صد بار اگر توبه شکستی باز آی
لطف خدا بیشتر از جُرم ماست!!!!!!!!
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
خدایا ما که به خودمون رحم نمی کنیم
تو به ما رحم کن!
همونطور که تا الان رحم کردی
به حق محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ (69-عنکبوت)
و کسانی که در راه ما تلاش فراوان می کنند بدون شک به راه هایمان هدایت می کنیم و همانا خداوند با محسنین (و نیکوکاران) است.
خوب این راه های خدا چی هستند؟ که هر کس نهایت تلاش خود را در راه خدا انجام دهد خداوند او را به سمت آنها هدایت میکند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اول جواب مختصر رو تقدیم میکنم و بعد جواب تفصیلی
مفرد کلمه ی سُبُل به معنی راه ها چی میشه؟
بله میشه سبیل به معنی راه
حالا در دعای ندبه چی می گیم؟
أَیْنَ السَّبِیلُ بَعْدَ السَّبِیلِ
که یعنی کجایند امام بعد از امام دیگر!!!!!!!!!!!!!!!!!
خوب وقتی منظور از سبیل میشه امام
سُبُل میشه چی؟
بله میشه امام ها
و به این ترتیب معنی آیه چی میشه؟
بله
میشه:
اگر در راه منِ خدا نهایت تلاشتون رو بکنید دستتون رو میگذارم تو دست امام زمانتون!!!
بنابر صریح روایات مقصود از صراط مستقیم ولایت امیرالمومنین هست
سُبُل هم میشه ولایت سایر ائمه که ریشه در همان ولایت امیرالمومنین است
اما پاسخ تفصیلی:
در ذیل آیه ی شریفه ی بالا امام باقر علیه السلام می فرمایند:
قال علی بن إبراهیم: و فی روایة أبی الجارود، عن أبی جعفر (علیه السلام)، قال:
«هذه الآیة لآل محمد (صلى الله علیه و آله)، و لأشیاعهم».
این آیه در شأن آل محمد و شیعیانشان است
تفسیر قمی ج۲ ص ۱۲۹
ما در قرآن مجید یک صراط داریم که همیشه به صورت مفرد است و یکتاست
که در آیات مختلف با تعابیر مختلفی مانند
صراطی (راه من) صراط مستقیم (راه راست)
وَ أَنَّ هذا صِراطی مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبیلِهِ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (153-انعام)
این راه مستقیم من است، از آن پیروى کنید! و از راههاى پراکنده (و انحرافى) پیروى نکنید، که شما را از راه حق، دور مىسازد! این چیزى است که خداوند شما را به آن سفارش مىکند، باشد که پرهیزگارى پیشه کنید!» (153)
ثم قال علی بن إبراهیم: أخبرنا الحسن بن علی، عن أبیه، عن الحسین بن سعید، عن محمد بن سنان، عن أبی خالد القماط، عن أبی بصیر، عن أبی جعفر (علیه السلام)، فی قوله: وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ، قال: «نحن السبیل، فمن أبى فهذه السبل.
تفسیر القمّی 1: 22۷.
امام باقر علیه السلام می فرمایند: درباره ی سخن خدای تبارک و تعالی:
وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ،
سبیل ما هستیم پس هر که از پیروی ما امتناع کرد اینها سُبُل هستند.
محمد بن الحسن الصفار: عن عمران بن موسى، عن موسى بن جعفر، عن علی بن أسباط، عن محمد بن الفضیل، عن أبی حمزة الثمالی، عن أبی عبد الله (علیه السلام) قال: سألته عن قول الله تبارک و تعالى: وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ. قال: «هو و الله علی، هو و الله الصراط و المیزان».
بصائر الدرجات: ص۸۹/ح 9.
ابوحمزه ثمالی نقل کرده است که: درباره ی این سخن خدای تبارک و تعالی که می فرمایند: وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ (همانا این راه مستقیم من است از آن تبعیت کنید) از امام صادق علیه السلام پرسیدم.
فرمودند:به خدا قسم آن صراط مستقیم علی علیه السلام است.
ابن الفارسی فی (الروضة): قال رسول الله (صلى الله علیه و آله): وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ، قال: «سألت الله أن یجعلها لعلی ففعل».
روضة الواعظین: 106.
رسول خدا درباره ی آیه شریفه ی وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ فرمودند:
از خدا درخواست کردم که آن را برای علی علیه السلام قرار دهد و همان کا را کرد.
رسول خدا صلوات الله علیه و آله از ابوذر پرسیدند:
کدام رشته ی ایمان محکمتر راست؟
ابوذر پلسخ داد: خدا و رسولش داناترند
رسول خدا فرمودند: الموالاه فی الله و المعاداه فی الله البغض فی الله
دوستی کردن در راه خدا و دشمنی کردن در راه خدا و بغض برای خدا
تحف العقول مواعظ النبی و حکمه ص ۵۴
ریشه ی ایمان را حب و بغض قلب مشخص میکند...
چه چیزی را دوست داریم و چرا
چه چیزی را دشمن داریم و چرا
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم رب الشّهداء و الصدّیقن
سلام بر شیعیان منتظر واقعی
سلامی هم بر محبان امیدوار
سلامی هم بر آزدگان عالم
تقدیم میکنم سخنان مولای شهیدم حضرت حسین بن علی سیدالشهداء در عصر عاشورا را
امام حسین علیه السّلام در عصر عاشورا رو به سوى آن قوم کرده
به راست و چپ نگریست
و هیچ یک از اصحاب و یاران خود را ندید،
مگر آن بر خاک افتادگانى را که پیشانى به خاک ساییده و مرگ صدایشان را بریده بود. پس صدا زد:
«اى مسلم بن عقیل!
اى هانى بن عروه!
اى حبیب بن مظاهر!
اى زهیر بن قین!
اى یزید بن مظاهر! اى یحیى بن کثیر! اى هلال بن نافع! اى ابراهیم بن حصین! اى عمیر بن مطاع! اى اسد کلبى! اى عبد اللّه بن عقیل!
اى مسلم بن عوسجه!
اى داود بن طرمّاح!
اى حرّ ریاحى!
اى على بن الحسین!
شما اى دلاور مردان پایدار و اى سواران عرصه پیکار! چرا شما را فریاد مى کنم و پاسخم نمى دهید و فرا مى خوانم و از من نمى شنوید؟!
آیا شما خوابید که به بیدارىتان امیدوار باشم یا محبّتتان از امام خود برگشته که به یارىاش نمى شتابید؟!
اینک این (کودکان و) بانوان پیامبرند که از فقدان شما (در هراس افتاده) ناتوان گشته اند.
اى بزرگواران غیور!
از خواب خود برخیزید و این سرکشان پست را از حرم پیامبر صلّى اللّه علیه و آله برانید!
ولى (افسوس!) به خدا سوگند مرگ شما را به خاک افکنده و روزگار دغل با شما بى وفایى کرده است وگرنه شما از پاسخ دعوت من کوتاهى نمى کردید و از یارى من ناپیدا نمى شدید.
هان! اینک ما از فقدان شما داغداریم و به شما مى پیوندیم که ما از آن خداییم و به سوى او بازآییم» «1».
بعد اشعارى بدین مضمون خواند:
«راد مردانى که چون براى دفع بلاهاى روزگار- در آن حال که میان نیزه داران و فشارآوران (میدان نبرد) افتاده بودند-
فرا خوانده شدند، دلها را بر زرهها پوشیدند و به سوى جانبازى هجوم آوردند و حسین علیه السّلام را یارى کردند.
وه چه جوانمردانى! که زندگى عاریتى را ناخوش داشته رها کردند و به پوشش زیباى حیات ابدى در آمدند» «2».
امام باقر علیه السّلام فرمود: ...
حسین بن على علیه السّلام کشته هاى خود را کنار هم مى نهاد و مى فرمود: «کشته هاى ما، کشته هاى پیامبران و آل پیامبرانند»«3»!
و در روایت دیگرى آمده است که:
(در روز عاشورا) چون کار بر حسین علیه السّلام سخت شد و تنهاى تنها ماند،
به خیمه هاى برادرانش نگریست و آنها را خالى دید،
به خیمه هاى فرزندان عقیل نگاه کرد و آنها را خالى دید،
به خیمه هاى اصحاب نگاه کرد و کسى را ندید
و فراوان مى فرمود: لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظیم.
سپس به خیمه هاى بانوان رفت
و پس از آن به خیمه فرزندش زین العابدین علیه السّلام آمده او را دید که بر
روى پوست خشنى افتاده و زینب علیها السّلام از او پرستارى مىکند.
زین العابدین علیه السّلام چون امام علیه السّلام را دید خواست برخیزد، نتوانست.
به عمّه خود گفت: مرا به سینه خود تکیه ده این فرزند رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله است که آمده!
زینب علیها السّلام پشت او نشسته او را به سینه خود تکیه داد.
امام علیه السّلام از حال او جویا شد و او خدا را سپاس گفت.
سپس عرض کرد: پدر جان! امروز با این منافقان چه کردى؟
فرمود: «فرزندم! شیطان بر ایشان چیره گشته و خدا را از یادشان برده است.
جنگ میان ما و آنان چنان شعله ور شد که زمین از خون ما و ایشان به جوش
آمد» «4».
زین العابدین علیه السّلام عرض کرد: پدر جان! عمویم عبّاس کجاست؟
دیده هاى
زینب علیها السّلام اشکبار شد و به برادرش نگریست تا چه پاسخ مى دهد،
زیرا او زین العابدین علیه السّلام را از شهادت عمویش عبّاس علیه السّلام
آگاه نکرده بود تا مبادا بیمارىاش سختتر شود.
امام علیه السّلام فرمود: «فرزندم! عمویت کشته شد و کنار فرات دستانش را بریدند» «5».
علىّ بن الحسین علیه السّلام چنان گریست که بیهوش شد.
چون به هوش آمد از یکایک عموها و عموزادگانش مى پرسید و امام علیه السّلام مى فرمود: «شهید شد»«6».
پرسید: برادرم على، حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و زهیر بن قین چه شدند؟
فرمود: «فرزندم! بدان که در خیمه ها مرد زنده اى جز من و تو نمانده است» «7».
همه آنان که مى پرسى اینک کشته بر روى خاکاند.
امام سجّاد علیه السّلام سخت گریست.
سپس به عمّه خود زینب علیها السّلام فرمود: شمشیر و عصایى به من ده.
امام علیه السّلام فرمود: «براى چه مىخواهى» «8»؟!
عرض کرد: تا بر عصا تکیه کنم و با شمشیر از حریم فرزند رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله پاس دارم، که دیگر خیرى در زندگى دنیا نیست.
امام علیه السّلام او را بازداشته به سینه چسبانید و فرمود:
«فرزندم! تو پاکترین ذریّه و برترین عترت منى، تو جانشین من بر این کودکان و بانوانى، ایشان غریب و تنهایند که خوارى و یتیمى و شماتت دشمنان و حوادث تلخ روزگار آنان را فرا گرفته است،
هرگاه فریادشان بلند شد آرامشان کن،
هرگاه به هراس افتادند مونسشان باش و با (مهربانى و) سخنان نرم خود خاطرشان را آسوده ساز،
زیرا آنان غیر از تو مرد دیگرى ندارند تا به او انس گیرند و غم و غصه هایشان را به او گویند.
بگذار ایشان تو را ببویند و تو آنان را ببویى
و آنان بر تو بگریند و تو بر آنان بگریى» «9».
سپس دست او را گرفته و با صداى بلند فرمود:
«اى زینب! امّ کلثوم! سکینه! رقیّه! فاطمه!
سخنم را بشنوید و بدانید که فرزندم على جانشین من بر شماست و او امام مفترض الطّاعه است.
سپس به او فرمود:
فرزندم! از من به شیعیانم سلام برسان و بگو:
پدرم غریبانه به شهادت رسید، بر او سوگوارى و گریه کنید» «10».
__________________________________________________
(1) یا مسلم بن عقیل، و یا هانی بن عروة، و یا حبیب بن مظاهر، و یا زهیر
بن القین، و یا یزید بن مظاهر، و یا یحیى بن کثیر، و یا هلال بن نافع، و
یا إبراهیم بن الحصین، و یا عمیر بن المطاع، و یا أسد الکلبیّ، و یا عبد
اللّه بن عقیل، و یا مسلم بن عوسجة، و یا داود بن الطّرماح، و یا حرّ
الرّیاحیّ، و یا علیّ بن الحسین، و یا أبطال الصّفا، و یا فرسان الهیجاء،
مالی أنادیکم فلا تجیبونی، و أدعوکم فلا تسمعونی؟! أنتم نیام أرجوکم
تنتبهون، أم حالت مودّتکم عن إمامکم فلا تنصرونه؟! فهذه نساء الرّسول صلّى
اللّه علیه و آله لفقدکم قد علاهنّ النّحول، فقوموا من نومتکم، أیّها
الکرام، و ادفعوا عن حرم الرّسول الطّغاة اللّئام، و لکن صرعکم و اللّه
ریب المنون و غدر بکم الدّهر الخئون، و إلّا لما کنتم عن دعوتی تقصرون، و
لا عن نصرتی تحتجبون، فها نحن علیکم مفتجعون و بکم لاحقون، فإنّا للّه و
إنّا إلیه راجعون.
(2) قوم اذا نودوا لدفع ملمّة و القوم بین مدّعس و مکردس
لبسوا القلوب على الدّروع و أقبلوا یتهافتون على ذهاب الأنفس
نصروا الحسین فیا لها من فتیة عافوا الحیاة و البسوا من سندس
(3) قتلانا قتلى النّبیّین و آل النّبیّین.
(4) یا ولدی قد استحوذ علیهم الشّیطان فانساهم ذکر اللّه، و قد شبّ الحرب
بیننا و بینهم لعنهم اللّه حتّى فاضت الأرض بالدّم منّا و منهم.
(5) یا بنیّ انّ عمّک قد قتل، قطعوا یدیه على شاطئ الفرات.
(6) قتل.
(7) یا بنیّ اعلم انّه لیس فی الخیام رجل حیّ إلّا أنا و أنت، و أمّا هؤلاء الّذین تسأل عنهم فکلّهم صرعى على وجه الثّرى.
(8) و ما تصنع بهما.
(9) یا ولدی انت اطیب ذرّیتی، و افضل عترتی، و انت خلیفتی على هؤلاء
العیال و الاطفال، فانّهم غرباء مخذولون، قد شملتهم الذّلّة و الیتم و
شماتة الاعداء و نوائب الزّمان سکّتهم اذا صرخوا، و آنسهم اذا استوحشوا، و
سلّ خواطرهم بلین الکلام، فانّهم ما بقى من رجالهم من یستأنسون به غیرک و
لا احد عندهم یشکون الیه حزنهم سواک، دعهم یشمّوک و تشمّهم، و یبکوا علیک و
تبکی علیهم.
(10) یا زینب و یا امّ کلثوم و یا سکینة و یا رقیّة و یا فاطمة، اسمعن
کلامی و اعلمن انّ ابنی هذا خلیفتی علیکم، و هو امام مفترض الطّاعة ثمّ قال
له: یا ولدی بلّغ شیعتى عنّى السّلام فقل لهم: انّ ابى مات غریبا فاندبوه
و مضى شهیدا فابکوه.
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام حسین(علیه السلام) ،ص:539 تا 542
یا لثارات الحسین
و این جملات را خواندم!!!!!
فرزندم! از من به شیعیانم سلام برسان و بگو:
پدرم غریبانه به شهادت رسید، بر او سوگوارى و گریه کنید» .
و باز دوباره خواندم!!!!!!!!
فرزندم! از من به شیعیانم سلام برسان و بگو:
پدرم غریبانه به شهادت رسید، بر او سوگوارى و گریه کنید» .
و باز دوباره میخوانم
فرزندم! از من به شیعیانم سلام برسان و بگو:
پدرم غریبانه به شهادت رسید، بر او سوگوارى و گریه کنید» .
آهای علی ۱۱۰
برای چه کسی می نویسی؟
حرف میزنی؟
سکوت میکنی؟
خشمگین می شوی؟
غصه می خوری؟
دعا می کنی؟
کار میکنی؟
برای چه کسی؟؟؟؟؟
رفتم سراغ حافظ
گفتم بگو بدانیم آیا پیشنهادی داری که کاری کنیم تا حضرت حجت ما را بخرند؟؟؟؟؟؟؟ تا خرج ایشان بشویم؟
جواب تفأل آمد:
نقل قول:
چو قرب او طلبی در صفای نیت کوش
یک سوال
اگر ما به دنبال رضای خدا باشیم
آیا نظر مردم درباره ی ما مهم است؟؟؟
مهم کسب رضای الهی است!
البته اگر هدف بندگی خدا و جلب نظر خدا باشد!!!!!!!!!
اما اگر نظر دیگران برای ما مهم باشد یا بخواهیم که دیده شویم یا بفهمیم که دیده شده ایم یا نه همین نشان از این دارد که گویا به جز خدا به دنبال جلب نظر کس دیگری هم هستیم!!!!!
و این یعنی شرک در عبادت!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و مراتبی از ریا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خداوند توفیق عمل خالص به همه ی ما بیچارگان فقیر عاجز عنایت فرماید به برکت ۱۴ معصوم علیهم السلام!
خدای متعال می فرماید: من بهترین شریکم. اگر کسی در عمل، دیگری را شریک بکند، من این عمل را قبول نمی کنم و به آن شریک واگذار می کنم.
گر زچشم همه ی خلق بیافتم سهل است
تو میانداز که مخذول تو را ناصر نیست
پ.ن: "عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ رِبْعِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ
أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):
قَالَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلوات الله علیه) یُسَلِّمُ عَلَى النِّسَاءِ وَ یَرْدُدْنَ عَلَیْهِ السَّلَامَ وَ کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) یُسَلِّمُ عَلَى النِّسَاءِ وَ کَانَ یَکْرَهُ أَنْ یُسَلِّمَ عَلَى الشَّابَّةِ مِنْهُنَّ وَ یَقُولُ أَتَخَوَّفُ أَنْ یُعْجِبَنِی صَوْتُهَا فَیَدْخُلَ عَلَیَّ أَکْثَرُ مِمَّا أَطْلُبُ مِنَ الْأَجْرِ"؛
حضرت ابی عبدالله علیه السلام:
رسول الله به زنان سلام می کرد و جواب سلام آنها را می داد و حضرت امیرالمومنین هم بر زنان سلام می دادند ولی کراهت داشت که بر زنان جوان سلام نماید، و می فرمود: نگران هستم از این که از صدای آنها تعجب نمایم و این کار ضررش برای من بیش از ثواب آن باشد.
اصول کافی ج 2، ص 648
ایمان من از امیرالمومنین فکر نمی کنم بیشتر و محکم تر باشد!
ایشان در بعضی از امور با آن مرتبه ی ایمانشان احتیاط می کردند!
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
لَا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُوْلَئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَان |
هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز قیامت دارد نمییابی که با مخالفان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان آنها باشند، آنها کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه قلوبشان نوشته (۲۲)
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
خودم و شما را تنها به اندیشیدن به این سخنان دعوت میکنم
حداقل اندکی صادقانه با خود بیاندیشیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
استادِ استاد با خودشان در سن 22 سالگی گفته اند:
نقل قول: 800x600بالاخره حقیر با اینکه در آنوقت بیش از بیست و دو سال از عمرم نگذشته بود عرض کردم:
بنده بالوجدان مىبینم که اگر در مقابل شخص بزرگى قرار بگیرم در حال خود تغییر و شرم و خضوعى مىبینم
و هر قدر آن شخص بزرگتر و وجیهتر باشد دگرگونى حال بیشتر مىشود،
امّا در عین حال که معتقدم و همه ى ما معتقدیم که خداى متعال از هر بزرگى و صاحب جاهى بزرگتر و وجیهتر، بلکه همه ى بزرگى ها در مقابل عظمت او هیچ و همه چیز ناچیز است،
پس چرا وقتى به نماز مى ایستم با اینکه یقینا خود را در مقابل حق - جل و علا - قرار مى دهم هیچ تأثیرى و تفاوتى و تغییر حالى در خود نمى یابم؟
«انما المؤمنون الذین اذا ذکر اللّه وجلت قلوبهم.»همانا مومنان کسانی هستند که هنگامی که خداوند در مقابلشان یاد می شود قلوبشان از ترس به لرزه در می آید
از اینجا مى فهمم که این ایمان، ایمان واقعى نیست؛
لذا مى کوشم که خود را به مرحله اى برسانم که قدرى از آثار جمال و عظمت حق را در قلب خود بیابم.





(۲۲/آبان/۸۹ ۱۹:۲۸)استادِ استادِ نوشته است: *****ص82: متأسفانه بسیاری از ما از دین و از حقایق، تنها در پی یادگرفتن الفاظی هستیم که آنها را به دیگران تحویل دهیم و هیچگاه در صدد این نیستیم که آیا مطالبی که یاد گرفته ایم و به حساب خودمان با یادگرفتن آنها خود را مسلمان میدانیم اعتقاد قلبی ما شده یا خیر؟!
...پس هان ای عزیز تنها به یادگرفتن قناعت مکن؛ زیرا یادگرفتن وقتی به انسان نفع می دهد که معلومات او توأم با اعتقاد باشد .البته منظور نفع اخروی است و الّا چه بسا افرادی با همین محفوظات، سال های سال از منافع دنیوی آن برخوردار و امور خود را به خوبی بگذرانند و مردم، اطرافشان را گرفته، انها را از بزرگان دین هم بدانند، و همین اجتماع و اعتقاد مردم، امر را بر انها مشتبه کرده، زودتر آنها را به هلاکت معنوی برساند.
اعتقاد نیز اگر اعتقاد صحیح و جازم باشد ملازم و همراه با عمل است. اگر عمل صحیح، ناشی از اعتقاد درست باشد دارای اثر و علامت است؛ روز به روز یقین و شوق به عالم بقا و پشت کردن به دنیا را زیادتر می کند تا جایی که انسان می شود ((روحانی)) و در عین حال که در زندان تن و عالم ناسوت محبوس است قلبش که از برکت اعمال صالح به حیات انسانی زنده شده، با ملاء اعلی در ارتباط است و نمونه ای از فیوضات عالم غیب را درک می کند.
{ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُو }"نحل-97"
(( هر کس- از مرد یا زن- کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاکیزهاى، حیاتِ [حقیقى] بخشیم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مىدادند پاداش خواهیم داد))
پس هر عِلمی برای عمل است و قیمت هر عملی به قدر نیت عامل اوست و هر نیتی برای نتیجه است. در این عالم همه فعالیت می کنند، لکن اهداف و نیات و در نتیجه آثار مختلف است؛ زیرا از هر عملی اثری در نفس انسان پیدا میشود. اگر عمل ظلمانی بود ایجاد ظلمت می کند و اگر نورانی بود اثری دل افروز و نورانی خواهد داشت.
(۲۲/آبان/۸۹ ۱۹:۲۸)استادِ استادِ نوشته است: ***ص84:یکی از نشانه های ایمان صحیح و اعتقاد درست این است که اگر انسان بین دو امر مخیر شد که در یکی رضای خالق و سخط و خشم مخلوق و در دیگری عکس آن باشد، رضای خالق را بر رضای مخلوق ترجیه دهد.
(( مِنْ صِحَّةِ یَقِینِ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ لَا یُرْضِیَ النَّاسَ بِسَخَطِ اللَّه)) ((از امام صادق (علیه السلام) که فرمود:
از درستى یقین مرد مسلمان این است که مردم را خشنود نکند به خشم خدا))"اصول کافى-ترجمه کمرهاى، ج4، ص: 183باب فضل یقین"
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
ابتدا یه حدیث فوق العاده کاربردی و بسیار بسیار بسیار حیاتی تقدیم میکنم :
امیرالمومنین می فرمایند که خداوند به حضرت رسول فرمود:
یا أحمد إن العبد إذا جاع بطنه و حفظ لسانه علمته الحکمة
و إن کان کافرا یکون حکمته حجة علیه و وبالا
و إن کان مؤمنا
تکون حکمته له نورا و برهانا و شفاء و رحمة فیعلم ما لم یکن یعلم و یبصر ما لم یکن یبصر
فأول ما أبصره عیوب نفسه حتى یشتغل بها عن عیوب غیره
و أبصره دقائق العلم حتى لا یدخل علیه الشیطان من موضع و أبصره حیل الشیطان و حیل نفسه حتى لا یکون لنفسه علیه سبیل...
الوافی ج 26 ص 151
خداوند به رسول خدا فرمود:
ای احمد اگر بنده ی من شکم و زبانش را کنترل کند و حفظ کند، به او حکمت را تعلیم می دهم
اگر آن بنده کافر باشد، آن حکمت علیه خودش حجت خواهد بود و وبالش خواهد شد (در روز قیامت)
اما اگر مومن بود
آن حکمت را برایش نور و برهان و شفا و رحمت قرار میدهم پس آنچه را که قبلاً نمی دانست می فهمد، و آنچه را قبلاً نمی دید میبیند.
پس اولین چیزی که او را بدان بینا میکنم عیوب نفسش است تا آنچنان مشغول آنها شود که از عیوب دیگران باز ماند
و او را به دقایق نکات علمی بینا می گردانم تا اینکه شیطان بر او مسلط
نگردد و او را نسبت به حیله های شیطان و نفس بصیر می کنم بر او تسلط پیدا
نکنند...
حدیث حاوی نکات بسیار عظیم و حیرت انگیزی است که سعی میکنم در حد وسع اندکم مقداری از آن را تقدیم کنم
اول اینکه تصریح دارد که حکمت را خدا عنایت میکند و اکتسابی نیست!!!!!!!!!!!
البته مقدماتش دست ما است اما خودش نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دوم اینکه می فرماید مهمترین نشانه ی اینکه خدا به کسی حکمت داده این است که بینای عیوب خودش می شود!!!
اما مهمتر از آن کیفیت آن است
چنان عیوب خود را در مقابلش نمایان میبیند که از دیدن عیوب دیگران فارغ میشود!!!!!!!!!!!!!!!!!
یکی از مهمترین وجوه تمایز ما و انسانهای حکیم همین است
که ما گرچه بعضاً عیوب خود را هم میبینیم اما ماشالله ماشالله عیوب دیگران رو هم خوب جلوی چشمامون هست!!!
اما
همونطور که در این حدیث شریف هم مشاهده می فرماید انسان حکیم چنان در عیوب
خود غرق میشود که دیگه فارغ میشود از عیب جویی و دیدن عیوب دیگران!!!
البته آثار حیرت انگیز دیگری هم در متن حدیث برای حکمت ذکر شده است که توضیحش در اینجا نمیگنجد!!
اما قصه ی ما به همین جا ختم نمیشود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تا انسان به عیوبش واقف نشود کبر از قلبش خارج نمی شود!!!!!!!!!
تا کبر از قلبش خارج نشود، خشوع به قلبش وارد نمی شود که خشوع و کبر دو ویژگی متضاد است!!!!!!
تا خشوع به قلب انسان وارد نشود، یقین به قلب انسان وارد نمی شود(( (امام صادق علیه السلام:
تا
یقین به قلب انسان وارد نشود ایمانش مستودع است و مستقر نیست و به قول
معروف به یه پیسّی میپرّه ایمانمون در پیچ و خم امتحانای جوندار!!!!!!
و در این حدیث نورانی راهکار بدست آوردن حکمت را که در نهایت منجر میشود به ایمان راسخ چه چیز معرف میکند؟
بله
کنترل شکم و زبان!!!!!!!!!!!!!
شدت کاربردی بودن و عظمت و مفید بودن این حدیث این است که یک دستور العمل
بسیار کاربردی به انسان میدهد برای کسب حکمتی که مقدمه ی واقف شدن به عیوب
است
و واقف شدن به عیوبی که مقدمه ی خروج کبر است
و خروج کبری که مقدمه ی ورود خشوع است
و ورود خشوعی که مقدمه ی ورود یقین است
و ورود یقینی که مقدمه ی تبدیل ایمان مستودع به ایمان مستقر و راسخ است!!!! إن شاء الله
همچنان که در تاپیک
درست کردن ایمان و اصلاح قلبم را از کجا شروع کنم؟ (پست ویژه)
هم از قول مولا علی در خطبه 176 بیان داشتیم که فرموده اند:
وَ اللَّهِ مَا أَرَى عَبْداً یَتَّقِی تَقْوَى تَنْفَعُهُ حَتَّى [یَخْتَزِنَ] یَخْزُنَ لِسَانَهُ ...
وَ لَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلوات الله علیه:
لَا یَسْتَقِیمُ إِیمَانُ عَبْدٍ حَتَّى یَسْتَقِیمَ قَلْبُهُ
وَ لَا یَسْتَقِیمُ قَلْبُهُ حَتَّى یَسْتَقِیمَ لِسَانُه
به خدا قسم هیچ بنده ی با تقوایی را نمی بینم که از تقوایش بهرهمند گردد مگر آنکه زبان خود را حفظ کند
و همانا از رسول خدا صلوات خدا بر او باد فرمود:
ایمان بنده درست نمی شود تا وقتی که قلبش درست نشود
و قلبش درست نمی شود تا زمانی که زبانش درست نشود
همانطور که مشاهده میکنید
این هم دقیقاً بیان دیگری است از همین سیکلی که به طرق مختلف بیان فرموده اند
راه خیلی عجیب نیست
کو رونده اش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پدر و مادر حقیر را اگر راه داشت دعا بفرماید...