او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند (زودتر)!

او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند (زودتر)!

خدایا ما را از منتظران حقیقی اش قرار ده به حق هشت و چارَت...
او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند (زودتر)!

او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند (زودتر)!

خدایا ما را از منتظران حقیقی اش قرار ده به حق هشت و چارَت...

بشارت دوازده پیشوای الهی در تورات: حجتی قاطع بر حقانیت شیعه اثنی‌عشری

مقدمه یکی از روشن‌ترین و قاطع‌ترین شواهد الهیاتی برای اثبات حقانیت مکتب شیعه اثنی‌عشری، آیه‌ای از تورات در پیدایش ۱۷:۲۰ است. این آیه، به ظهور دوازده "نسیئیم" (پیشوا) از نسل اسماعیل (ع) و تشکیل یک "امت عظیم" بشارت می‌دهد. این بشارت، با لحن الهی و باشکوه خود، پاسخ به دعای ابراهیم (ع) برای عظمت معنوی اسماعیل است. این مقاله با تحلیل دقیق متن و سیاق این آیه، به همراه نقد مستدل تفاسیر رایج یهودی، نشان خواهد داد که این وعده الهی تنها با مکتب شیعه اثنی‌عشری و دوازده امام (ع) انطباق کامل دارد. هدف ما این است که هر جوینده حقیقت منصفی را به این حقیقت روشن رهنمون شویم. متن و ترجمه آیه پیدایش ۱۷:۲۰ متن عبری (پیدایش ۱۷:۲۰، کدکس لنینگراد): > וּלְיִשְׁמָעֵאל שְׁמַעְתִּיךָ הִנֵּה בֵּרַכְתִּי אֹתוֹ וְהִפְרֵיתִי אֹתוֹ וְהִרְבֵּיתִי אֹתוֹ בִּמְאֹד מְאֹד שְׁנֵים־עָשָׂר נְשִׂיאִם יוֹלִיד וּנְתַתִּיו לְגוֹי גָּדוֹל > تلفظ (ترانس‌لیتراسیون): U-l-Yishma‘el shma‘tikha hinneh berakhti oto w-hiphreiti oto w-hirbeiti oto bi-me’od me’od shneim-‘asar nesi’im yolid u-n’tatihu l’goi gadol. ترجمه تحت‌اللفظی: «و درباره اسماعیل، تو را شنیدم، اینک او را برکت دادم و او را بارور کردم و او را بسیار بسیار افزودم، دوازده پیشوا به وجود خواهد آورد و او را به امتی بزرگ قرار دادم.» تحلیل کلیدواژه‌ها و سیاق آیه: اثبات ضرورت "صبغه الهی" برای درک عمیق ماهیت این بشارت و اثبات ضرورت "صبغه الهی" در پیشوایان و امت مورد نظر، به تحلیل دقیق واژه‌ها و سیاق آیه می‌پردازیم: ۱. לחن بشارت‌گونه: تأکیدی بر خیر معنوی * آیه با واژه عبری "הִנֵּה" (هینّه - اینک/به تحقیق) آغاز می‌شود. این واژه در تورات برای تأکید بر بشارت‌های الهی، مهم و سرنوشت‌ساز به کار می‌رود (مانند پیدایش ۱۲:۲ برای بشارت عظیم به ابراهیم). این لحن به وضوح نشان می‌دهد که ما با یک وعده عادی سر و کار نداریم، بلکه وعده‌ای الهی و معنوی در کار است. * عبارت "בֵּרַכְתִּי" (بِراخْتی - برکت دادم) بر خیر الهی و معنوی دلالت دارد، نه صرفاً افزایش مادی. "برکت الهی" در متون دینی، فراتر از کمیت، به کیفیت، رشد معنوی و هدایت اشاره دارد. ۲. "גּוֹי גָּדוֹל" (گوی گادول - امت عظیم): امتی با رسالت الهی * واژه "גּוֹי" (گوی) در تورات به معنای "امت" یا "ملت" است. این واژه اغلب برای امت‌هایی با رسالت الهی و جایگاه قدسی به کار می‌رود، نه هر جمعیت عادی. به عنوان مثال، در پیدایش ۱۲:۲، خداوند به ابراهیم (ع) وعده می‌دهد: "و تو را به امتی بزرگ (גּוֹי גָּדוֹל) قرار خواهم داد." اینجا "گوی گادول" به بنی‌اسرائیل، یعنی امتی با انتخاب الهی و رسالت معنوی، اشاره دارد. * از این رو، "امت عظیم" در پیدایش ۱۷:۲۰ نیز باید به امتی با صبغه الهی اشاره کند که در پاسخ به دعای ابراهیم برای عظمت معنوی اسماعیل (ع) شکل می‌گیرد. این امت نمی‌تواند صرفاً جمعیتی مادی یا قبیله‌ای بدون نقش هدایت‌بخش الهی باشد. ۳. "נְשִׂיאִם" (نسیئیم - دوازده پیشوا): رهبرانی با جایگاه الهی * واژه "נְשִׂיאִם" جمع "נָשִׂיא" (ناسی) به معنای "پیشوایان" یا "رهبران" است. * نکته حیاتی: این واژه در تورات برای شخصیت‌هایی با جایگاه معنوی یا سیاسی والا به کار رفته است. از جمله مهمترین کاربردهای آن، در پیدایش ۲۳:۶ است که ابراهیم (ع) به عنوان "נָשִׂיא אֱלֹהִים" (ناسی الوهیم - پیشوای الهی) توصیف شده است: > שְׁמָעֵנוּ אֲדֹנִי נְשִׂיא אֱלֹהִים אַתָּה בְּתוֹכֵנוּ > «بشنو ای אֲדֹנִי ما، تو پیشوای الهی در میان مایی.» > این کاربرد، نشان می‌دهد که "نسیئیم" می‌تواند به پیشوایان الهی با جایگاه معنوی والا و منصوب از سوی خدا اشاره کند. > * استدلال عقلی صبغه الهی: اگر قرار است یک "امت عظیم" مورد بشارت الهی قرار گیرد که دارای صبغه الهی باشد، منطقاً پیشوایان این امت به‌طریق‌اولی باید خودشان دارای صبغه الهی باشند. چگونه ممکن است یک امت به سمت هدایت الهی برود، در حالی که پیشوایانش فاقد آن صبغه و هدایت الهی باشند؟ این نامعقول است. پیشوای خنثی یا حتی منفی، نمی‌تواند مصداق بشارت الهی باشد، چرا که این امر با مفهوم "هدایت الهی" در تضاد است. ۴. پاسخ به دعای ابراهیم (ع): برکت معنوی، نه صرفاً مادی * آیه پیدایش ۱۷:۲۰ پاسخ مستقیم به دعای ابراهیم (ع) برای اسماعیل (ع) در پیدایش ۱۷:۱۸ است: > וַיֹּאמֶר אַבְרָהָם אֶל־הָאֱלֹהִים לוּ יִשְׁמָעֵאל יִחְיֶה לְפָנֶיךָ > «ابراهیم به خدا گفت: کاش اسماعیل در پیشگاه تو زندگی کند.» > * این دعا آشکارا برای برکت و عظمت معنوی اسماعیل و نسل اوست، نه صرفاً کثرت عددی یا قدرت مادی. بنابراین، دوازده نسیئیم، به عنوان نتیجه این دعا، نمی‌توانند صرفاً سران قبیله‌ای معمولی باشند؛ بلکه باید پیشوایانی الهی با جایگاه هدایتگری و معنوی باشند که اسماعیل را "در پیشگاه خدا" نگه دارند. نقد قاطع تفاسیر یهودی: چرا "۱۲ رئیس قبیله" غلط است؟ برخی (به‌ویژه در تفاسیر رایج یهودی یا برخی دیدگاه‌های آکادمیک) ادعا می‌کنند که ۱۲ "نسیئیم" به ۱۲ سَر قبیله از فرزندان اسماعیل (مانند نَبایوت، قیدار، و... که در پیدایش ۲۵:۱۲–۱۶ ذکر شده‌اند) اشاره دارد. تفاسیر یهودی معتبر، مانند راشی (Rashi)، ابن‌عزرا (Ibn Ezra)، و میدراش (Midrashim)، عموماً آیه پیدایش ۱۷:۲۰ را به همین دوازده قبیله فرزندان اسماعیل (ع) در پیدایش ۲۵:۱۲–۱۶ ارجاع می‌دهند. رویکرد رایج این تفاسیر، انطباق "نسیئیم" با سران قبایل مادی و "امت عظیم" با کثرت نسل و قدرت مادی این قبایل است، بدون آنکه برای آن‌ها جایگاه الهی یا نقش هدایت‌بخش معنوی قائل شوند. این فرضیه و تفاسیر (یهودی و غیره) به دلایل زیر باطل و از اساس غلط هستند: * تناقض آشکار با لحن الهی و بشارت‌گونه آیه: * همانطور که پیشتر توضیح دادیم، لحن آیه با عبارات "هینّه" و "برکت دادم" کاملاً باشکوه و الهی است. خداوند برای چیزی که صرفاً مادی، خنثی، یا فاقد جنبه الهی و معنوی باشد، این‌گونه با عظمت و تأکید بشارت نمی‌دهد. بشارت الهی همواره ناظر بر خیر معنوی، هدایت و ارتقای بشر است. تفاسیر یهودی که صرفاً بر کثرت مادی تأکید دارند، هیچ توجیه الهیاتی برای این لحن قوی در مورد سران قبایلی که هیچ نقش معنوی در تاریخ ایفا نکرده‌اند، ارائه نمی‌دهند. این یک تناقض منطقی جدی است. * تناقض با هدف دعای ابراهیم (ع): * دعای ابراهیم (ع) برای اسماعیل، درخواست "زندگی در پیشگاه خدا" بود که مفهومی عمیقاً معنوی دارد. اگر پاسخ خداوند به این دعای عظیم، ظهور صرفاً دوازده رئیس قبیله بدون هیچ صبغه معنوی باشد، این پاسخ تناسب و معنای دعا را از بین می‌برد. استجابت الهی باید متناسب با بزرگی و معنویت درخواست باشد. تفاسیر یهودی که برکت را تنها در افزایش نسل مادی می‌دانند، نمی‌توانند پاسخ قانع‌کننده‌ای به این عدم تناسب ارائه دهند. * عدم انطباق با پتانسیل واژه "نسیئیم" در تورات: * کاربرد "ناسی الوهیم" برای ابراهیم (ع) ثابت می‌کند که "نسیئیم" می‌تواند به "پیشوایان الهی" اشاره کند. تقلیل دوازده "نسیئیم" در پیدایش ۱۷:۲۰ به سران قبیله‌ای صرف که در تاریخ هیچ جایگاه معنوی خاصی نداشتند و هیچ نقشی در هدایت بشریت ایفا نکردند، معنای آیه را تنزل داده و با پتانسیل واژه در خود تورات همخوانی ندارد. تفاسیر یهودی که این پتانسیل را نادیده می‌گیرند، تفسیری ناقص و غیرجامع از کلام الهی ارائه کرده‌اند. * برهان عقلی قاطع: ضرورت صبغه الهی برای یک "امت الهی" و پیشوایانش: * به لحاظ عقلی، آیا صرف افزایش جمعیت بدون اینکه افراد آن الزاماً صبغه الهی داشته باشند، می‌تواند منطقاً موجب بشارت خدا شود؟ آیا خداوند برای کسانی که اکثرشان جهنمی هستند، کثرتشان را منطقاً بشارت می‌دهد؟ خیر، منطقاً بشارت خدا در متون الهی به چیزی صرفاً مادی یا به افزایش جمعیتی که اکثر آن‌ها فاقد صبغه الهی و هدایت باشند، نمی‌پردازد. بشارت الهی همواره با هدایت، برکت معنوی، یا رسالت الهی همراه است. * اگر امت مورد بشارت (גּוֹי גָּדוֹל) باید صبغه الهی داشته باشد، منطقاً پیشوایان این امت به‌طریق‌اولی باید خودشان دارای صبغه الهی باشند؛ زیرا هدایت امت به سمت صبغه الهی بدون پیشوایان الهی نامعقول است. پیشوای خنثی یا منفی نمی‌تواند منطقاً مصداق بشارت الهی باشد، چرا که هدایت الهی را تضعیف می‌کند و با مفهوم «پیشوایان الهی» در تضاد است. * فقدان شواهد تاریخی و متنی برای جایگاه الهی قبایل اسماعیلی: * هیچ سند متنی در تورات یا منابع تاریخی و روایی معتبر یهودی وجود ندارد که نشان دهد این ۱۲ قبیله اسماعیلی (نبایوت، قیدار و...) که در پیدایش ۲۵:۱۲–۱۶ ذکر شده‌اند، دارای جایگاه الهی خاصی بودند یا نقش هدایت‌بخش معنوی در تاریخ بشریت ایفا کردند. زندگی آن‌ها عمدتاً به عنوان قبایل بادیه‌نشین و بدون رسالت الهی خاصی ثبت شده است. این دلایل به روشنی نشان می‌دهند که تفاسیر یهودی و هر نظریه مشابهی که "نسیئیم" را صرفاً به سران قبیله‌ای بدون صبغه الهی تقلیل می‌دهد، از نظر منطقی، متنی و الهیاتی غلط و غیرقابل دفاع است. انطباق انحصاری با شیعه اثنی‌عشری: تنها مصداق بشارت تورات پس از ابطال فرضیه‌های نادرست، اکنون به دنبال مصداق واقعی این بشارت الهی در تاریخ می‌گردیم. برای انطباق با آیه پیدایش ۱۷:۲۰، باید گروهی را یافت که: * دوازده پیشوا داشته باشد. * این پیشوایان از نسل اسماعیل (ع) باشند. * پیشوایان و امتشان دارای "صبغه الهی" (شامل زهد، تقوا، علم، و هدایت‌گری معنوی) باشند. الف. بررسی مکاتب دیگر: عدم انطباق کامل * یهودیت و مسیحیت: این دو دین هیچ ادعایی مبنی بر ظهور ۱۲ پیشوای الهی از نسل اسماعیل (ع) ندارند. تفاسیر خودشان نیز، همانطور که نشان دادیم، در این زمینه ناکافی و غلط هستند. * اهل سنت: اگرچه در روایات اهل سنت (مانند حدیث «اثنا عشر خلیفه» در صحیح بخاری، کتاب الاحکام، حدیث ۷۲۲۲) به دوازده خلیفه یا امیر پس از پیامبر (ص) اشاره شده است، اما هیچ فهرست مشخص و متوالی‌ای از ۱۲ خلیفه که همگی دارای مقام و صبغه الهی باشند، ارائه نشده است. * نکته حیاتی: آیه قرآن کریم در سوره بقره، آیه ۱۲۴، به روشنی بیان می‌کند که مقام امامت (پیشوایی الهی) یک "عهد الهی" است که "لَا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ" (عهد من به ظالمان نمی‌رسد). تاریخ شهادت می‌دهد که بسیاری از افراد در فهرست‌های احتمالی خلفای اهل سنت (مانند یزید بن معاویه، مروان، یا برخی خلفای عباسی) مرتکب فسق آشکار، ظلم، و جنایات عظیم شده‌اند. این امر، به صراحت، بطلان ادعای الهی بودن آن‌ها و عدم شمول آن‌ها در این عهد الهی را به اثبات می‌رساند و با بشارت تورات و آموزه‌های قرآنی کاملاً ناسازگار است. * اسماعیلیه: این فرقه تعداد امامانشان بیش از ۱۲ نفر است (تا امروز بیش از ۲۰ امام دارند) و بنابراین با تعداد دقیق آیه منطبق نیستند. همچنین، شرایط و صفات امامانشان نیز با جایگاه "پیشوای الهی" مورد انتظار در "نسیئیم" کاملاً انطباق ندارد. * سایر فرق اسلامی و غیر اسلامی: هیچ مکتب یا فرقه دیگری در جهان ادعای ۱۲ پیشوای الهی از نسل اسماعیل با جایگاه معنوی والا و بدون ظلم را ندارد. ب. انطباق کامل و انحصاری با شیعه اثنی‌عشری مکتب شیعه اثنی‌عشری تنها گروهی در تاریخ است که تمامی شروط بشارت پیدایش ۱۷:۲۰ را به طور کامل و بی‌نقص برآورده می‌کند: * تعداد دقیق دوازده پیشوا: شیعه به دوازده امام معصوم (از امام علی (ع) تا امام مهدی (عج)) اعتقاد دارد که دقیقاً با "شْنِیمْ-عَشَر نְשִׂיאִם" (دوازده پیشوا) مطابقت دارد. * نسل اسماعیل: امامان شیعه از نسل پیامبر اکرم (ص) هستند که به اسماعیل (ع) می‌رسد. پیامبر اسلام (ص) به تصریح بسیاری از مورخان و نسب‌شناسان، از نسل قیدار، فرزند اسماعیل (ع) بوده‌اند. این انطباق نسلی، شکی باقی نمی‌گذارد. * "صبغه الهی" پیشوایان: امامان شیعه، از نظر شیعه، دارای جایگاه الهی و منصوب از سوی خدا هستند و وظیفه هدایت معنوی و دینی امت را بر عهده دارند. این "صبغه الهی" (به معنای زهد کامل، تقوای بی‌نظیر، علم لدنی و اخلاق حسنه بی‌بدیل) نه صرفاً یک ادعای کلامی، بلکه با شواهد تاریخی و روایی فراوان قابل اثبات است؛ حتی از سوی منابع غیرشیعی و علمای معاصر خودشان: * امام علی (ع): بزرگان اهل سنت چون ابن‌عبدالبر (در الاستیعاب) و ابن‌هشام (در سیره النبویه) به عظمت علمی و معنوی بی‌بدیل ایشان اعتراف کرده‌اند. حتی برخی نقل‌ها از سوی معاویه، دشمن سرسخت ایشان، به برتری و فضائل ایشان گواهی می‌دهد. * امام حسن (ع) و امام حسین (ع): منابعی چون تاریخ طبری و مقاتل الطالبین از ابوالفرج اصفهانی (مورخ سنی) به زهد، تقوا، علم، و شجاعت بی‌مثال ایشان در کربلا شهادت می‌دهند. * امام باقر (ع) و امام صادق (ع): ابوحنیفه (امام فقه اهل سنت) در منابعی چون طبقات ابن‌سعد، امام باقر (ع) را "عالم‌ترین فرد زمان خود" دانسته است. مالک بن انس (دیگر امام فقه اهل سنت) درباره امام صادق (ع) می‌گوید: "هیچ چشمی داناتر، هیچ گوشی شنواتر و هیچ قلبی هوشیارتر از جعفر بن محمد ندیده است." این اعترافات از سوی رقبای فکری و مذهبی، دلیلی قاطع بر صبغه الهی ایشان برای هر منصفی است. * امام رضا (ع): مناظرات علمی ایشان با علمای ادیان و فرق مختلف (نقل شده در کتبی چون التوحید شیخ صدوق و تاریخ طبری) عظمت علمی، حکمت و اخلاق الهی ایشان را به وضوح نشان می‌دهد. این شواهد تاریخی، اثبات می‌کند که امامان شیعه، برخلاف بسیاری از مدعیان دیگر، مصداق واقعی "پیشوایان الهی" بوده‌اند و از هرگونه ظلم و فسق (که با عهد الهی امامت در تناقض است) مبرا بوده‌اند. * "امت عظیم" (גּוֹי גָּדוֹל): امت شیعه بخشی جدایی‌ناپذیر از امت بزرگ اسلامی است که در طول تاریخ نقش بی‌بدیلی در حفظ و نشر اسلام ایفا کرده است. این "امت عظیم" با کثرت خیر و نسل پیامبر (ص) که در سوره کوثر (قرآن) نیز تأیید شده، کاملاً همخوانی دارد. چالش‌های احتمالی و پاسخ‌های قاطع برای اطمینان از جامعیت و بی‌نقصی این مقاله، به چالش‌های احتمالی که ممکن است مطرح شوند، پاسخ می‌دهیم: * چالش "فقدان عصمت در تورات": * شبهه: "آیه تورات بحث عصمت (به معنای شیعی آن) را مطرح نمی‌کند، پس چگونه آن را به دوازده امام معصوم ربط می‌دهید؟" * پاسخ: این شبهه ناشی از عدم درک دقیق مفهوم "صبغه الهی" در این مقاله است. ما در این استدلال بر "صبغه الهی" (شامل زهد، تقوا، علم، و هدایت‌گری معنوی) تأکید داریم، نه لزوماً عصمت کلامی شیعی به معنای دقیق آن. همانطور که بیان شد، آیه قرآن «لَا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ» (بقره: ۱۲۴) به وضوح شرط عدم ظلم را برای پیشوای الهی مطرح می‌کند. این شرط، هرگونه پیشوای ظالم یا فاسق را از دایره شمول بشارت خارج می‌سازد. شواهد تاریخی متعدد، حتی از منابع غیرشیعی، گواه بر این است که امامان شیعه کاملاً مصداق "عدم ظلم" و دارای بالاترین سطح زهد و تقوا بوده‌اند. بنابراین، بدون تحمیل مفهوم کلامی "عصمت"، آیه به وضوح بر پیشوایانی تأکید دارد که به معنای واقعی کلمه "پاک" و "هدایت‌گر" هستند. * چالش "فاصله زمانی": * شبهه: "چرا دوازده امام شیعه، که فاصله زمانی زیادی با اسماعیل (ع) دارند، مصداق این بشارت هستند؟ ۱۲ قبیله اسماعیل که در زمان نزدیک‌تری ظهور کردند، مصداق طبیعی‌تر به نظر می‌رسند." * پاسخ: ملاک انطباق، صبغه و ماهیت الهی پیشوایان است، نه صرفاً نزدیکی زمانی. همانطور که به تفصیل اثبات شد، ۱۲ قبیله مورد اشاره در پیدایش ۲۵:۱۲–۱۶، هیچ‌گاه به عنوان پیشوایان دارای صبغه الهی یا منصوب از جانب خدا شناخته نشده‌اند و هیچ نقش هدایت‌بخش الهی برجسته‌ای در تاریخ ایفا نکردند. در مقابل، دوازده امام شیعه، با وجود فاصله زمانی، تجلی کامل همان وعده الهی هستند که ابراهیم (ع) برای آن دعا کرد و خداوند به آن بشارت داد؛ یعنی پیشوایانی که در هر عصر حامل هدایت الهی و تأیید شده از سوی خداوند بودند. * چالش "کثرت فهرست‌های اهل سنت": * شبهه: "روایات اهل سنت نیز از دوازده خلیفه یا امیر پس از پیامبر (ص) خبر می‌دهند. چرا شیعه اثنی‌عشری تنها مصداق است؟" * پاسخ: تفاوت اساسی در ماهیت و جایگاه الهی این دوازده نفر و همچنین در تاریخچه عملکرد آن‌ها است. همانطور که در بخش بررسی مکاتب دیگر توضیح داده شد، هیچ یک از لیست‌های ۱۲ تایی که علمای اهل سنت (مانند خلفای راشدین + برخی اموی‌ها یا عباسی‌ها) ارائه کرده‌اند، شامل افرادی نمی‌شود که همگی دارای مقام و صبغه الهی باشند و از هرگونه ظلم مبرا باشند. تاریخ به روشنی نشان می‌دهد که بسیاری از افراد در این فهرست‌ها مرتکب فسق، ظلم و انحرافات عظیم از شریعت شده‌اند، که این امر با مفهوم "پیشوای الهی" و شرط قرآنی "عدم شمول عهد الهی به ظالمان" (بقره: ۱۲۴) کاملاً ناسازگار است. تنها مکتب شیعه اثنی‌عشری است که دوازده امام (ع) را معرفی می‌کند که زندگانی و سیرت آن‌ها در اوج پاکی، علم و هدایت الهی بوده است. نتیجه‌گیری نهایی: حجتی قاطع و غیرقابل‌انکار با تحلیل دقیق و جامع آیه پیدایش ۱۷:۲۰، و با تکیه بر براهین محکم عقلی، متنی، و تاریخی، به نتایج قطعی زیر می‌رسیم: * بشارت تورات به ۱۲ "نسیئیم" و "امت عظیم" از نسل اسماعیل (ع)، وعده‌ای الهی و معنوی است که مستلزم وجود پیشوایانی با "صبغه الهی" است. این صبغه به معنای زهد، تقوا، علم و هدایت‌گری معنوی است که با شواهد تاریخی حتی از منابع غیرشیعی قابل اثبات است. * تفاسیر رایج یهودی (مانند راشی، ابن‌عزرا، میدراش) که این آیه را به صرف "۱۲ رئیس قبیله" (پیدایش ۲۵:۱۲–۱۶) نسبت می‌دهند، از اساس غلط و باطل هستند. این تفاسیر با لحن الهی آیه، هدف دعای ابراهیم (ع)، کاربرد "نسیئیم" (ناسی الوهیم)، و ضرورت عقلی صبغه الهی برای پیشوایان و امت، در تناقض آشکار قرار دارند. هیچ سند متنی یا تاریخی نیز بر جایگاه الهی این قبایل دلالت نمی‌کند. * هیچ مکتب یا فرقه‌ای در جهان (اعم از یهودیت، مسیحیت، اهل سنت، اسماعیلیه، یا سایر فرق) نمی‌تواند تمامی شروط این بشارت (۱۲ پیشوا، از نسل اسماعیل، با صبغه الهی و مبرا از ظلم) را برآورده کند، جز مکتب شیعه اثنی‌عشری. * دوازده امام شیعه (ع)، از علی (ع) تا مهدی (عج)، با دارا بودن تمام این ویژگی‌ها (تعداد دقیق، نسل اسماعیل، صبغه الهی اثبات‌شده تاریخی، و عدم ظلم به تصریح قرآن)، تنها مصداق کامل و انحصاری این بشارت الهی در تورات هستند. این مقاله نه تنها برای شیعیان، بلکه برای هر جوینده حقیقت منصفی که با منطق و انصاف به متون مقدس و تاریخ بنگرد، یک حجت قاطع و غیرقابل‌انکار محسوب می‌شود. پیدایش ۱۷:۲۰، از این منظر، یک چراغ راهنمای روشن برای اثبات حقانیت مکتب شیعه اثنی‌عشری است و هر انسان حق‌جویی را به این مسیر الهی هدایت می‌کند.