هدیه ای به دوستانِ و بازدیدکنندگان عزیز پیشکش میکنم که روشنیِ چشم ها و جان هایمان در آن است،
دوستان، هر کدام از این دُرَر و گُهَر، اگر به دلهایمان نفوذ کند میتواند دنیا و عقبایمان را زیرو رو کند
تقدیم به شما میکنم گنجینه های حکمت را:
نهج البلاغه
حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:
ای مردم ! بخدا سوگند من هرگز شما را به هیچ طاعتی فرا نمی خوانم مگر آنکه خود بر شما در عمل به آن پیشی می جویم و از هیج گناهی بازتان نمی دارم مگر آنکه پیش از شما ، خود را از عمل به آن باز می دارم.
- از صفت مردانگى و جوانمردى سؤال شد، فرمود: عملى در نهان مکن که در آشکار از آن شرم کنى.
- ستونهاى کفر چهار چیز است: 1- دلبستگى به دنیا، 2- ترس از دست رفتن دنیا 3- ناخرسندى [از تقدیرات] 4- و خشم
-- منظور من از ذکر خدا؛ گفتن «سبحان اللَّه و الحمد للَّه» نیست، بلکه بیاد خدا بودن به هنگام روبرو شدن با حرام و حلال است.
---کسى که قادر به بازداشتن نفس خویش از چهار چیز باشد در خور آن است که هرگز دچار حادثهاى نگردد، پرسیدند: آنها کدامند؟ فرمود: شتاب، لجاجت، تکبّر، و سستى (تنبلى)
----- حارث گفت: از امیر المؤمنین (علیه السلام) شنیدم که فرمود: هیچ چیزى به زندانى شدن طولانى، سزاوارتر از زبان نیست. (هر چه کمتر سخن گویى کمتر گناه کنى) خصال-ترجمه جعفرى، ج1، ص: 31
-- قسم به خدا، درباره قرآن مبادا دیگران در عمل به آن بر شما پیش گیرند. نامه 47
--- تشکر نکردن دیگران از تو، نباید تو را به خوبى کردن بى رغبت سازد؛ زیرا کسى که از ان نیکى کم ترین بهره اى نمى برد (یعنى خداوند) از تو قدردانى مى کند و از سپاسگزارى این سپاسگزار به بیش از آن چیزى مى رسى که فرد ناسپاس فرو گذاشته است و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. حکمت 204.
-- خداوند روزى شما را تضمین کرد و به کار (انجام واجبات ) فرمان داده شده اید.
پس ، طلب روى تضمین شده نباید براى شما مقدم بر اعمال واجب باشد، لیکن به خدا سوگند که شک بر شما عارض شده و اوهام نادرست با یقین در آمیخته است ؛ چندان که آن چه براى شما تضمین شده گویى به صورت امرى واجب در آمده و گویى آن چه واجب شده ، از دوش شما برداشته شده است . خطبه 114.
-- در دنیا خیرى نیست مگر براى دو نفر: کسى که گناه کرده و با توبه جبران مى کند و کسى که با سرعت به سوى کارهاى خیر مى شتابد حکمت 94.
- بزرگ ترین حسرت در روز قیامت ، حسرت کسى است که ثروتى را از راه نامشروع به دست آورده و مردى آن را به ارث برده و در راه اطاعت خدا صرف کرده و به بهشت رفته و آن اولى به خاطر همان مال به دوزخ رفته . حکمت 429.
------- هنگامى که مقدمات نعمت ها به شما رسید با کمى سپاسگزارى دنباله آن هارا از دست ندهید. حکمت 13.
یعنی با کمی شکرگزاری می توان ادامه ی باران رحمت خدا را دریافت کرد.
-کم ترین حقى که لازم است براى خدا رعایت کنید آن است که از نعمت هایش در معصیتش کمک نجویید. حکمت 330.
- اى پسر آدم ! غصه رزق آن روزى که نیامده بر آن روزى که آمده ، اضافه نکن ؛ چرا که اگر عمرت باشد روزى ات را خداوند در آن روز خواهد داد. حکمت 267.
-- همانا بدبخت کسى است که از منافع خرد و تجربه محروم باشد. نامه 78.
-------- زنهار! زنهار! از این که پیش کسى درد دل کنید که اندوه و مشکل شما را بر طرف نمى کند و با اندیشه خود گره از کار شما نمى گشاید. خطبه 105.
- هر گاه امور مستحب به واجبات زیان رسانند، آن ها را ترک کنید. حکمت 279.
-- از معصیت خدا در خلوتگاه ها بپرهیزید که خدایى که شاهد گناهان شماست خود قاضى و حاکم است . خطبه 186.
--- بدانید، ریاکارى هر چند هم کم باشد شرک به خداوند است . خطبه 86.
ح /121-----ترجمه : تفاوت بسیاراست بین دو عمل ، عملى که لذتش گذرا و ضررش باقى است و عملى که زحمتش گذرا و پاداش وسودش باقیست.
ح /35-------ترجمه : هر کسى به سوى چیزى که مردم از آن بدشان مى آید بشتابد، مردم نیز درباره او، آنچه را که نمیدانند، خواهند گفت .
نامه /69-------ترجمه : به افراد پائین تر از خود، زیاد بنگر، که این نگریستن ها، درهاى شکر گزارى را به روى تو باز مى کند.
(و شکر نعمت، نعمتت افزون کند)
نامه /69ترجمه : از کارى که در نهان انجام مى شود، و در آشکار شرم آور است ، بپرهیز و نیز از کارى که اگر از انجام دهنده اش ، در باره آن بپر سند، یا انجام آن را انکار مى کند و یا بخاطر آن پوزش مى طلبد، دورى کن .
ح /268---ترجمه : در دوستى با دوست خود اندازه نگهدار، بخاطر آنکه شاید روزى با تو دشمن شود،
و در دشمنى با دشمن خود اندازه نگهدار، بخاطر آنکه شاید او نیز، شاید با تو دوست شود.
ح /255--ترجمه : تندخوئى یک نوع دیوانگى است ، زیرا تندخو پشیمان میشود، و اگر پشیمان نشود، دیوانگى اش مستحکم و پایدار شده است
ح /461-----------------ترجمه : غیبت کردن نهایت تلاش آدم ناتوان است
ح /196ترجمه : مالى که از دستت رفت و تو را پندى آموخت ، از دست رفته مپندار
ح /353--------=ترجمه :بزرگترین عیب آن است که : عیبى را که خود نیز داراى ، در دیگران ، عیب بشمارى .
ح 241/------ترجمه :همت عالى ، با شکم پرورى ، جمع نمیشود و سازگار نیست .
نامه /31---ترجمه : کارگرى با پاکدامنى ، بهتر از داشتن ثروتى است که با گناهکارى به دست آمده باشد
ح / 154ترجمه : هر کس که به کارِ گروهى از مردم خرسند باشد، مانند آن است که در آن کار، با آنها همراهى کرده است ، هر کس در کار نادرست همراهى کند، براى او دو گناه خواهد بود: گناه همکارى در آن کار نادرست ، و گناه رضایت دادن به انجام آن .
--===== مولا علی فرمود: پنج موقع را براى دعا و حاجت خواستن غنیمت شمارید:
موقع تلاوت قرآن ، موقع اذان ، موقع بارش باران ، موقع جنگ و جهاد - فى سبیل اللّه - موقع ناراحتى و آه کشیدن مظلوم .در چنین موقعیت ها مانعى براى استجابت دعا نیست . امالى صدوق : ص 97،
ترجمه :
از دوستى با احمق ونادان بپرهیز، چون او میخواهد به تو سود برساند، ولى زیان میرساند،
از دوستى با شخص بخیل تنگ نظر بپرهیز، چون او تو را، هنگامى که به شدت نیازمند او باشى رها میکند،
از دوستى با شخص بدکاره بپرهیز، چون او به ناچیزترین قیمتها تو را مى فروشد، و
از دوستى با دروغگو بپرهیز، چون او، مانند سراب ، فریبت میدهد. دور را در نظرت نزدیک نشان میدهد، و نزدیک را دور جلوه گر میسازد.
حکمت 252
نهج البلاغة-ترجمه دشتى، ص: 683
و درود خدا بر او، فرمود:
خدا «ایمان» را براى پاکسازى دل از شرک،
و «نماز» را براى پاک بودن از کبر و خودپسندى،
و «زکات» را عامل فزونى روزى،
و «روزه» را براى آزمودن اخلاص بندگان،
و «حج» را براى نزدیکى و همبستگى مسلمانان،
و «جهاد» را براى عزّت اسلام،
و «امر به معروف» را براى اصلاح تودههاى ناآگاه،
و «نهى از منکر» را براى بازداشتن بىخردان از زشتىها،
و «صله رحم» را براى فراوانى خویشاوندان،
و «قصاص» را براى پاسدارى از خونها،
و اجراى «حدود» را براى بزرگداشت محرّمات الهى،
و ترک «مىگسارى» را براى سلامت عقل، ...
و «گواهى دادن» را براى به دست آوردن حقوق انکار شده،
و ترک «دروغ» را براى حرمت نگهداشتن راستى،
و «سلام» کردن را براى امنیّت از ترسها،
و «امامت» را براى سازمان یافتن امور امّت،
و «فرمانبردارى از امام» را براى بزرگداشت مقام رهبرى، واجب کرد.
حکمت 150
و درود خدا بر او، فرمود: (مردى از امام در خواست اندرز کرد.) از کسانى مباش که :
بدون عمل صالح به آخرت امیدوار است، ...
در دنیا چونان زاهدان، سخن مىگوید، اما در رفتار همانند دنیا پرستان است،..
دیگران را پرهیز مىدهد اما خود پروا ندارد؛....
اگر مصیبتى به او رسد به زارى خدا را مىخواند. اگر به گشایش دست یافت مغرورانه از خدا روى بر مىگرداند، ...
براى دیگران که گناهى کمتر از او دارند نگران، و بیش از آنچه که عمل کرده امیدوار است.
اگر بى نیاز گردد مست و مغرور شود، و اگر تهیدست گردد، مأیوس و سست شود.
چون کار کند در آن کوتاهى ورزد، و چون چیزى خواهد زیاده روى نماید،
چون در برابر شهوت قرار گیرد گناه را بر گزیده، توبه را به تأخیر انداز،...
عبرت آموزى را طرح مىکند امّا خود عبرت نمىگیرد؛
در پند دادن مبالغه مىکند امّا خود پند پذیر نمىباشد.
سخن بسیار مىگوید، امّا کردار خوب او اندک است!
براى دنیاى زودگذر تلاش و رقابت دارد امّا براى آخرت جاویدان آسان مىگذرد؛
سود را زیان، و زیان را سود مىپندار؛
از مرگ هراسناک است امّا فرصت را از دست مىدهد؛
گناه دیگرى را بزرگ مىشمارد، امّا گناهان بزرگ خود را کوچک مىپندارد،
طاعت دیگران را کوچک و طاعت خود را بزرگ مىداند؛
مردم را سرزنش مىکند، امّا خود را نکوهش نکرده با خود ریاکارانه بر خورد مىکند؛
خوشگذرانى با سرمایهداران را بیشتر از یاد خدا با مستمندان دوست دارد،
به نفع خود بر زیان دیگران حکم مىکند امّا هرگز به نفع دیگران بر زیان خود حکم نخواهد کرد،... حق خود را به تمام مىگیرد امّا حق دیگران را به کمال نمىدهد،
از غیر خدا مىترسد، امّا از پروردگار خود نمىترسد!
سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان صلواتی هدیه بفرماید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!