او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند!

او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند!

خدایا ما را از منتظران حقیقی اش قرار ده
او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند!

او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند!

خدایا ما را از منتظران حقیقی اش قرار ده

ماحصل چند سال مطالعه در باب چگونه آدم شدن منتظری پوشالی چون خودم

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
این ماحصل چند سال مطالعه و تحقیق من و مجالست با کسانی است که به نظرم رنگ و بویی از محبوب دارند!
برای هر کدام از این بندها آیات و روایات متعدد است که اگر عمری بود و توفیقی در ذیل هر یک به مرور اضافه می شود!
اما خدا چه میداند شاید همین امروز دفتر عمر ما به برگ آخر رسید
گفتم حداقل تیتر وار ذکرش کنم
منتظران حقیقی حضرت حجت اینها را دارند.


1- نماز اول وقت (حتی و به ویژه نماز صبح)
2- مراقبت از زبان (مراقبتی بسیار شدید)
3- پاک کردن حقوق مالی (به ویژه حق الناس و دیون مالی)
4- استغفار دائم و تلاش مجاهدانه برای ترک معصیت (به ویژه معاصی زبان و چشم(مخصوصاً آقایان!!!!!) و شکم و گوش!)
5- نماز شب و شب زنده داری (بدون این نمیشه!)
6- انس با قرآن (شامل تلاوت مداوم در روز، تفکر در آیات و عمل به دستورات!)
7- شرکت در مراسم عزاداری سیدالشهدا و حتی برپایی انفرادی آن (ولو در حد مداومت بر زیارت عاشورا و گوش دادن روضه و ریختن اشک برای حضرت)
8- جمع شدن کسانی که محب اهل بیت هستند در مجالسی برای انس گرفتن و دوستی کردن و خواندن احادیث اهل بیت (یکی از مهمترین کارها است که آثار بسیار بسیار مهمی دارد در حفظ و رشد ایمان!!!!!!!!!)
9- اظهار فقر و بیچارگی بر سر سجاده به پیشگاه الهی در تمام زمینه ها(عاجزانه و حقیرانه و ملتمسانه مکرر در مکرر)
10- توسل به اهل بیت (یک بار گفتم چگونه توسل کنم؟ گفتند این قدر میدانیم که زنی که درد زایمان دارد نمی پرسد چگونه فریاد بزنم، فریاد می زند!)
11- کم کردن شدید ارتباط به ویژه ارتباط و انس قلبی با کسانی که آنها با خدا انسی ندارند و محب اهل بیت نیستند و از اینها مهمتر از دشمنان اهل بیت بیزار نیستند!!!
12- یک سری اعمال عبادی هم هست (مانند زیارت اماکن مقدس، خواندن زیارت جامعه کبیره، تلاوت سوره اسراء در شبهای جمعه، تأکید فراوان بر خواندن نوافل به ویژه نافله های صبح، مغرب، عشا و شب، تأکید ویژه بر خواند تعقیبات نماز، خواندن نمازهای مستحب مانند نماز امیرالمومنین و نماز جعفر طیار و ..و ادعیه ای مانند ندبه و کمیل و دعاهای صحیفه سجادیه و زبان ذاکر به اذکاری چون صلوات و استغفار و ...)
13- نظم (در همه ی ابعاد زندگی و به وِیژه اعمال عبادی)
14- شدیداً مراقبت در کسب روزی حلال
15- سحر خیزی
16- وفای به عهد (بسیار مهم و کلیدی)
17-صدق (حتی در جایی که به ضرر ماست)
18- رعایت احترام والدین و همچنین سادات (شدیداً)
19- صله رحم
20- اهل بازکردن گره از مشکلات مومنین (به ویژه بازکردن گره مالی برادران دینی!!!!!!!!!!!!)
21- بسیار خوش خلق و گشاده رو و حقیقتاً متواضع، صابر (بر بلا و مصیبت و سختی اطاعت خدا و پرهیز از گناه) و حلیم (فروبرنده ی خشم)
22- اهل فهم دقیق و عمیق و از روی تحقیق معارف دین!

** برای خانم ها هم تا آنجا که من متوجه شدم، حجاب کامل و حفظ حیای حقیقی (در تمام شئون و مراتب آن) + اطاعت از همسر و تلاش برای کسب رضایت او بسیار مهم است

*** توجه بسیار ویژه داشته باشید که مهمترین رکن در تمام این موارد این است که انسان نیت کند که این موارد را به تبعیت از امام خود در راه بندگی خدا انجام دهد، اگر نیت تبعیت از امام نباشد، عملاً تحت ولایت الله انجام نمی شود این اعمال و یخرجهم من الظلمات الی النور و سیر از ظلمات به سوی نور و تقرب الی الله تحقق نمی یابد، علاوه بر این که نیت تبیعت از امام در این موراد باعث می شود که در حصنی قرار بگیرد که از کمین مکاید ابلبس در امان بماند!
استدعا دارم شدیداً به نکته بالا توجه بفرمایید و در این زمینه و اگر حوصله داشتید در این زمینه مطالب این تاپیک را به طور کامل مطالعه فرمایید:
ایاک نعبد!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(مقاله ی ویژه!)#$

این متن مرا به فکر فرو برد... حراج گنج... و سبک زندگی ما...

بسم الله الرحمن الرحیم
دوست و برادر عزیزم جناب آقای paradise، متن زیر را برای حقیر ارسال کرد!
متنی که جای بسی تأمل دارد
البته خودش تأمل مرا برانگیخت و مرا یاداوری کرد که در چه غفلت دست و پا می زنم
از کجا آمده را که کار نداریم
بهر چه آمده ام را هم که فراموش کرده ایم
با این که میدانیم به کجا می رویم اما انگار نه انگار!!!!
و اما متن ارسالی:

سلام علیکم و رحمة الله
وقت بخیر


چند وقت پیش مطلبی خوندم از کتاب "خدا خانه دارد" که ...........
گفتم بد نیست شما هم بخونیش ..



حراج گنج

روی شیشه نوشته: “قیمت ها شکسته شد” ما پشت ویترین صف می کشیم تا شاید کلاهی یا پیراهنی را ارزانتر از آنچه می ارزد، بفروشند.
صف می کشیم و نوبت می گذاریم. هول می زنیم. از هر کدام دو تا می خریم برای روزهای مبادایی که گاهی اصلاً نمی آیند.

مردی گنجی را حراج کرده است. گنجی را بی بها می فروشد. گفته لازم نیست چیزی بدهید، یعنی اگر گفته بود لازم است، ما چیزی درخور این معامله نداشتیم.
گفته: “فقط ظرف بیاورید! ظرف!” حجمی که در آن بشود چیزی ریخت. گنجایش گنج!

هیچ کس نمی آید … هیچ کس صف نمی بندد …
مرد فریاد می زند : «کیلاً بغیر ثمنٍ لو کان له وعاء؛ بی بها پیمانه می کنم اگر کسی را ظرفی باشد» و ظرف نیست و گنجایش ظرف در هیچ کس نیست …

ما از کنار این حراج بزرگ، خیلی ساده می گذریم و می دویم سمت جایی که جورابی را به نصف معمولش می فروشند. ظرف های ما این دل های انگشتانه ای است! چه چیز در آن جا می شود که او بخواهد بی بها به ما ببخشد؟؟

ما به اندازه “یک پیاله گندم عشق” هم جا نداریم. کف دستی دانایی اگر در ما بریزند پر می شویم! سرریز می کنیم و غرور از چشم ها و زبان هامان بیرون می تراود …

با ما چه کند این ابر مرد که گنجی را حراج کرده است؟؟ گم شده ایم. سرگردان در کوچه های زمین! نشانی در دست، مبهوت به تمام درهای بسته نگاه می کنیم. هیچ کدامشان شبیه دری نیستند که ما گم کرده ایم! شبیه جایی نیستند که روزی از آن راه افتادیم و حالا دلمان می خواهد به آن برگردیم.

مرد ایستاده کنار دیوار کوچه. ما گیج و سردرگم از کنارش رد می شویم. دستمان را می گیرد. یک لحظه چشم در چشم می شویم …
می گوید: «کجا؟!» می گوییم: «رهامان کن، پی جایی می گردیم!»
می گوید: «من بلد راهم، پی ام بیایید، می رسانمتان.»
می گوییم: «نه! خودمان می گردیم، خودمان می یابیم.»
می گوید: «این کوچه، زمین است! نشانی شما اصلاً مال این طرف ها نیست!» مکث می کند. زیر لب می گوید: «فلانا بطرق اسماء اعلم منّی بطرق الارض؛ من به راه های آسمان داناترم تا راه های زمین.»
ما می گوییم: «نه! گمشده ی ما، همین جا لابلای آدم های زمین است.» از کنارش می گذریم و باز گم می شویم، بیشتر از قبل!
می گوید: «پیش از آنکه بروم، سوالی بپرسید»
ما می خندیم: «سوال؟! کی حوصله دارد چیزی بپرسد؟!
ما همه چیز را می دانیم. ما اینقدر با این خاک پست، هم عیار شده ایم که همه ی فراز و فرودهایش را می شناسیم. همه ی تپه ها و دره ها را!
مرد می پرسد: «مگر همه ی جهان، همین خاک است؟»
ما می گوییم: «بله! برای ما بله …» و تا بخواهد چیزی بگوید می خندیم.یکی مان به مسخره
می گوید: «تو اگر دانایی، موهای سر مرا بشمار!!»
و چشم های مرد به اشک می نشیند.


مرد، خبر بزرگ است، نباء عظیم.
و ما عادت داریم خبرهای بزرگ را تکذیب کنیم و دل ببندیم به خبرهای کوچک. به اینکه امروز چی ارزان شده؟!!!!!!!!
یا در کدام اداره میز می دهند یا …. ما خبرهای بزرگ را تکذیب می کنیم. علی را! نباء عظیم را باور نمی کنیم و علی مجبور می شود نفرینمان کند. چه نفرینی! خدایا مرا از این ها بگیر!
از این بالاتر نمی شد چیزی گفت. مردمی که بودن او را نمی فهمند، باید به نبودنش گرفتار شوند.

می گوید: «خدایا! من از اینها خسته ام، این ها از من. مرا از این ها بگیر.»
و ما تا ابد در تاریکی، بعد از این نفرین دست و پا می زنیم.




.
.
.
سکوت ..


به نبودن امام زمانم گرفتارم، چون نبودن او را نمی فهمم!

بهترین اوقات خود را باید صرف چه چیز کنیم؟ (سبک زندگی الهی)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّ الْمُتَّقِینَ ...﴿۱۵- الذاریات﴾

...بِالْأَسْحَارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ ﴿۱۸- الذاریات﴾

همانا متقین...(15)

... در سحرگاهان [از خدا] طلب آمرزش مى‏ کردند (۱۸)



سلام

امیرالمومنین علی بن البیطالب روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه در فرازی از نامه ی خود خطاب به مالک اشتر می فرمایند:

واجْعَلْ‏ لِنَفْسِک‏ فِیمَا بَیْنَک‏ وبَیْنَ اللَّه أَفْضَلَ تِلْک الْمَوَاقِیت‏.(1)

و بهترین زمانهایت را برای خلوت کردن بین خودت و خداوند قرار بده.



واقعاً این خیلی مهم است، از چند نفر از دوستانم پرسیدم به نظر شما بهترین وقت خود را باید برای چه کاری صرف کنیم؟

جواب ها مختلف بود

یکی گفت: صرف خانواده

یکی دیگر گفت: صرف خدمت به خلق

دیگری گفت: صرف تفکر و تدبر

و دیگری گفت: صرف عبادت و...

دقیقش این است که مفهوم خلوت با خدا، حتی عبادت به معنای عرفی آن، یعنی اعمال عبادی مانند قرآن خواندن و زیارت خواندن و نماز خواندن و ... هم نیست و نه حتی به معنای دعا کردن های عرفی ما، این که لحظه ای و دمی انسان با خالق خویش خلوتی کند و سخن بگوید و خدایش را حاضر و ناظر و شنوا و بینا بداند و با او انسی بگیرد و راز و نیازی بکند و شاید مهمترین نکته اش این است که قلب انسان حقیقتاً در آن خلوت متوجه خدا باشد.

(استادِ ما توصیه می فرمودند که سعی کنید از میان ادعیه، به خصوص صحیفه ی سجادیه آن را که با حال شما همخوانی دارد و گویای حال شما است بخوانید، خودشان مثال میزدند که یک بار شدیداً شاکی بودند از مسائلی و شروع کردند به خواندن مناجات الشاکّین (از مناجات های پانزدهگانه معروف به خمس العشر که در مفاتیح هست و از امام سجاد علیه السلام نقل شده)).

خلاصه ی کلام اینکه حضرت امیر می فرمایند که یک بنده ی واقعی خدا در سبک زندگی الهی، بهترین اوقات خودش را باید صرف خلوت کردن با خدای خویش کند؛

و بر اساس آیات و روایات هم بهترین اوقات عمر انسان سحر است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! که چقدر خواب در آن زمان می چسبد!!!!SmileCoolSadSadSadSadSad

و ما معمولاً خواب هستیم در بهترین زمان عمر زندگی ما


به قول یکی از بزرگان کَرِه ی عمر آدم سحر است و مابقی به درد دوغ می خورد و رمقی ندارد و هر کس به جایی رسید از سحر رسید.

به قول حافظ علیه الرحمه

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود (2)



یک نکته ی دیگر هم بسیار مهم است که می توان از این کلام مولا متوجه شد

و آن این است که وقتی حضرت می فرمایند بهترین زمان عمر شما باید برای خلوت با خدا باشد یعنی به طور پیش فرض لزوم رابطه ی دائم با خدا از طریق خلوت با خدا لحاظ شده است
حالا بهترین وقت که هیچ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

انصافاً آخرین باری که ما درست و حسابی با خدای خود خلوت کرده ایم کِی بوده است؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



إِلَهِی‏

...مَتِّعْنَا بِلَذِیذِ مُنَاجَاتِک‏ (3)

خدایا

... ما را از لذت مناجاتت بهره مند فرما




(1) نهج البلاغه ی شریف، نامه ی 53

(2) غزل 216 از دیوان حافظ

(3) مفاتیح الجنان، باب اول در ادعیه، مناجات خمس العشر، ص241، مناجات السابع (مناجات المطیعین) مناجات هفتم از مناجاتهای 15 گانه امام سجاد(مناجات مطیعین)

من اهل کوفه هستم و علی زمانم تنها و در چاه غیبت است!

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

مدتهاست تاپیکی نزدم

قصد هم نداشتم بزنم

منتها ایام محرم است

و برای حسینِ 1400 سال قبل به زودی همه عزادار می شویم (و البته باید هم بشویم!) و بر سر و سینه می زنیم (و البته باید هم بزنیم!!)

و غافل از حسین زمان خویش هستیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و همچنان تنهایش گذاشته ایم:

(A+)چرا و چگونه سیّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)

(B+)علل باز ماندن افراد، از یاری رساندن و بودن در رکاب امامِ زمانشان

بلکه عامل زندان غیبت ایشان هستیم و عین خیالمان هم نیست!

سخنی کوتاه با زندان بانان امام زمان علیه السلام

قبل از شروع بگویم روی سخنم تنها با کسانی است که فکر می کنند دغدغه ی آنها تلاش برای ظهور حضرت حجت است

مدتی بود که شروع کردم به خوندن نهج البلاغه

بعد توجهم جلب شد به خطبه هایی که در اون حضرت امیر مردم کوفه را مخاطب قرار داده اند: فقط یک نمونه را ذکر کنم:

أَیُّهَا النَّاسُ، الْمجْتَمِعَةُ أبْدَانُهُمْ، الُمخْتَلِفَةُ أهْوَاؤُهُمْ کَلامُکُم یُوهِی الصُّمَّ الصِّلابَ وَفِعْلُکُمْ یُطْمِعُ فِیکُمُ الاْعْدَاءَ! تَقُولُونَ فِی الَمجَالِسِ: کَیْتَ وَکَیْتَ…ِ، فَإذَا جَاءَ الْقِتَالُ قُلْتُمْ: حِیدِی حَیَادِ!مَا عَزَّتْ دَعْوَةُ مَنْ دَعَاکُمْ، وَلاَ اسْتَرَاحَ قَلْبُ مَنْ قَاسَاکُمْ، أَعَالِیلُ بِأَضَالِیلَ دِفَاعَ ذِی الدَّیْنِ المَطُولِ لاَ یَمنَعُ الضَّیْمَ الذَّلِیلُ! وَلاَ یُدْرَکُالْحَقُّ إِلاَ بِالْجِدِّ!أَیَّ دَارٍ بَعْدَ دَارِکُمْ تَمْنَعُونَ، وَمَعَ أَىی إِمَامٍ بَعْدِی تُقَاتِلُونَ؟ المَغْرُورُ وَاللهِ مَنْ غَرَرْتُمُوهُ، وَمْنْ فَازَبِکُمْ فَازَ بَالسَّهْمِ الاْخْیَبِ وَمَنْ رَمَى بِکُمْ فَقَدْ رَمَى بِأَفْوَقَنَاصِلٍ أَصْبَحْتُ وَاللهِ لا أُصَدِّقُ قَوْلَکُمْ، وَلاَ أَطْمَعُ فِی نَصْرِکُمْ، وَلاَ أُوعِدُ العَدُوَّبِکُم. مَا بَالُکُم؟ مَا دَوَاؤُکُمْ؟ مَا طِبُّکُمْ؟ القَوْمُ رِجَالٌ أَمْثَالُکُمْ، أَقَوْلاً بَغَیْرِ عِلْمٍ! وَغَفْلَةً مِنْ غَیْرِ وَرَعٍ! وَطَمَعاً فی غَیْرِ حَقٍّ؟!

فرازی از خطبه 29 نهج البلاغه شریف

 

اى مردمى که پیکرهایتان با هم است ولی خواسته‏هایتان گوناگون است!

سخنان‏داغ شما سنگهاى سخت را در هم مى‏شکند، ولى اعمال سست‏شما دشمنانتان را به طمع مى‏اندازد،

در مجالس و محافل مى‏گویید چنین و چنان خواهیم کرد.اما هنگام جنگ فریاد مى‏زنید:

اى جنگ! از ما دور شو!

آنکس که شما را (به یاری) بخواند عزت نیابد! و کسى که شما را رها کند قلب او از آزار شما در امان نخواهد بود،

بهانه های نابخردانه می آورید همچون بدهکار خواهان مهلت از من مهلت می خواهید.

انسان خوار و ترسو هرگز ستم را از خود دور نتواند کرد و حق جز با تلاش به دست نمی آید.

شما که از خانه خود دفاع نمى‏کنید چگونه مى‏توانید از خانه دیگران دفاع کنید؟...

به‏خدا سوگند فریب خورده واقعى آن کس است که به گفتار شما مغرور شود!

...و کسى که بخواهد بوسیله شما تیراندازى کند همچون کسى‏ است که با تیرهاى بى پیکان تیر انداخته است!

سوگند بخدا به آنجا رسیده‏ام که گفتارتان را تصدیق نمى‏کنم و به یارى شما امید ندارم ‏و دشمنان را به وسیله شما تهدید نمى‏کنم!

شما را چه می شود؟ دوای دردتان چیست؟ راه مداوایتان چیست؟

آنها هم مردانى همچون شما هستند!(چرا آنها این همه پایدارند و شما این قدرسست؟!)

آیا سزاوار است ‏بگوئید و عمل نکنید؟

و در غفلت بمانید و پرهیز نکنید؟

و در امید و طمع به چیزی داشته باشید که حق نیست؟...

 

 

ویژگیهای مردم کوفه را که در خطبه های مختلف حضرت امیر برشمردند با خودم مقایسه کردم

دیدم خیلی از آنها را در هنگام عمل که فرا می رسد دارم

دقت کردم و دیدم که حاضر نیستم برای یاری حجت زمان خود مانند بلال حبشی ها و عمار یاسر ها شکنجه شوم و تجمل کنم

یاد این کلام خدا در قرآن در مورد خودم افتادم:

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَیْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْیَا وَالْآخِرَةَ ذَلِکَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ ﴿۱۱- حج﴾

و از میان مردم کسى است که خدا را فقط به حرف[و بدون عمل] مى‏پرستد پس اگر خیرى به او برسد بدان اطمینان یابد و چون بلایى بدو رسد روى برتابد در دنیا و آخرت زیان دیده است این است همان زیان آشکار

(۱۱)

یک هشدار بسیار جدی به همه ی کسانی که فکر میکنند بنده هستند!!

حاضر نیستم در شعب ابیطالب مدتی زندگی کنم برای یاری حجت زمان خود

اندک فشار اقتصادی و اندک فشارهای دنیوی باعث می شود یادم برود آرمانهایم (به قول استادم که می گفتند: ما فقط تا وقتی خدا را بنده ایم که یخچالمان پر از مرغ است!)

همسرم به حضرت سید الشهدا علاقه ی زیادی دارد

درمورد کوتاه آمدن و مذاکره با آمریکا یک روز به من گفت:

آخه تا کی؟ مردم پدرشون داره در میاد

(البته بمان که اعتقاد شخصی من این است که ریشه ی بسیاری از مشکلات ما عدم توکل حقیقی و سوء مدیریت و سوء تدبیر و بی کفایتی و رشوه خواری و بسیاری مفاسد کوچک و بزرگ داخل است و نه تحریم خارج ...)

بهش گفتم دقیقاً این همون بهانه ای هست که مردم کوفه گرفتند در دعوت حضرت امیر برای مبارزه با معاویه

با همین بهانه امام حسن تنها شد و تن به صلحنامه دادند

و نتیجه ی این جمله ی تا کی که شما در مبارزه با دشمن مسلم خدا می گویی می شود سر امام حسین علیه  السلام بالای نیزه در ظهر عاشورا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

می شود تنها شدن ولی خدا

و یاد این کلام امام حسین علیه السلام افتادم که می فرمایند:

اِنَّ النّاسَ عَبیدُ الدُّنْیا وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ یَحوطونَهُ ما دَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّیّانونَ؛

به راستى که مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبان آنهاست، تا جایى که دین وسیله زندگى آنهاست، دین دارند و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران کم مى شوند.

تحف العقول، ص 245 .
 
 
دیدم حاضرم برای خوردن یک فلافل سالادی در یک شب در قم بیش از 4 مغازه در چندین جای شهر را بگردم اما ...
 
دیدم ها بسیار است...
 
 
خدمت استاد بودم
گفتند:
ما اهداف اولیای خدا را در نظر می گیریم اما سلوک و روش آنان را نداریم
بهتر است اهدافی متناسب با وضع خودمان در نظر بگیریم
 
مثلاً نماز اول وقت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
معنی ندارد که نماز صبح انسان قضا بشود
و فاجعه است  که قضا بشود و خیلی راحت صبح بلند شویم و تنها بگوییم  اِاِ چرا قضا شد؟ و حیلی راحت بدون تأثر و تأسف آنچنانی تنها قضایش را بخوانیم
می گفتند پدر من زمانی که نماز صبحش قضا می شد از شدت ناراحتی آن روز نمی توانست برود سر کار
 
 
لازم است که انسان خودش را بشناسد
بفهمد چه موجود لجن و کثیفی است
و بعد آن را در مقابل خدای خود اعتراف کند
و بخواهد که خدا به حق 14 معصوم از این لجنیت و کثافت او را خلاص کند
و اندکی تکانی به خود بدهیم!
اندکی مخالفت با هوای نفس خود کنیم برای رضای خدا و بندگی خدا
 
 
 
ما باید بفهمیم چه موجودات آشغال و دروغگویی هستیم
مشتی دروغگوی لاف زنِ خاک برسر که در موقع امتخان که می شود می فهمیم که دغدغه ها و آنچیزی که ما را مضطرب می سازد نه خداست و نه محبوبان خداست
مشتی بنده ی دنیا هستیم
 
اقرار به لجنیت خود کنیم در پیشگاه الهی شاید به حق 14 معصوم ما را نجات دادند! 
 
 
 
 
 
خطاب به علی 110:
 
یَأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ (2- صف)
 
اى کسانى که ایمان آورده‌اید! چرا سخنى مى‌گوئید که عمل نمى‌کنید؟
 
 
امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.
 
 

ولی شما انجام ندادید و مخالفت کردید!

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعی از شیعیان خدمت حضرت صادق شرفیاب شده و سخن از مشکلات زمان خود کردند، حرفشان به امر فرج رسید و گفتند ای پسر رسول خدا چه زمان فرج و گشایش حاصل می شود؟
حضرت صادق علیه السلام فرمود: خوشحال می شوید اگر به این آرزویتان برسید و فرج فرا رسد؟
عرض کردند آری به خدا سوگند!
فرمود: حاضر هستید از اهل و عیال و دوستان و عزیزان خود بگذرید و بر مرکب سوار شوید و لباس رزم بپوشید؟!
عرض کردند: آری
فرمود: حاضر هستید در مقام جنگ و جهاد با دشمنان برآیید؟
گفتند: آری
پس از اینکه حضرت این امور را از آنان اقرار گرفت و با سوگند و قسم آمادگی خود را نسبت به همه ی این امور اعلام داشتند،
آنگاه فرمود:
همانا ما از شما چیزی آسانتر از همه ی این امور خواستیم ولی شما انجام ندادید!
همگان ساکت شدند
یکی از میان جمع پرسید:
فدای شما شوم آن امر سهل تر که شما از ما خواستید و ما امتثال ننمودیم چه بود؟
حضرت فرمودند:
قُلنا لَکُم: اُسکُتُوا؛ فَإنَّکُم إذا کَفَفتُم رَضینا و إِن خالَفتُم اوذینا. فَلَم تَفعَلوُا
به شما گفتیم ساکت باشید! اگر دست (از گفتارهای نابجایتان) باز میداشتید باعث رضایت ما می شدید و اگر مخالفت (با این دستور) می نمودید موجب اذیت (و رنجش) ما می شدید(با این حال) شما مخالفت کردید و امر ما را انجام ندادید (و ساکت نشدید!)
دعائم السلام 1/6
التماس دعای فراوان برای پدر و مادرم
یا علی
خدا حافظ و هادی نگهدار همه ی ما
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم عجل لولیک الفرج و جلعنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه و لعنت علی اعدائهم اجمعین
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
یا لثارات الحسین

خدایا ما را بنده ی خود گردان به حق محمد و آل محمد
یا مهدی ادرکنا

منتظران نظر خود را در باره ی این کلام امام زمان ابراز کنند!

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

از همه ی منتظران حضرت دعوت میکنم تا نظر خود را درباره ی این کلام امام زمان که در توقیعی که به شیخ مفید ارسال فرموده اند بیان کنند:


امام زمان علیه السلام:

ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.



ظهور ما به تأخیر نیفتاده!!!!

مگر

به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند


به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند


به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند



و خبر آنها به ما می‌رسد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

و خبر آنها به ما می‌رسد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

و خبر آنها به ما می‌رسد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من یاغی نیستم!!!!!!!!!! (اما گویا ...) خدا به ما رحم کند...

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام


یه حکایت خوندم خیلی جالب بود
یک شخصی میره مسجد نماز بخونه
خیلی با عجله می خونه
بعد از نماز هم بلافاصله میخواد بلند بشه بره
یه پیرمرد نورانی اهل دل ازش می پرسه: داشتی چی کار میکردی؟

این یارو هم کمی رند بوده
میدونسته الان اگه بگه داشتم نماز میخوندم اونم با وضعی که نماز خونده باید آماده باشه که کلی این پیرمرد بهش عنایات خاصه در راستای تأدیبش انجام بده

لذا در جواب میگه: هیچی فقط اومدم اعلام کنم من یاغی نیستم!

و پیرمرد تبسم معنا داری میکنه و اون بنده ی خدا هم میره


حالا قصه، قصه ی نماز خوندن ماست....



استادِ استاد ما میگن:

نقل قول:
بالاخره حقیر با اینکه در آن‏وقت بیش از بیست و دو سال از عمرم نگذشته بود عرض کردم:
بنده بالوجدان مى‏بینم که اگر در مقابل شخص بزرگى قرار بگیرم در حال خود تغییر و شرم و خضوعى مى‏بینم
و هر قدر آن شخص بزرگ‏تر و وجیه‏تر باشد دگرگونى حال بیشتر مى‏شود،
امّا در عین حال که معتقدم و همه‏ ى ما معتقدیم که خداى متعال از هر بزرگى و صاحب‏ جاهى بزرگ‏تر و وجیه‏تر، بلکه همه‏ ى بزرگى‏ ها در مقابل عظمت او هیچ و همه چیز ناچیز است،
پس چرا وقتى به نماز مى‏ ایستم با اینکه یقینا خود را در مقابل حق - جل و علا - قرار مى‏ دهم هیچ تأثیرى و تفاوتى و تغییر حالى در خود نمى‏ یابم؟
«انما المؤمنون الذین اذا ذکر اللّه‏ وجلت قلوبهم.»(انفال-2)
همانا مومنان کسانی هستند که هنگامی که خداوند در مقابلشان یاد می شود قلوبشان از ترس به لرزه در می آید
از اینجا مى‏ فهمم که این ایمان، ایمان واقعى نیست؛
لذا مى‏ کوشم که خود را به مرحله‏ اى برسانم که قدرى از آثار جمال و عظمت حق را در قلب خود بیابم.



استدعا دارم به این آیات بیاندیشیم:

إِنَّما یَسْتَأْذِنُکَ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ارْتابَتْ قُلُوبُهُمْ (45-توبه)
کسانى که به خدا و روز قیامت ایمان ندارند و دلهایشان را شک فرا گرفته است



ِ لا یَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلاَّ وَ هُمْ کُسالى‏ (54- توبه)

جز با حالت کسالت (و بی میلی) به نماز نمی ایستند




ما با چه حالی نماز می خوانیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نکند این حال ما نشان از حقایقی پیرامون ما دارد که خود هم از آن غافلیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟





اوصاف نماز مومنین هم که تا دلتون بخواد در قرآن و روایات آمده


یه بار داشتم سوره ی مومنون رو میخوندم

با خودم صادقانه فکر کردم گفتم
خداوکیلی علی کدوم یکی از این نشانه ها در وجود تو هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ (1)
الَّذینَ هُمْ فی‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ (2)
وَ الَّذینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ (3)
وَ الَّذینَ هُمْ لِلزَّکاةِ فاعِلُونَ (4)
وَ الَّذینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ (5)
إِلاَّ عَلى‏ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومینَ (6)
فَمَنِ ابْتَغى‏ وَراءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ العادُونَ (7)
وَ الَّذینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ (8)
وَ الَّذینَ هُمْ عَلى‏ صَلَواتِهِمْ یُحافِظُونَ (9)
أُولئِکَ هُمُ الْوارِثُونَ (10)
الَّذینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فیها خالِدُونَ (11)



به تحقیق مؤمنان رستگار شدند (1)
آنان که در نمازشان خشوع مى‏ ورزند، (2)
و آنان که از لغو (و بیهوده) اعراض مى‏ کنند (و رویگردانند) (3)
و آنان که زکات را مى‏ پردازند، (4)
و آنان که شرمگاه خود را نگه مى‏ دارند، (5)
جز بر همسران یا کنیزان خویش، که در نزدیکى با آنان مورد ملامت قرار نمى‏ گیرند (6)
و کسانى که غیر از این دو بجویند از حد خویش تجاوز کرده‏اند. (7)
و آنان که امانتها و پیمانهاى خود مراعات مى‏ کنند، (8)
و آنان که بر نمازهاى خود مواظبند، (9)
همانان اینان وارثانند (10)
که فردوس را که همواره در آن جاویدانند به میراث مى‏ برند. (11)

عملی که ما را از چشم امام زمان می اندازد!!!!


بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

سوالی در عنوان این تاپیک مطرح شده است:

چرا خداوند و امام زمان و اولیاء خدا به ما توجه ویژه ای ندارند؟


این سوال الزاماً یک جواب ندارد

اما یکی از پاسخ هایش این است:

امام محمّد باقر علیه السّلام:

هر کس در خلوت، مرتکب گناه شود، خداوند به او توجه نمى‏ کند.
بحار الانوار: 46/ 258، ضمن حدیث 59.


حضرت حجت و اولیای خدا بعضی ها را خیلی تحویل میگیرند
از ایشان تفقد میکنند
اما برخی را هم خیلی تحویل نمیگرند!

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
خداوند به حق محمد و آل محمد به همه ی ما توفیق ترک معصیت عنایت کند
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم




البته منظور از عدم توجه خدا و امام زمان، غفلت آنها از ما نیست که خود ایشان هم به طور مثال در توقیع خود به شیخ مفید فرموده اند:




ما از سرپرستی و رسیدگی به امور شما کوتاهی نورزیده و یاد شما را از صفحه خاطر خویش نزدوده‎ایم؛ که اگر جز این بود، موج سختی‎ها بر شما فرود می‎آمد و دشمنان بدخواه و کینه‎توز، شما را ریشه کن می‎ساختند.



اما اصلاً منظور من این نیست!


ببینید

خداوند و اولیای خدا از سر فضل و بی استحقاق ما یک لطف و عنایت به همه ی محبان دارند!!!!


این غیر از مسئله ی تحویل گرفتن است!!!!!!!!


یکسری امور شما را از چشم خدا و امام زمان و اولیای خدا می اندازد!


منظور من از ایجاد این تاپیک توجه دادن به یکی از مهمترین این موارد است آنهم در شرایط فعلی جامعه که می شود بر طبق کلام نورانی امام باقر علیه السلام:


گناه در خلوت

و در پاسخ به این پرسش:نمی دونم درسته یا نه ، اما همه می دونیم که گناه در دید عموم بیشتر از گناه در خلوته ، خوب نمی شه گفت امام علیه السلام به کنایه گفتند که هر گناهی باعث عدم توجه الله جل جلاله می شه؟


باید بگم که:

نه مطلقاً این چنین نیست
شما کی یکی برات محرم اسرار میشه؟
وقتی بهش خیانت نکنی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
وقتی در خلوت هستیم و وسوسه ی معصیت به سراغ آدم میاد و شرایط معصیت کردن هم مهیا هست در اون وضعیت تنها چیزی که میتونه مانع بشه اینکه به خاطر خدا انسان تقوا پیشه کنه و دست بکشه
چنین کسی یعنی خدایا من خیانت نمیکنم در امر بندگی تو
من بنده ی تو هستم و نه بنده ی نفس و ابلیس

این پرهیز از گناه در خلوت یکی از مهتمرین نشانه های این است که انسان بنده ی خدا است
در جاهای دیگه که دیگرانی هم هستند خیلی وقتها ریشه ی گناه نکردن ما حفظ آبروی مقابل دیگران است و یا...
خلاصه خالص برای خدا شاید نباشد...

حالا کسی که در خلوت به راحتی گناه میکنه
این شخص مظهر بی تقوایی است

حدیثی از امام صادق علیه السلام داریم به این مضمون که:
بی شک خداوند تو را میبیند، پس اگر معتقدی که خدا تو را نمیبیند حقیقتاً کافر شده ای اما اگر معتقدی که خدا تو را می بیند و آن کار دیگر در خلوت می کنی به تحقیق خدا را از هر بیننده ای پست تر دانسته ای

سخنی با منتظران حضرتش...

بسم الله الرحمن الرحیم
قلب به هر چیزی که تعلق داشت از فقدانش مضطرب می شود و تا آن را نیابد آرام نمی یابد
کیف پولم را گم کردم
آرامشم از دست رفت
کلی پول و مدرک و...
هر جا که میشد را مضطربانه گشتم و به هر کسی که فکر میکردم بتواند به من کمک کند رو زدم
وقتی که یافتمش
...
کسی گویا میگفت

گویا امامت را هم گم کرده ای
آیا لحظه ای مضطرب شده ای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آیا قرار از کف داده ای؟
آیا برای یافتنش تکانی خورده ای؟؟؟؟
و تو خود میدانی که حداقل نشان تکان خوردن برای یافتنش ترک معصیت است

و بزرگی می گفت اولین قدم در راه آدم شدن ترک معصیت است!

وَ کانُوا یُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظیمِ (46-واقعه)
و آنها بر ارتکاب گناهان بزرگ اصرار می ورزدیدند

فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ (26-تکویر)
پس به کجا می روید؟

و کسی هست که بیش از 1200 سال است ندا در داده است که

هل من ناصر ینصرنی؟
و همچنان از شیعیان مریخ هم خبری نیست که مقدمات ظهورش را آماده کنند...

شیعیان مریخ پس چرا نمی آیید
شیعیان زمین که مشغولند به مسئله ی گرانیها
به مسئله ی کنکور ها
به مسئله ی ازدواج ها
به مسئله ی اشتغال ها
به مسئله ی...
کسی گویا چندان وفت ندارد برای مولایش...


خدایا ما که به خودمان رحم نمی کنیم
شما مانند همیشه و بیش از پیش به ما رحم کنید از سر فضل و کَرِم خود که گرچه ما استحقاق اکرام شما را نداریم اما تو آن خدایی هستی که بی استحقاق می بخشی!


علی 110 صادقانه و از صمیم قلب اعضای گرانقدر گردانها را دعا میکند و از خداوند توفیقات روز افزونشان را در عرصه ی بندگی خواهان است
و شدیداً ملتمس دعا است

و بزرگی میگفت:

نقل قول:اگر بنده ای که بالذات فقیر و بالعرض محتاج است، به بنده ی دیگری مثل خود رحم کند،
خدای متعال که غنیِ بالذات و کریم و جواد است به هر دوی آنها رحم خواهد کرد.

خداوند به حضرت موسی(علیه السلام) فرمود:
با زبانی که گناه نکرده ای مرا بخوان تا اجابت کنم!

موسی عرض کرد:

پروردگارا آن زبان را از کجا بیاورم؟!

فرمود:

تو با زبان دیگران گناه نکردی ، به دیگران بگو برایت دعا کنند.
الجواهر السنیه که کلیات حدیث قدسی است در باب هفتم ص ۱۴۶


خلاصه ی کلام

رفقا و بزرگواران
این حقیر فقیر سراپا تقصیر التماس دعای فراوان دارم که برایم دعا کنید که خداوند تعلق تمام قلبم را 6 دانگ به نام خودش و ولی خودش بزند
برای شما هم حقیر همین دعا را خواهم کرد

که تا حقیقتاً این حب و محبت سطحی و خفیف من که اثرش این غفلت عظیم و بی دردی از گم کردن و بی خبری از امامم هست تبدیل به مقداری حب حقیقی و عمیق و ریشه دار شود که وصف حالم اندکی شبیه شود به کسی که در دعای ندبه این گونه وصف شده است:

عَزیزٌ عَلَىَّ أَنْ أَرَى الْخَلْقَ وَلا تُرى،
وَلا أَسْمَعُ لَکَ حَسیساً وَلا نَجْوى،
عَزیزٌ عَلَىَّ أَنْ تُحیطَ بِکَ دُونَىِ الْبَلْوى،

بسیار سخت است بر من که خلق را همه ببینم و ترا نبینم
و هیچ از تو صدایى حتى آهسته هم بگوش من نرسد.

بسیار سخت است بر من بواسطه فراق تو؛

و اینکه تو به تنهایی گرفتار باشی




عَزیزٌ عَلَىَّ أَنْ أَبْکِیَکَ وَ یَخْذُلَکَ الْوَرى
عَزیزٌ عَلَىَّ أَنْ یَجْرِىَ عَلَیْکَ دُونَهُمْ ما جَرى

سخت است بر من از تو بگویم و خلق تو را واگذارند.



سخت و مشکل است بر من که بر تو ماجرای دیگرى (غیبت ممتد) پیش آمد.

هَلْ مِنْ مُعینٍ فَأُطیلَ مَعَهُ الْعَویلَ وَالْبُکاءَ؟ هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَأُساعِدَ جَزَعَهُ إِذا خَلا؟ هَلْ قَذِیَتْ عَیْنٌ فَساعَدَتْها عَیْنى عَلَى الْقَذى؟
آیا کسى هست که مرا یارى کند تا بسى نالة فراق و فریاد و فغان طولانى از دل برکشم؟ کسى هست که جزع و زارى کند؟ آیا چشمى مى گرید تا چشم من هم با او مساعدت کند و زار زار بگرید؟


انصافاً وقتی در احوالات خودم دقیق میشوم (راستش دقیق شدن هم نیاز ندارد غیر دقیق هم مشهود است) در طول زندگی روزمره ی خود این احوالات را در خود نمی یابم

و این یعنی این قلب مریض است



قلبی که تعلقی به امامش ندارد آنچنان که باید!!!!


یا فاطمه ی زهرا قلب بیمار من امیدش به دوای عنایت شما دارد


سلامتی و تعجیل در فرج حضرتش صلواتی عنایت فرماید

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدی بین یدیه و لعنت علی اعدائهم اجمعین

خدایا ما را از کسانی قرار نده که مایه ی سرافکندگی اهل بیت باشیم
خدایا ما را از کسانی قرار بده که مایه ی زینت اهل بیت باشیم
خدایا ما را از کسانی قرار ده که در دل دشمنان حضرت ترس می اندازند
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



أَتَرانا نَحُفُّ بِکَ وَ أَنْتَ تَأُمُّ الْمَلَأَ، وَ قَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلاً؟
آیا خواهیم دید که ما به گرد تو حلقه زده و تو با سپاه تمام روى زمین را پر از عدل و داد کرده باشى؟

چه کنم تا جزو یاران امام زمان باشم؟؟!!!

نوشته است:بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

منه دانشجو با درسای خیلی خیلی سنگین...
میخواستم بدونم آخه منی که مثه استادو شماها...توفیق ندارم اطلاعاتمو(نه علمی...مذهبی) به این اندازه بالا ببرم!امام زمان کسی مثه منو جزء313تا یارش قبول میکنه؟!Sad

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

313 نفر را نمیدانم
اما اگر میخواهید جزو یاران حضرت باشید

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

من سره أن یکون من أصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع ومحاسن الاخلاق، وهو منتظر

هر کس شاد می شود که از اصحاب قائم علیه السلام باشد، می بایست که منتظر باشد و بر اساس ورع و محاسن اخلاق عمل نماید در حالی که منتظر است.
غیبت نعمانی، ص 200 ح16

ورع از تقوا بالاتر است

تقوا یعنی انجام واجب و ترک حرام

ورع بر طبق فرمایش مولا علی یعنی:

الورع الوقوف عند الشبهه
ورع یعنی توقف در امور شبه ناک
غرر الحکم ص 216

یعنی علاوه بر ترک گناه باید کسی که میخواهد یار امام زمان باشد از شبهات هم پرهیز کند!


حال ممکن است بگویید که من که در انجام واجبم می لنگم و در ترک معصیتم که تعطیل چه برسد به ترک شبهه

همه همین هستیم

اما آیا خدا قادر نیست ما را آدم کند

امام سجاد در دعای 22 ضحیفه ی سجادیه سخنی به این مضمون دارند که:

خدایا میدانم که باید نفسم را اصلاح کنم اما تو تواناتری نسبت به من در اصلاح نفسم


زورمون به نفسمون نمیرسه آیا عرضه ی گدایی در خونه ی خدا هم نداریم

درسته بی آبرو هستیم

اما خدا مگه امر نکرده که به اهل بیت که پیش خدا آبرو دارن توسل کنیم

عرضه ی توسل به اهل بیت هم نداریم

گر گدا کاهل بوَد تقصیر صاحب خانه چیست؟



و البته تمام این ها در صورتی است که ما راست بگوییم

یعنی چی ؟

یعنی حقیقتاً امام زمان را بخواهیم و امام زمان را هم برای خدا و خود امام زمان بخواهیم نه برای خودمان و دنیای خودمان و حاجات خودمان که

شخصی از امام صادق علیه السلام سوال می کند که آقا جان فرج شما اهل بیت کی فرا می رسد ؟

حضرت در پاسخش می فرمایند:
ما لک و الفرج و أنت ممّن ترید الدّنیا؟!
تو را به فرج چه کار در حالیکه دنیا را می خواهند و دنیا طلبند؟؟!!!

کسی می پرسد فرج چه زمانی است که خد را برای خدا و حضرت آماده کرده است، منی که فرج را برای آن می خواهم که دنیایم آباد شود، مشکلات اقتصادی ام حل شود و...
من آقا را برای خدا و خودش نمی خواهم
برای حوائج خودم میخواهم
و یا توهم زده ام که ایشان را برای خدا و خودش می خواهم

وگرنه نمی گفتم من درس دارم و وقت ندارم برم دینم را یاد بگیرم که مولا علی می فرمایند

یا ایها الفتیان حصنوا دینکم بالعلم
ای گروه جوانان ایمان خود را حفظ کنید با کسب علم
الحدیت-روایات تربیتى، ج‏2، ص: 51


در این کلام نورانی مولا مخصوصاً به جوانان امر میکنند که اگر میخواهند دینشون حفظ بشه باید بروند و نسبت به آن علم پیدا کنند!!!!
حتماً این دو تاپیک را نظری بیافکنید:



من برای دینم وقت ندارم!
و
از اون مهمتر، این تاپیک:


(B+)علل باز ماندن افراد، از یاری رساندن و بودن در رکاب امامِ زمانشان


شرط اول اینه که اول انسان با خودش صادق باشه

ببینه چه قدر برای حضرت تا حالا هزینه کرده

چه قدر وقت گذاشته



مهمترین مشکل ما اینه که راست نمیگیم

صادق نیستیم، نه با خودمون و نه با خدا



تا اونجا که من فهمیدم بر اساس آیات و روایات برای بودن در رکاب حضرت 3 چیز نیاز اساسی هست

1- تحصیل اعتقادات درست (که بسیار بسیار بسیار بسیار مهم است نسبت به بقیه!!!!!!)
2- تحصیل ورع (با همان توضیحاتی که در خصوص ورع داده شد)
3- تحصیل خلق خوش و اخلاق نیکو

برای تحصیل مورد 2 که ورع باشه هم قبلش انسان نیاز داده تا فروع دینش را خوب بشناسه و احکامش اعمال عبادیش رو خوب بلد باشه


برای انجام تمام امور بالا هم شدیداً به دو چیز نیاز داره


1- توکل و التماس شدید به خدا با حُسن ظن بسیار زیاد به فضل خدا در عین اعتراف و تقصیر خودش و فقر و عجز خودش

فضل یعنی بی استحقاق بخشیدن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

2- توسل به اهل بیت که یگانه راه رسیدن به خدا هستند و جز آنها راهی نیست به سمت خدا و در این خصوص هم مراجعه بفرماید به این تایپک:

(A)رابطه حب اهل بیت و ایمان!#



اگر ما در طلبمان حقیقتاً صادق باشیم (که این صادقانه بودن طلب هم نشانه هایی دارد) خدا از ارائه ی فیض دریغ ندارد
منتها آن دوچیز را فراموش نکنید
مجدد تکرار میکنم

1- توکل و التماس شدید به خدا با حُسن ظن بسیار زیاد به فضل خدا در عین اعتراف و تقصیر خودش و فقر و عجز خودش
2- توسل به اهل بیت که یگانه راه رسیدن به خدا هستند و جز آنها راهی نیست به سمت خدا و در این خصوص هم مراجعه بفرماید به این تایپک:

(A)رابطه حب اهل بیت و ایمان!#




مشکل اینجا هست که بیش از 1000 سال است که ده ها و هزاران و شاید صد ها هزار نفر بوده اند که اینها را بهتر از منِ حقیر بلد بوده اند

اما کو مرد عمل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای وای بر من

خدایا توفیق عمل به علم را به همه ی ما عنایت فرما




التماس دعای فراوان در حق پدر و مادرم