شما بودم و ثانیا طبق معمول سؤالهایى از شما دارم،
گفت: در این مورد با هم برابر هستیم، من هم مشتاق ملاقات مولایم ابو محمّد
(امام حسن عسگری) علیه السّلام هستم و مىخواهم مشکلاتى در تأویل و معضلاتى
در تنزیل را از ایشان پرسش کنم، این رفاقت میمون و مبارک است زیرا به
وسیله آن به دریایى خواهى رسید که عجائبش تمام و غرائبش فانى نمىشود و او
امام ما است.
بعد از آن با هم به سامرّا درآمدیم و به در خانه مولایمان رسیدیم اجازه خواستیم و براى ما اذن دخول صادر شد
سعد گوید: من نمى توانم مولاى خود ابو محمّد علیه السّلام را در آن لحظه
که دیدار کردم و نور سیمایش ما را فرا گرفته بود به چیزى جز ماه شب چهارده
تشبیه کنم.
و بر زانوى راستش پسر بچهاى نشسته بود ...
بر او سلام کردیم و او پاسخ گرمى داد و اشاره فرمود که بنشینیم و چون از نوشتن نامه فارغ شد،...
ابو محمّد علیه السّلام به من نظر کرد و فرمود:
اى سعد! تو براى چه آمدى؟
گفتم: احمد بن اسحاق مرا به دیدار مولایمان تشویق کرد،
فرمود: و مسائلى که مى خواستى بپرسى!
گفتم: اى مولاى من آن مسائل نیز بر حال خود است،
فرمود: از نور چشمم بپرس! و به آن پسر بچه اشاره فرمود و آن پسر بچه گفت:
از هر چه مىخواهى بپرس.
گفتم:…
اى مولاى من علّت چیست که مردم از برگزیدن امام براى خویشتن ممنوع شده اند؟
فرمود: امام مصلح برگزینند و یا امام مفسد؟
گفتم: امام مصلح،
فرمود: آیا امکان ندارند که برگزیده آنها مفسد باشد؟ چون کسى از درون دیگرى که صلاح است و یا فساد مطّلع نیست.
گفتم: آرى امکان دارد،
فرمود: علّت همین است
و براى تو دلیل دیگرى بیاورم که عقلت آن را بپذیرد،
فرمود: رسولان الهى که خداى تعالى آنها را برگزیده و بر آنها کتاب فرو
فرستاده و آنها را به وحى و عصمت مؤیّد ساخته تا پیشوایان امّتها باشند
چگونه اند؟
آیا
مثل موسى و عیسى علیهما السّلام که پیشوایان امتند و بر برگزیدن شایسته
ترند و عقلشان بیشتر و علمشان کاملتر آیا ممکن است منافق را به جاى مؤمن
برگزینند؟
گفتم: خیر،
فرمود: این موسى کلیم اللَّه است که با
وفور عقل و کمال علم و نزول وحى بر او از اعیان قوم و بزرگان لشکر خود براى
میقات پروردگارش هفتاد تن را برگزید و در ایمان و اخلاص آنها هیچ گونه شک و
تردیدى نداشت،
امّا منافقین را برگزیده بود،
خداى تعالى مى فرماید:
وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ سَبْعِینَ رَجُلًا لِمِیقاتِنا « الأعراف: 155.»
و موسى براى وعده گاه ما از میان قومش هفتاد مرد را برگزید.(155)
تا این آیه: لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً (55-بقره)
و (نیز به یاد آورید) هنگامى را که گفتید: «اى موسى! ما هرگز به تو ایمان
نخواهیم آورد مگر اینکه خدا را آشکارا (با چشم خود) ببینیم!» (55)
تا آنجا که فرمود: فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ (153-نساء)
و بخاطر این ظلم، صاعقه آنها را فرا گرفت (153)
و
چون مى بینیم که برگزیده پیامبر افسد بوده و نه اصلح در حالى که مى
پنداشته آنها اصلح هستند، مى فهمیم برگزیدن مخصوص کسى است که ما فی
الصّدور و ضمائر و سرائر مردم را بداند و برگزیدن مهاجرین و انصار ارزشى ندارد جایى که برگزیده پیامبران به جاى افراد صالح افراد فاسد باشند.
سپس مولایمان فرمود: اى سعد! ...
سعد گوید: سپس مولاى ما حسن بن علیّ علیه السّلام با آن پسربچه براى اقامه نماز برخاستند و من نیز برگشتم...
کمال الدین / ترجمه پهلوان، ج2، ص: 191 تا 206
چه بگویم و اصلاً چه می توان گفت؟
فقط می توانم بگویم:
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابی طالب
خدا را شکر که مولایم علی شد!
دوستان در تصریح این معنا که امام و پیشوا و رهبری که بخواهد مردم
را به سمت امر خدا هدایت کند باید تنها و فقط و فقط از سوی خود خدا مشخص
شود این آیه را نیز تقدیم می کنم:
وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا (24-سجده)
و از آنان امامان (و پیشوایانى) قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت مى کردند
امامت و پیشوایی برای هدایت مردم به سمت خدا فقط از سوی خدا مشخص می شود و خدا آن را واگذار نکرده است به احدی!
و امیدواریم در روز قیامت که:
یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ (71-اسراء)
روزى را که هر گروهى را با امامشان مى خوانیم!(71)
ما را با امام زمانمان حضرت حجت ابن الحسن العسگری روحی لتراب مقدمه الفداه بخوانند و مشمول کسانی باشیم که:
فَمَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمینِهِ فَأُولئِکَ یَقْرَؤُنَ کِتابَهُمْ وَ لا یُظْلَمُونَ فَتیلاً (71)
پس کسانى که نامه عملشان به دست راستشان داده شود، آن را (با شادى و سرور)
مى خوانند و بقدر رشته شکاف هسته خرمایى به آنان ستم نمىشود! (71)