اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
شاید برای بسیاری تا کنون شبهات اعتقادی پیش آمده باشد! که ذهن ما را با خود درگیر کرده و یقینیات حق ما رو به سمت شک باطل یا اعتقادات باطل سوق داده!
ملاک تشخیص اینکه الان این شبهه و سؤالی که در ذهنم پیش آمده از القائات شیطان است یا سؤالی است که خوب است به دنبال پاسخش باشم چیست؟
یکی از مؤمنان که اهل علم هم حتی بوده برایش شبهه ای درباب نبوت پیامبر اکرم پیش آمده بوده و از شاگرد اوّل استاد استاد می پرسد؟
شاگرد اوّل استاد استاد بعد از پاسخ دهی به شبهه، آن سؤال را نزد استادِ استاد هم مطرح می کند و نظر ایشان را جویا می شود.
ایشان قبل از پاسخ به شبهه می فرمایند:
به آن شخص بگویید ببیند زمانی که شبهه در ذهنش می آید حالش و احساسش نسبت به خلیفه اول و دوم چگونه است؟
اگر بی تفاوت است و بغض و نفرتی نسبت به آن دو ندارد باید بفهمد که شبهه ی پیش آمده از ناحیه شیطان است و اعتنایی به آن نکند!
اما اگر در همان حال که ذهنش درگیر شبهه و سؤال است دید که نسبت به اولی و دوم بغض و نفرت نیز دارد باید بداند که خوب است به دنبال پاسخ سؤالش برود و در این کار نورانیت هم وجود دارد.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا (آیه 9 سوره شمس)
همانا به درستی که هر کس نفسش را تزکیه نفس کرد رستگار شد
از شاگرد اول استادِ استاد پرسیدم: من مراقبه را از کجا شروع کنم؟
شنیده ام زبان بسیار مهم است و روایات (1) هم این مسئله را تأیید می کند! یا نماز اول وقت را اول درست کنم؟ یا به نقاط ضعفم که بیشتر در آنها گرفتار گناهم بپردازم؟
گفتند:
انسان باید اول آن معصیتهایی را که بیشتر گرفتار است با آنها مبارزه کند و مراقبه نمایند همانطور که به طور مثال الآن که داعش در عراق فعال شده و کردستان عراق از آن متأثر است طبیعتاً تمرکز نیروها باید در منطقه کردستان بیشتر شود
در مُلک نفس انسان هم باید شخص بیشتر تمرکز و توانش را بر مبارزه و مراقبه معاصی ای بگذارد که بیشتر به آنها مبتلا است!
اگر برایتان مفید بود لطفاً در حق مادرم و مرحوم پدرم دعایی بفرماید...
(1) در خطبه 176 نهج البلاغه ی شریف می فرمایند:
وَ اللَّهِ مَا أَرَى عَبْداً یَتَّقِی تَقْوَى تَنْفَعُهُ حَتَّى [یَخْتَزِنَ] یَخْزُنَ لِسَانَهُ ...
وَ لَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلوات الله علیه:
لَا یَسْتَقِیمُ إِیمَانُ عَبْدٍ حَتَّى یَسْتَقِیمَ قَلْبُهُ
وَ لَا یَسْتَقِیمُ قَلْبُهُ حَتَّى یَسْتَقِیمَ لِسَانُه
به خدا قسم هیچ بنده ی با تقوایی را نمی بینم که از تقوایش بهرهمند گردد مگر آنکه زبان خود را حفظ کند
و همانا از رسول خدا صلوات خدا بر او باد فرمود:
ایمان بنده درست نمی شود تا وقتی که قلبش درست نشود
و قلبش درست نمی شود تا زمانی که زبانش درست نشود
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ (آیه 1 - سوره همزه)
وای بر هر عیب جویِ طعنه زننده(1)
سلام
از شاگرد اول استادِ استاد پرسیدم
بر طبق روایات (1) داریم که اگر کسی مومنی را سرزنش کند نمی میرد تا خودش به آن مسئله امتحان و مبتلا می شود!
حالا سوال من این است که اگر این سرزنش را به زبان نیاوریم چی؟
آیا باز برای ما آثاری دارد؟
ایشان گفتند: از منظر مباحث اخلاقی می خواهی به شما جواب بدهم؟
گفتم بله!
گفتند:
حتماً آثاری دارد!
گفتم: چرا و چگونه؟
گفتند: به این علّت که اولاً ریشه و منشأ این سرزنش و ملامت یک جور تبختر و عجب و خود برتربینی است! لذا خداوند از باب رب بودن است محل ابتلایی ایجاد می کند تا انسان برایش حقیقت خودش مشخص شود!
و ادامه دادند:
اگر مسئله ای حادث شد که خواستی کسی به ویژه مومنی را در قلبت سرزنش کنی
اولاً باید به جای سرزنش تواضع پیشه کنی و به خدا پناه ببری و استعاذه کنی و یادآور بشی که اگر خداوند تو را نگه ندارد بدتر از آنچه او انجام داده است مرتکب می شوی!
ثانیاً اگر آن شخص مومن بود برای رها شدن از آن چیز و عملی که او را مستحق سرزنش می کند به درگاه خدا دعا کنی!
اگر برایتان مفید بود لطفاً در حق مادرم و مرحوم پدرم دعایی بفرماید...
(1) عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مَنْ عَیرَ مُؤْمِناً بِذَنْبٍ لَمْ یمُتْ حَتَّی یرْکبَهُ؛ امام صادق علیه السلام: کسی که مومنی را به خاطر چیزی سرزنش کند، از دنیا نمیرود تا خودش به آن گرفتاری مبتلا شود "کافی ج 2 ص 356"
استدعا دارم روی تک تک این جملات بیاندیشید!
امید که خودم هم بیاندیشم و معتقد شوم و عمل کنم که اینها عصاره ی آیات و روایات فراوان در طریق سلوک الی الله هستند!
استادِ استاد فرمودند:
آنچه ارزش دارد این است که انسان به وعده های خدای متعال ایمان داشته باشد
باید قلب را از صفات رذیله خالی کرده و از صفات نیکو پر کرد تا با عالم بالا سنخیت پیدا شود
به عقیده ی بنده بهترین و سالم ترین راهها، راه محبت است
و
اگر نور توحید در دل بتابد، تمام صفات رذیله را می سوزاند
و
باید از خداوند محبتش را درخواست کرد
محبت خستگی را رفع می کند، کوه را عشق کنَد و شهرتش را فرهاد برد
و
لطفی که خدای متعال به واسطه ی امام حسین (علیه السلام) به خلق کرد آن است که عشق موجود در فوق افلاک را تنزل داده و در دسترس ما قرار داد
هدف را کاری قرار بده که خدا دوست داشته باشد
انسان باید مدام مرگ را مقابل چشم خویش ببیند تا بتواند برای آخرت کار کند
باقی مانده ی عمر قیمت ندارد
برای هر کس کار کردی، همان کس مزدت را می دهد
اگر برای خدا کار کردی، هم دنیا داری و هم آخرت
پرسید: خیلی از اعمال عبادی خود اثر مثبتی در قبلم نمی بینم بزرگترین اشکالاتم کجاست؟
حضرت استاد پاسخ داد: باید مراقبه شدیدتری کرد و روح عبادت که اخلاص هست رو در خود تقویت کرد
گفت: مراقبه را میتوانم شدیدتر کنم چون همین الان هم خیلی زیاد نیست این مراقبه اما اخلاص را چه کنم؟ آیا مثل همیشه راهش در توسل به اهل بیت و تضرع به درگاه خداست؟
حضرت استاد پاسخ داد: اولین قدم در تحصیل اخلاص این استکه انسان خود را همیشه بدهکار خداوند بداند.
تا وقتی که ما طلبکارانه به سراغ خدا می رویم و از خدا متوقعیم و با اندک ناملایمتی در زندگی زود حالت طلبکارانه نسبت به خدا داریم هر چه می کنیم برای خودمان است و نه برای خدا....
پ.ن»»: ... وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ...
سلام
استادِ استاد فرمودند:
تنها وصیت من به شما اینه که موحّد باشید
و این با برهان بدست نمیاد
نور عبادت می خواد و نور تضرّع
باید از خود خدا خواست
به یکی از رفقا اینو اس ام اس کردم
گفتش:از خدا خواستن چه طوری انجام بشه؟
یعنی دعا کنم که خدایا خودت به من بده؟
بهش جواب دادم:
بند اول و دوم دعای 22 صحیفه سجادیه رو بخون:
اللَّهُمَّ
إِنَّکَ کَلَّفْتَنِی مِنْ نَفْسِی مَا أَنْتَ أَمْلَکُ بِهِ مِنِّی،
وَ قُدْرَتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیَّ أَغْلَبُ مِنْ قُدْرَتِی،
فَأَعْطِنِی مِنْ نَفْسِی مَا یُرْضِیکَ عَنِّی،
وَ خُذْ لِنَفْسِکَ رِضَاهَا مِنْ نَفْسِی فِی عَافِیَةٍ.
اللَّهُمَّ
لَا طَاقَةَ لِی بِالْجَهْدِ،
وَ لَا صَبْرَ لِی عَلَى الْبَلَاءِ،
وَ لَا قُوَّةَ لِی عَلَى الْفَقْرِ،
فَلَا تَحْظُرْ عَلَیَّ رِزْقِی، وَ لَا تَکِلْنِی إِلَى خَلْقِکَ،
بَلْ تَفَرَّدْ بِحَاجَتِی،
وَ تَوَلَّ کِفَایَتِی.
وَ انْظُرْ إِلَیَّ وَ انْظُرْ لِی فِی جَمِیعِ أُمُورِی،
فَإِنَّکَ إِنْ وَکَلْتَنِی إِلَى نَفْسِی عَجَزْتُ عَنْهَا وَ لَمْ أُقِمْ مَا فِیهِ مَصْلَحَتُهَا،
وَ إِنْ وَکَلْتَنِی إِلَى خَلْقِکَ تَجَهَّمُونِی،
وَ إِنْ أَلْجَأْتَنِی إِلَى قَرَابَتِی حَرَمُونِی،
وَ إِنْ أَعْطَوْا أَعْطَوْا قَلِیلًا نَکِداً،
وَ مَنُّوا عَلَیَّ طَوِیلًا،
وَ ذَمُّوا کَثِیراً.
خدایا،
مرا در اصلاح نفسِ خویش به کاری فرمان دادهای که خود در انجام دادن آن از من تواناتری،
و قدرت تو بر آن کار و بر من، از قدرت من افزونتر است.
پس مرا چنان نیرویی ده که با آن به کاری مشغول شوم که تو را از من خشنود میسازد،
و خشنودی خود را در حال عافیت (و تن درستی) [نه در گرفتاری و سختی] از من بخواه.
خدایا،
مرا طاقت رنج نباشد،
و بر بلا شکیبایی نتوانم،
و تاب تحمل فقر ندارم.
پس روزیام را از من مگیر
و مرا به آفریدگانت وامگذار.
تو خود حاجتم را برآور و خود مرا کفایت کن.
به چشم رحمت خود نگاهم کن و در همهی کارها مرا مدد فرما،
که اگر مرا به خود واگذاری، در کار خود فرو مانم و به آنچه مصلحت من در آن است نپردازم،
و اگر به آفریدگانت مرا واگذاری، چهرهی خویش درهم کشند،
و اگر مرا به نزدیکانم حوالت دهی، ناامیدم سازند،
و اگر چیزی بخشند، اندک و بیخیر باشد
و بسیار بر من منت نهند
و مرا بسیار سرزنش کنند.
نقل قول:یکی از صفات خدا این هست که:
یا مَنْ لا یَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ
ای آنکه سرگرمش نکند شنیدنى از شنیدن دیگر
(باقیات الصلاحات/71/باب اول در تعقیبات مشترکه)
مومن هم اینگونه است یعنی هیچ کاری و هیچ کسی و هیچ چیزی او رو از یاد خدا باز نمی داره!
نقل قول:داشتم دعای 42 صحیفه رو می خوندم، دیدم که انگار آدم نباید قرآن از دستش جدا بشه!
دائم باید بخوانه و باهاش مأنوس باشه و همتش این باشه که بهش عمل کنه
نقل قول:امیرالمومنین و ائمه وقتی قرآن می خوندن و می رسیدن به آیه ای که خدا فرموده یا ایها الذین آمنوا می گفتند، لبیک اللهم لبیک!
نقل قول:آدم باید ببینه دنبال اینه که دل کیو بدست بیاره تو این دنیا!!!!
اون شخص هر کی جز خدا باشه باخته!
نقل قول:اگه یه آدم صاحب منصب دارای مقام و بزرگواری نیمه شب با آدم قرار ملاقات داشته باشه آدم شب هر لحظه خواب از چشمش میره
خوب حالا آدم باید ببینه وقت قرار ملاقات با خدا اصلاً براش اهمیتی داره؟
اگه نداره خوب...
نقل قول:آدم باید مرد عمل بشه، همت کنه، راه مشخص و واضح هست و هیچ پیچیدگی نداره، عمل طبق فرامین خداگفته بودند: