ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ
نَفْسَهُ[1]
کیست که از آئین ابراهیم روی بگرداند،
مگر کسی که خود را (فریب داده و) به سفاهت بزند؟
در حدیث جنود عقل و جهل امام صادق علیه
السلام «حلم» صفتی از جنود عقل بیان شده که نقطه مقابلش «سَّفه» معرفی شده است!!
«وَ الْحِلْمُ وَ ضِدَّهَا السَّفَهَ[2]- حلم
و ضد آن سفاهت»
حلم آن ملکهای است که وجودش باعث میشود
تا قوه غضبیه به شکل افسار گسیخته، بیجا و بیموقع عمل نکند،
بنابر این نقطه مقابل این صفت یعنی حلم
که میشود «سَفَه» که در کتب
لغت[3] به
معنای خفت و سبکی، در مقابل
آن سکون و بردباری است، ملکهای است که به واسطه آن، نفس در مواجهه با ناملایمات
سازگار نباشد و بدون کنترل قوای عاقله و از روی جهالت، به
شکلی افسار گسیخته، بی موقع و بیجا غضبش به جوش آید و خوددار نباشد.
خلاصهاش به زبان خودمانی، سفیه از
مهمترین نشانههاش اینه که زود جوش بیاره و عصبانی بشه و کنترلش رو از دست بده!!
حالا میرسیم به حدیث بسیار تأمل برانگیز
حضرت امام هادی علیه السلام:
إِنَّ اَلظَّالِمَ اَلْحَالِمَ یَکَادُ
أَنْ یُعْفَى عَلَى ظُلْمِهِ بِحِلْمِهِ وَ إِنَّ اَلْمُحِقَّ اَلسَّفِیهَ یَکَادُ
أَنْ یُطْفِئَ نُورَ حَقِّهِ بِسَفَهِهِ[4].
به راستی که شخص ظالمی که حلیم است [و خشم خود را بروز نمیدهد]
بسا ممکن است که به واسطه حلمش بخشیده شود،
اما شخص صاحب حقی که سفیه باشد [و زود
از کوره در برود و افسارگسیخته عصبانی شود ولو که مظلوم هم واقع شده باشد] بسا که
ممکن است به واسطه سفاهتش [و اعمال و گفتاری که به واسطه زود از کوره دَر رفتن و
عصبانی شدنش انجام میدهد] نور حقش را نیز خاموش کند.
نکته پایانی و قابل توجه این است که زود عصبانی شدن و از کوره
در رفتن تنها یکی از مصادیق سفاهت است! (البته مهمترین مصداقش است که در حدیث جنود
عقل و جهل هم مقابل حلم واقع شده!) اما تنها مصداق نیست!
به عنوان نمونه در احادیث آمده که
کسی که با زیردست ظالمانه برخورد میکند و در مقابل بالادست خود را خوار و زبون
نشان میدهد[5]
و یا اینکه از فرومایگان و افراد پست پیروی کند و با گمراهان همنشینی کند[6]
نیز از مصادیق مهم انسان سفیه برشمردهاند.
بر این اساس ظالمانی چون معاویه که در تاریخ آمده حلیم بودهاند و زود از کوره در نمیرفتند،
با توجه به اینکه سایر مصادیق سفاهت را در خود داشتهاند (نظیر ظلم به زیر دست و
پیروی از فرومایگان و همنیشینی با گمراهان) جزو سفیهان نیز به شمار می روند، یعنی
هم ظالم هستند و هم سفیه!
اما مهمترین نکته این حدیث شریف این است
که زود از کوره در رفتن و عصبانی شدن و کنترل
قوای خشم و غضب را نداشتن آنقدر ویرانگر و خطرناک است که باعث میشود شخصی که بر
حق است، نور حق خود را خاموش کند و به واسطه اعمال افسارگسیخته قوای خشم و غضبش از
مظلوم به ظالم تبدیل شود و از راه حق به راه باطل کشیده شود.
[1] سوره بقره – آیه 130
[2] الکافی: ج1، ص21
[3] تاج العروس، زبیدی، ج 9، ص 390. – (زبیدی گوید: السَّفیه: خفیف العقل.
[4] تحف العقول: ص 483
[5] حضرت امام جعفر صادق علیه السلام: إِنَّ السَّفَهَ خُلُقُ لَئِیمٍ یَسْتَطِیلُ عَلَى مَنْ هُوَ دُونَهُ وَ یَخْضَعُ لِمَنْ [هُوَ] فَوْقَه. از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده که فرمود: سفاهت براستى خوى پستى است، صاحب آن بر زیر دستش گردن فرازى کند، و بر بالا دست خود زبونى کند. (الکافی: ج2، ص322)
[6] حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام: الْحَارِثِ الْأَعْوَرِ قَالَ قَالَ عَلِیٌّ ع لِلْحَسَنِ ابْنِهِ ع فِی مَسَائِلِهِ الَّتِی سَأَلَهُ عَنْهَا یَا بُنَیَّ مَا السَّفَهُ فَقَالَ اتِّبَاعُ الدُّنَاةِ وَ مُصَاحَبَةُ الْغُوَاةِ. در پاسخ به سؤال : سبکسرى چیست؟ ـ فرمود : دنباله روى از فرومایگان و همنشینى با گمراهان. (الکافی: ج2، ص 642)