او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند!

او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند!

خدایا ما را از منتظران حقیقی اش قرار ده
او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند!

او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند!

خدایا ما را از منتظران حقیقی اش قرار ده

آیا به آخرالزمان رسیده‌ایم؟!

ابن عباس نقل می‌کند که در حجت الوداع با رسول خدا صلوات الله علیه و آله بودیم
حضرت درب کعبه را گرفت و سپس روی خود را به طرف ما کرد و فرمود: می‌خواهید شما را خبر دهم از علامات آخرالزمان!؟
و در آن روز سلمان رضی الله عنه از هر کس دیگر به آن جناب نزدیک‌تر بود، لذا او در پاسخ رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) عرضه داشت: بله یا رسول الله،
حضرت فرمود:  از علامت‌های آن  این است که
نماز (در نزد مسلمین بی‌اهمیت و) ضایع می‌شود
و از شهوات پیروی می‌شود
و مردم به سوی هواها میل می‌کنند،
مال در نزدشان مقامی عظیم پیدا می‌کند،
دین به دنیا فروخته می‌شود،
در آن زمان است که دل افراد با ایمان در سینه‌هاشان آب می‌شود چنانچه نمک در آب حل می‌گردد، به علت کثرت منکراتی که می‌بینند و نمی‌توانند آن را تغییر دهند.

سلمان با تعجب عرضه داشت: یا رسول الله: به راستی چنین روزی خواهد رسید؟
فرمود: آری، به آن خدایی که جانم به دست او است،
ای سلمان در آن هنگام سرپرستی و ولایت مسلمانان را امرای جور به دست می‌گیرند
امرایی که وزرایی فاسق و در ستمگیری شهره و امنایی خائن دارند.

سلمان پرسید: براستی چنین وضعی پیش خواهد آمد یا رسول الله؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان
در این موقع منکر، معروف، و معروف، منکر می‌شود،
خائن امین قلمداد می‌گردد و امین خیانت می‌کند،
دروغگو تصدیق می‌شود و راستگو تکذیب می‌گردد.

سلمان با حالت تعجب پرسید: یا رسول الله به راستی چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان
در آن روزگار زنان به حکومت می‌رسند
و کنیزان طرف مشورت قرار می‌گیرند
و کودکان بر فراز منبر می‌روند
و دروغ نوعی زرنگی
و زکات خسارت،
و خوردن بیت المال نوعی غنیمت شمرده شود،
مرد به پدر و مادرش جفا ولی به دوستش نیکی می‌نماید
و ستاره دنباله دار طلوع می‌کند.

سلمان باز پرسید: یا رسول الله آیا چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان!
در این موقع زن با شوهرش در تجارت شرکت کند
و باران در فصلش نیامده بلکه در گرمای تابستان می‌بارد
و افراد کریم سخت خشمگین می‌گردند،
مرد فقیر تحقیر می‌شود،
در این هنگام بازارها به هم نزدیک می‌شوند (همه در پی خرید و فروش و امور دنیا هستند.)
(و در این بازارهای آخرالزمانی) یکی می‌گوید: من چیزی نفروختم و  دیگری می‌گوید: من سودی نبرده‌ام  و چیزی جز بدگوی و گلایه از خداوند در میانشان نمی‌بینی!!

سلمان پرسید: آیا حتما چنین وضعی خواهد شد یا رسول الله؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان
در این هنگام اقوامی بر آنان مسلط می‌شوند که اگرمردم  لب به اعتراض بجنبانند به امر آنان کشته می‌شوند
و اگر چیزی نگویند و اعتراضی نکنند دشمنان همه چیزشان را مباح و برای خود حلال می‌کنند
تا از بیت المالشان کیسه‌های خود را پر کنند
و به ناموسشان تجاوز نموده،
خونشان را بریزند
و دلهاشان را پر از وحشت و رعب کنند
و در آن روز مردم را جز در حال ترس و وحشت و رعب و رهبت نمی‌بینی.

سلمان عرضه داشت: یا رسول الله آیا چنین خواهد شد؟ فرمود:
آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان
در این هنگام چیزی از مشرق می‌آورند و چیزی از مغرب تا امت اسلام را سرپرستی کنند،
در آن روز وای به حال ناتوانان امت من، از شر شرقی و غربی‌ها
و وای به حال آن شرقیان و غربیان از عذاب خدا،
آری نه صغیری را رحم می‌کنند
و نه پاس حرمت کبیری را دارند
و نه از هیچ مقصری عفو می‌کنند،
اخبارشان همه فحش و ناسزا است،
جثه آنان جثه و بدن آدمیان است ولی دلهاشان دلهای شیاطین.

سلمان عرضه داشت: یا رسول الله آیا چنین روزی خواهد رسید؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان،
در این هنگام مردان به مردان اکتفا می‌کنند
و زنان به زنان
و همانطوری که پدر و اهل خانواده نسبت به دختر غیرت به خرج می‌دهند نسبت به پسر نیز غیرت به خرج می‌دهند،
مردان به زنان شبیه می‌شوند
و زنان به مردان
و زنان بر مرکب‌ها سوار می‌شوند که از طرف امت من لعنت خدا بر آنان باد.

سلمان از  تعجب پرسید: یا رسول الله آیا چنین وضعی پیش می‌آید؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان،
در این هنگام مساجد طلا کاری و زینت می‌شود آن چنان که کلیساها(ی مسیحیان) و کنیسه‌ها (و معابد یهودیان) زینت می‌شود،
قرآنها به زیور آلات زینت
و مناره‌ها بلند
وصف‌های (جماعت مساجد) طولانی می‌شود
اما با دلهایی که نسبت به هم خشمگین است
و زبان‌هایی  (و اندیشه‌هایی) که مختلفند (و اختلاف نظر دارند. کنایه از اینکه قلوب، اندیشه‌ها و زبان مسلمینی که در کنار یکدیگرند مختلف و غیر متحد است.)

سلمان پرسید: یا رسول الله آیا این وضع پیش می‌آید؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است،
در آن روز مردان و پسران امت من با طلا خود را زینت می‌کنند و حریر و دیبا می‌پوشند و پوست ببر (و دیگر حیوانات که لباس از آنها حرام است) کالای خرید و فروش می‌گردد. (یعنی مردان مسلمان آخرالزمانی در پوشش هیچ حرمتی قائل نیستند و مرتکب حرام می‌شوند.)

سلمان پرسید: یا رسول الله آیا این نیز واقع خواهد شد؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان
در آن روز ربا  یک عمل آشکار و علنی می‌شود 
و معاملات با غیبت و رشوه انجام می‌شود
و دین خوار و خفیف و بی‌ارزش
و دنیا بلندمرتبه و عزیز می‌شود.

سلمان گفت: یا رسول الله آیا این نیز واقع خواهد شد؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است
ای سلمان در این هنگام طلاق زیاد می‌شود
و هیچ حدی جاری نمی‌گرددو البته این مسئله ضرری را به خدای متعال بی‌نیاز نمی‌رساند (بلکه ضررش و عواقبش دامن خود مسلمین را می‌گیرد.)

سلمان عرضه داشت: یا رسول الله آیا این نیز واقع خواهد شد؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان
در این زمان زنان آوازه‌خوان و نوازنده پیدا می‌شوند
و اشرار امت من بر امت، ولایت و حکومت می‌کند.

سلمان پرسید: یا رسول الله آیا چنین وضعی خواهد شد؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان
در این موقع اغنیای امت من صرفاً به منظور گردش و تفریح به حج می‌روند
و طبقه متوسط برای تجارت و
فقرا به منظور خودنمایی و ریا حج می‌روند،
در این هنگام است که اقوامی قرآن را برای غیر خدا می‌آموزند
و با آن نوعی مزمار و آلت موسیقی استفاده می‌کنند.
اقوامی دیگر به تعلم فقه اسلامی می‌پردازند اما برای غیر خدا
در آن روزگار زنا زادگان زیاد می‌شوند
با قرآن آوازه‌خوانی می‌کنند
و بر سر دنیا سر و دست می‌شکنند.

سلمان عرضه داشت: یا رسول الله آیا چنین وضعی خواهد شد؟
فرمود: آری به خدایی سوگند که جانم به دست او است ای سلمان
آخرالزمان وقتی است که حرمت‌ها و قرق‌ها شکسته شود
و مردم از روی عمد و آگاهی در پی ارتکاب گناه باشند
و اشرار بر اخیار مسلط شوند،
دروغ فاش و بی پرده بیان شود
و لجاجت‌ها ظاهر گردد
و فقرا فقر خود را علنی کنند،
مردم در لباس به یکدیگر مباهات کنند
و باران در غیر فصل ببارد
و مردم شطرنج و نرد و موسیقی را کاری پسندیده بشمارند
و در مقابل امر به معروف و نهی از منکر را عملی نکوهیده بدانند
تا آنجا که یک فرد با ایمان ذلیل‌ترین و منفورترین فرد امت شود
و قاریان و عابدان  را   ملامت و سرزنش کنند
این مردمند که در ملکوت آسمانها ناپاک‌ها و نجاست‌ها نامیده می‌شوند.

سلمان از در تعجب پرسید: یا رسول الله آیا چنین وضعی پیش می‌آید؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان
در این هنگام است که توانگر هیچ دلواپسی جز فقیر شدن ندارد،
حتی یک سائل در طول یک هفته  مداوم درخواست می‌کند و احدی نیست که چیزی در دست او بگذارد.

سلمان باز پرسید: یا رسول الله آیا چنین روزگاری خواهد رسید؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم در دست او است ای سلمان
در این زمان رویبضة تکلم می‌کنند،
پرسید: یا رسول الله پدر و مادرم فدای تو، رویبضه چیست؟
فرمود: چیزی و کسی به سخن در می‌آید و در امور عامه سخن می‌گوید که هرگز سخن نمی‌گفت،
در این هنگام است که مردم، دیگر زیاد زنده نمی‌مانند ناگهان زمین نعره‌ای می‌کشد و هر قومی چنین می‌پندارد که زمین تنها در ناحیه او نعره کشید
بعد تا هر زمانی که خدا بخواهد هم چنان می‌مانند و سپس واژگونه می‌شوند و زمین هر چه در دل دارد بیرون می‌ریزد-
و خود آن جناب فرمود: یعنی طلا و نقره را- آن گاه با دست خود به ستونهایی که در آنجا بود اشاره نموده و فرمود مثل این،
ولی در آن روز دیگر نه طلایی فائده دارد و نه نقره‌ای، این است معنای آیه: فقد جا اشراطها- علامت‌هایش بیامد.



عبد الله بن عباس قال : حججنا مع رسول الله صلى‌الله‌علیه‌وآله حجة الوداع ـ فأخذ باب الکعبة ثم أقبل علینا بوجهه ـ فقال : ألا أخبرکم بأشراط الساعة؟ وکان أدنى الناس منه یومئذ سلمان رضی الله عنه ـ فقال : بلى یا رسول الله ـ.
فقال صلى‌الله‌علیه‌وآله : إن من أشراط القیامة إضاعة الصلاة، و اتباع الشهوات ، والمیل مع الأهواء ، و تعظیم المال ، و بیع الدین بالدنیا ـ فعندها یذاب قلب المؤمن وجوفه ـ کما یذوب الملح فی الماء ـ مما یرى من المنکر فلا یستطیع أن یغیره ـ.

قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله؟ قال صلى‌الله‌علیه‌وآله : إی والذی نفسی بیده یا سلمان إن عندها یلیهم أمراء جورة ، ووزراء فسقة، و عرفاء ظلمة، و أمناء خونة.

فقال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله؟ قال صلى‌الله‌علیه‌وآله: إی والذی نفسی بیده ـ یا سلمان ـ إن عندها یکون المنکر معروفا والمعروف منکرا ، واؤتمن الخائن ، ویخون الأمین ، ویصدق الکاذب ، ویکذب الصادق.

قال سلمان ، وإن هذا لکائن یا رسول الله؟ قال صلى‌الله‌علیه‌وآله: إی والذی نفسی بیده یا سلمان فعندها إمارة النساء ، ومشاورة الإماء ، وقعود الصبیان على المنابر ، ویکون الکذب طرفا والزکاة مغرما ، والفیء مغنما ، ویجفو الرجل والدیه ، ویبر صدیقه ، ویطلع الکوکب المذنب.

قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله؟ قال صلى‌الله‌علیه‌وآله: إی والذی نفسی بیده ـ یا سلمان وعندها تشارک المرأة زوجها فی التجارة ، ویکون المطر قیظا ، ویغیظ الکرام غیظا ، ویحتقر الرجل المعسر ، فعندها یقارب الأسواق إذا قال هذا : لم أبع شیئا وقال هذا : لم أربح شیئا فلا ترى إلا ذاما لله.

قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله؟ قال صلى‌الله‌علیه‌وآله: إی والذی نفسی بیده یا سلمان فعندها یلیهم أقوام إن تکلموا قتلوهم ، وإن سکتوا استباحوهم ـ لیستأثروا بفیئهم ولیطؤن حرمتهم ، ولیسفکن دماءهم ولیملؤن قلوبهم رعبا ـ فلا تراهم إلا وجلین خائفین مرعوبین مرهوبین ـ.

قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله؟ قال صلى‌الله‌علیه‌وآله: إی والذی نفسی بیده ـ یا سلمان إن عندها یؤتى بشیء من المشرق ـ وشیء من المغرب یلون أمتی ، فالویل لضعفاء أمتی منهم ، والویل لهم من الله ، لا یرحمون صغیرا ، ولا یوقرون کبیرا ، ولا یتجاوزون عن مسیء أخبارهم خناء ، جثتهم جثة الآدمیین ، وقلوبهم قلوب الشیاطین.

قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله؟ قال صلى‌الله‌علیه‌وآله : إی والذی نفسی بیده یا سلمان ـ وعندها یکتفی الرجال بالرجال والنساء بالنساء ، ویغار على الغلمان ـ کما یغار على الجاریة فی بیت أهلها ـ وتشبه الرجال بالنساء والنساء بالرجال ، ویرکبن ذوات الفروج السروج ـ فعلیهن من أمتی لعنة الله.

قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله؟ فقال صلى‌الله‌علیه‌وآله: إی والذی نفسی بیده یا سلمان إن عندها تزخرف المساجد ـ کما تزخرف البیع والکنائس ، وتحلى المصاحف وتطول المنارات ، وتکثر الصفوف بقلوب متباغضة وألسن مختلفة ـ.

قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله؟ قال صلى‌الله‌علیه‌وآله: إی والذی نفسی بیده ـ وعندها تحلى ذکور أمتی بالذهب ، ویلبسون الحریر والدیباج ـ ویتخذون جلود النمور صفاقا ـ.

قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله؟ قال صلى‌الله‌علیه‌وآله: إی والذی نفسی بیده یا سلمان وعندها یظهر الربا ، ویتعاملون بالغیبة والرشى ، ویوضع الدین ویرفع الدنیا.

قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله؟ فقال صلى‌الله‌علیه‌وآله: إی والذی نفسی بیده یا سلمان ـ وعندها یکثر الطلاق فلا یقام لله حد ، ولن یضر الله شیئا ـ.

قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله؟ قال صلى‌الله‌علیه‌وآله: إی والذی نفسی بیده یا سلمان ـ وعندها تظهر القینات والمعازف ویلیهم أشرار أمتی ـ.

قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله؟ قال صلى‌الله‌علیه‌وآله: إی والذی نفسی بیده یا سلمان ـ وعندها یحج أغنیاء أمتی للنزهة ، ویحج أوساطها للتجارة ، ویحج فقراؤهم للریاء والسمعة ـ فعندها یکون أقوام ـ یتعلمون القرآن لغیر الله ویتخذونه مزامیر ، ویکون أقوام یتفقهون لغیر الله ، ویکثر أولاد الزنا ، ویتغنون بالقرآن ، ویتهافتون بالدنیا ـ.

قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله؟ قال صلى‌الله‌علیه‌وآله: إی والذی نفسی بیده یا سلمان ـ ذاک إذا انتهک المحارم ، واکتسبت المآثم ـ وسلط الأشرار على الأخیار ، ویفشو الکذب ، وتظهر اللجاجة ، وتفشو الفاقة ویتباهون فی اللباس ، ویمطرون فی غیر أوان المطر ، ویستحسنون الکوبة والمعازف ، وینکرون الأمر بالمعروف والنهی عن المنکر حتى یکون المؤمن فی ذلک الزمان أذل من فی الأمة ، ویظهر قراؤهم وعبادهم فیما بینهم التلاؤم ، فأولئک یدعون فی ملکوت السماوات : الأرجاس والأنجاس ـ.

قال سلمان : وإن هذه لکائن یا رسول الله؟ فقال صلى‌الله‌علیه‌وآله: إی والذی نفسی بیده یا سلمان ـ فعندها لا یخشى الغنی إلا الفقر ـ حتى أن السائل لیسأل فیما بین الجمعتین ـ لا یصیب أحدا یضع فی یده شیئا ـ.

قال سلمان : وإن هذا لکائن یا رسول الله؟ قال صلى‌الله‌علیه‌وآله: إی والذی نفسی بیده یا سلمان ـ عندها یتکلم الرویبضة ،

فقال : وما الرویبضة یا رسول الله فداک أبی وأمی؟ قال صلى‌الله‌علیه‌وآله : یتکلم فی أمر العامة من لم یکن یتکلم ـ فلم یلبثوا إلا قلیلا حتى تخور الأرض خورة ـ فلا یظن کل قوم إلا أنها خارت فی ناحیتهم ـ فیمکثون ما شاء الله ثم ینکتون فی مکثهم ـ فتلقی لهم الأرض أفلاذ کبدها ، قال : ذهب وفضة ثم أومأ بیده إلى الأساطین ـ فقال : مثل هذا فیومئذ لا ینفع ذهب ولا فضة فهذا معنى قوله : « فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها ».


منبع:



http://lib.eshia.ir/12016/5/394
http://lib.eshia.ir/12015/2/303

نشانه ی علم نافع:

امیرالمومنین از رسول خداوند نقل فرمودند که رسول خدا فرمود:


وَ رُوِیَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ طَلَبَ الْعِلْمَ لِلَّهِ لَمْ یُصِبْ مِنْهُ بَاباً إِلَّا ازْدَادَ بِهِ فِی نَفْسِهِ ذُلًّا وَ فِی النَّاسِ تَوَاضُعاً وَ لِلَّهِ خَوْفاً وَ فِی الدِّینِ اجْتِهَاداً وَ ذَلِکَ الَّذِی یَنْتَفِعُ بِالْعِلْمِ فَلْیَتَعَلَّمْهُ وَ مَنْ طَلَبَ الْعِلْمَ لِلدُّنْیَا وَ الْمَنْزِلَةِ عِنْدَ النَّاسِ وَ الْحُظْوَةِ عِنْدَ السُّلْطَانِ لَمْ یُصِبْ مِنْهُ بَاباً إِلَّا ازْدَادَ فِی نَفْسِهِ عَظَمَةً وَ عَلَى النَّاسِ اسْتِطَالَةً وَ بِاللَّهِ اغْتِرَاراً وَ مِنَ الدِّینِ جَفَاءً فَذَلِکَ الَّذِی لَا یَنْتَفِعُ بِالْعِلْمِ فَلْیَکُفَّ وَ لْیُمْسِکْ عَنِ الْحُجَّةِ عَلَى نَفْسِهِ وَ النَّدَامَةِ وَ الْخِزْیِ یَوْمَ الْقِیَامَة


هر که دانش را برای خدا بیاموزد، به هیچ بابی از آن نرسد مگر آنکه بیش از پیش خود را حقیرتر ببیند، با مردم متواضعتر شود، ترسش از خدا بیشتر گردد و در دینش کوشاتر شود. چنین کسی از علم بهره مند می شود، پس باید آن را بیاموزد
اما کسی که دانش را برای دنیا و منزلت یافتن نزد مردم و موقعیت یافتن نزد سلطان و حاکم فراگیرد، به هیچ بابی از آن نرسد مگر اینکه خودبزرگ بین تر شود و بر مردم بیشتر فخر فروشی کند و از خدا بیشتر غافل شود و از دین بیشتر فاصله بگیرد. چنین کسی از دانش نفع نمی برد، بنابر این باید از تحصیل دانش خود داری کند و علیه خود، حجت و پشیمانی و رسوایی در روز قیامت فراهم نیاورد.


روضة الواعظین و بصیرة المتعظین (ط - القدیمة)، ج‏1، ص: 12

چرا معضل افسردگی مهمترین معضل آینده جهان است؟ راه حل؟
سلام
یک سؤال
امروز داشتم یک‌سری مقاله می‌خوندم به دو عبارت بسیار جالب توجه رسیدم:
1:


According to the World Health Organization, unipolar depressive disorders were ranked as the third
leading cause of the global burden of disease in 2004 and will move into the first place by 2030.

به گفته سازمان بهداشت جهانی، اختلال افسردگی به عنوان سومین رتبه عمده‌ترین عوامل بیماری در سال 2004 در جهان معرفی شده و تا سال 2030 به رتبه اول می‌رسد.




منبع:
صفحه 3 از مقاله بالا




عبارت دوم برای یک مقاله بود که رابطه مدرنیته و افسردگی را از جهات مختلف بررسی کرده بود و در نهایت به نتیجه زیر رسیده بود:

Parallel lines of evidence indicate that modernization is generally associated with higher rates of depression

تحلیل داده‌‌ها نشان می‌دهد که به طور کلی میزان مدرنیزاسیون با میزان بالای افسردگی همراه است.




منبع:



پاراگراف اول از عنوان:

Future directions and implications




خوب حالا برویم سر سؤال:


خوب راه حل چیست؟
مدرنیته‌ای که بزرگترین دستاور بشر مدرن و میوه رنسان (عصر روشنگریست) باعث افسردگی روز افزون بشر شده.
مشکل کجاست؟
چه باید کرد؟

راه حل به نظر شما چیه؟



پی‌نوشت:

وَ لَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿سوره حشر - آیه ۱۹﴾

و مانند کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا هم آنان را دچار خودفراموشی کرد و خودشان را از یاد بردند.


أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (سوره رعد - آیه 28)

همانا که تنها با یاد خدا قلوب به آرامش و اطمینان دست یابد.


مَن أعرَضَ عَن ذِکرِی فإنّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنکاً  (سوره طه - آیه 124)

هر کس از یاد من رویگردان شود پس برایش زندگی تنگ و سختی خواهد بود.


دو چیز وجود دارد: خود وخودیت.[نفس و نفسانیت]
خود نباید فراموش شود چرا که راه اتصال انسان به خداست. [همان نفختُ فیه من روحی؛ انا لله و انا الیه راجعون]
[خدا] در ‌قرآن فرمود:
و لا تکونوا کالذین نسواالله فانساهم انفسهم [سوره حشر - آیه 119]


اما خودیت [نفسانیت، انانیت، رفتن دنبال هوا و هوس و حرص و آز و جاه و مقام] و باد کردن غلط است.


این خود[نفس] در حیوانات هم هست این که شیر پای اولیا خدا را می بوسد، چون خود او [نفسش] مخاطب قرار گرفته نه طبیعتش که درندگی است.

و تمدن و غرب و مدرنیته همان است که خود و نفس و از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود، به کجا می‌روم آخر را از یاد برده

و تابع نفسانیت و هواها شده و این بشری که چهارنعل به دنبال تحقق هواهای نفسش است و کاری با خالق ندارد و خود ربوبیت خود را بر عهده گرفته است عاقبتش چه می‌شود؟

می‌شود بشر مدرنی که روز به روز با پدیده افسردگی بیش از پیش دست و پنجه نرم می‌کند و هر روز افسرده‌تر از دیروز می‌شود و به تحقق آیه ذیل بیش از پیش نزدیک می‌شود:

مَن أعرَضَ عَن ذِکرِی فإنّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنکاً  (سوره طه - آیه 124)

هر کس از یاد من رویگردان شود پس برایش زندگی تنگ و سختی خواهد بود.


سیره ائمه علیهم السلام در برخورد با مصیبت‌ها و گرفتار‌ی‌ها و بلاها

و کان للصادق علیه السلام ابن فبینا هو یمشى بین یدیه إذ غص فمات فبکى و قال:

لئن اخذت لقد بقیت ، و لئن ابتلیت لقد عافیت، ثم حمل الى النساء فلما رأینه صرخن فأقسم علیهن أن لا یصرخن،

فلما أخرجه للدفن قال: سبحان من یقتل أولادنا و لا نزداد له حبا، فلما دفنه قال: یا بنى وسع الله فی ضریحک و جمع بینک و بین نبیک.

و قال علیه السلام: انا قوم نسأل الله ما نحب فیمن نحب، فیعطینا، فإذا أحب ما نکره فیمن نحب، رضینا.


امام صادق علیه السلام پسری داشتند، روزی در حالی که در جلو حضرت راه می‌رفت ناگهان چیزی در گلویش گیر کرد و مُرد. حضرت گریست و گفت:

[الهی] اگر بگیری، هم تو هستی که می‌دهی، و اگر گرفتار سازی، هم تو هستی که عافیت بخشی. سپس پیکر او را نزد بانوان بردند. وقتی زن‌ها آن کودک را دیدند، شیون کردند. حضرت آنان را قسم داد که شیون و فریاد نکنند. چون او را برای دفن بیرون بردند فرمود:

منزّه است خدایی که فرزندان ما را می‌کشد، یکن جز بر محبت ما به او افزوده نمی‌شود و چون پیکرش را به خاک سپرد فرمود: فرزندم! خداوند آرامگاه تو را گشایش دهد و تو را با پیامبرت گرد هم آورد.

همچنین فرمود:

ما مردمی هستیم که برای کسانی که دوستشان داریم، آنچه دوست داریم از خدا درخواست می‌کنیم  و خدا آن را به ما می‌دهد. لیکن اگر خدا چیزی را دوست بدارد که ما آن را برای کسی که دوست داریم، نمی‌پسندیم [در اینجا مثلاً همین فوت ناگهانی کودکشان را که خدا خواسته و قبل از اراده خدا امام علیه السلام آن را برای فرزندشان نمی‌پسندیدند]، به خواست خداوند خشنود می‌شویم. [در اینجا مثلاً هنگام جاری شدن خواست و اراده خدا همانگونه که خود امام علیه السلام هم بیان فرمودند با مرگ فرزند خشنود بودند و بابت این امر حتی محبتشان به پروردگار بیش از پیش شد.]


الدعوات (قطب راوندی):‌ص 286

اگر کسی بسیار گرفتار اتفاقاتی می‌شود که برایش غم و غصه به دنبال دارد در این حدیث علوی عمیقاً بیاندیشد...

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ مَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ (سوره شوری - آیه 30)

هیچ مصیبتی به شما نمی‌رسد مگر به واسطه کردار خودتان و (خداوند) از (عقوبت) بسیاری (از گناهانتان) در می‌گذرد و عفو می‌نماید.


اگر کسی بسیار گرفتار اتفاقاتی می‌شود که برایش غم و غصه به دنبال دارد و راهی هم برای خلاصی از آن پیدا نمی‌کند (و نمی‌داند از کجا دارد می‌خورد) در این حدیث علوی عمیقاً بیاندیشد...

مولی الموحدین

امیرالمؤمنین

امام العارفین

یعسوب الدین

اسد الله الغالب

غالب کل غالب

علی بن ابی‌طالب علیهما اسلام:


من أسر ما یرضی  الله (عزوجل) أظهر الله له ما یسره، و من أسر ما یسخط الله (تعالى) أظهر الله ما یحزنه.


هر کس در پنهان آنچه را مایه رضایت و خوشنودی پروردگار است انجام دهد، خدای تعالی آن‌چه را که مایه سرور و شادی اوست برایش آشکار نماید؛ و هر کس در پنهان آنچه را مایه خشم و ناخشنودی خداست انجام دهد،خدای تعالی آن‌چه را که مایه غم و اندوهش باشد برایش آشکار نماید.


امالی (شیخ طوسی): ج1، ص 182


مشکل اخلاقی، مالی، بدهی و غم و غصه دارم چه کنم؟! + چگونه توفیق اقامه نماز شب را کسب کنیم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

اگر کسی
مشکل بدخلقی داشت
اگر مشکل مالی داشت و دستش تنگ بود
اگر گرفتار قرض و بدهی بود
اگر غم و غصه در دلش زیاد بود
چه کند برای حل و رفع همه این‌ها؟!

پاسخ حضرت امام جعفر صادق علیه السلام برای حل این مشکلات و گرفتاری‌ها:


صلاة اللیل تحسن الوجه و تحسن الخلق و تطیب الریح و تدر الرزق، وتقضی الدین، و تذهب بالهم، و تجلو البصر. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال , ج 1 , ص 42)

نماز شب (در دنیا) باعث زیبایی سیما، و نیکویی اخلاق و خوشبویی بدن و فراوانی رزق و مایه ادای قرض‌ها و موجب از بین رفتن غم و باعث تقویت نور چشم است.



خوب اما اگر توفیق نماز شب نداشتیم چه کنیم؟
اول باید ببنیم چرا توفیق نماز شب نداریم!
پاسخ:

مردی از حضرت امیرالمؤمین علی علیه السلام پرسید:
«یا أمیرَالْمُؤْمِنینَ، اِنّی قَدْ حُرِمْتُ الصَّلاةُ بِاللَّیْلِ؟ قالَ: فَقال أمیرُالمؤمنینَ (علیه السلام):
أنْتَ رَجُلٌ قَدْ قَیَّدَتْکَ ذُنُوبُک». (التوحید (شیخ صدوق): ج 1 ، ص 96)
من از نماز شب محروم شدم.
حضرت فرمود: تو کسی هستی که گناهان تو را به بند کشیده.

حضرت امام صادق (علیه اسلام) نیز می‌فرمایند:
«اِنَّ الرَجُلَ یَذْنِبُ الذَّنْبَ فَیَحْرُمُ صَلاة َاللَّیْلِ». (الکافی: ج2، ص272)
کسی مرتکب گناهی می‌شود و برای همین از نماز شب محروم می‌گردد.

و در سخن دیگری می‌فرمایند:
ان الرجل لیکذب الکذبة فیحرم بها صلاة اللیل، فاذا حرم صلاة اللیل حرم بها الرزق. لیس منا من لم یصل صلاة اللیل. (علل الشرایع (شیخ صدوق): ج2، ص 362)
بسا انسان در زندگی مبتلا به دروغ گفتن می‌شود و به همین خاطر از خواندن نماز شب محروم می‌ماند و از رزق و روزی حلال او کاسته می‌شود.



بنابر این مشخص شد که گناه مانع توفیق نماز شب است.
حال چه باید کرد؟
آیا زور انسان به این نفس اماره می‌رسد؟!
وقتی به حضرت استاد گفته شد که توفیق نماز شب نیست چه باید کرد؟!
فرمودند:
قبل از اذان مغرب [که هنگام استجابت دعاست] دعای 22 صحیفه سجادیه را بخوانید.

خوب این پاسخ شاید در بدایت امر مقداری عجیب به نظر برسد.
چرا؟
چون وقتی گناه مانع نماز شب است به نظر می‌رسد پاسخ باید این باشد که مراقبه باید بیشتر شود تا گناه کمتر شود و توفیق حاصل.
اما چرا این را نفرمودند؟
چون اگر عرضه‌اش بود جلوی نفس گرفته می‌شد. اما حال که ایمان ضعیف و نفسانیت قوی است باید از چیزی مدد گرفت
آن چیست؟
آن چیز اسلحه انبیاست یعنی دعا.
حال چرا از بین این همه دعا، دعای 22 صحیفه سجادیه؟
چه رابطه‌ای هست بین ضعف انسان در برابر طغیان نفسانیات و این دعا؟
فراز اول این دعا اگر خوانده شود به نظر می‌رسد که ارتباطش مشخص می‌شود:

 اَللَّهُمَّ اِنَّکَ کَلَّفْتَنى مِنْ نَفْسى ما اَنْتَ اَمْلَکُ بِهِ مِنّى،
خداوندا مرا به چیزی (تزکیه نفس و ترک معصیت و انجام واجب و بندگی کردن) مکلف ساخته‌ای که خودت از من به آن کار تواناترى،

وَ قُدْرَتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَىَّ اَغْلَبُ مِنْ قُدْرَتى،
و قدرت تو بر آن (یعنی تزکیه نفس من و کنترل نفسانیتم) و بر من بیش از قدرت من است،

فَاَعْطِنى مِنْ نَفْسى ما یُرْضیکَ عَنّى، وَ خُذْ لِنَفْسِکَ رِضاها مِنْ نَفْسى فى عافِیَةٍ.
پس نفس من را چنان گردان که موجب رضایت تو از من شود، و در حال عافیت آنچه را که موجب رضایت توست از من برگیر.


بنابر این برای قدرت یافتن بر ترک معصیت و بندگی ضمن صرف کردن نهایت تلاش و مراقبه و مجاهده با نفس! در بهترین اوقات (هنگام غروب آفتاب که دعا مستجاب است) عاجزان از خداوند درخواست می‌کنیم تا نفس ما را چنان کند که موجب رضایتش است و با صلوات‌هایی که بر محمد و آل محمد (صلوات الله علیه و آله) در ادامه این دعا می‌فرستیم برای به اجابت رسیدن این خواسته بسیار مهم از درگاه پروردگار متعال دست توسل به اهل بیت علیهم السلام می‌زنیم و شفاعت ایشان را خواهانیم.
که اگر این دعا مستجاب شود
إن شاء الله هم توفیق ترک معصیت و بندگی حاصل می‌شود
و هم به تبع آن توفیق نماز شب
و اگر توفیق نماز شب حاصل شد
بنابر آنچه صادق آل محمد صلوات الله علیه و آله فرموده به واسطه این نماز شب
بدخلقی ما به حسن خلق
تنگی رزقمان به وسعت رزق
قرض و دینمان به ادای دین و قرض
و غم و غصه ما به شادی و سرور بدل خواهد شد
إن شاء‌ الله تعالی...

مشکل اخلاقی، مالی، بدهی و غم و غصه دارم چه کنم؟! + چه کنم تا نماز شب خوان شوم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

اگر کسی
مشکل بدخلقی داشت
اگر مشکل مالی داشت و دستش تنگ بود
اگر گرفتار قرض و بدهی بود
اگر غم و غصه در دلش زیاد بود
چه کند برای حل و رفع همه این‌ها؟!

پاسخ حضرت امام جعفر صادق علیه السلام برای حل این مشکلات و گرفتاری‌ها:


صلاة اللیل تحسن الوجه و تحسن الخلق و تطیب الریح و تدر الرزق، وتقضی الدین، و تذهب بالهم، و تجلو البصر. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال , ج 1 , ص 42)

نماز شب (در دنیا) باعث زیبایی سیما، و نیکویی اخلاق و خوشبویی بدن و فراوانی رزق و مایه ادای قرض‌ها و موجب از بین رفتن غم و باعث تقویت نور چشم است.



خوب اما اگر توفیق نماز شب نداشتیم چه کنیم؟
اول باید ببنیم چرا توفیق نماز شب نداریم!
پاسخ:

مردی از حضرت امیرالمؤمین علی علیه السلام پرسید:
«یا أمیرَالْمُؤْمِنینَ، اِنّی قَدْ حُرِمْتُ الصَّلاةُ بِاللَّیْلِ؟ قالَ: فَقال أمیرُالمؤمنینَ (علیه السلام):
أنْتَ رَجُلٌ قَدْ قَیَّدَتْکَ ذُنُوبُک». (التوحید (شیخ صدوق): ج 1 ، ص 96)
من از نماز شب محروم شدم.
حضرت فرمود: تو کسی هستی که گناهان تو را به بند کشیده.

حضرت امام صادق (علیه اسلام) نیز می‌فرمایند:
«اِنَّ الرَجُلَ یَذْنِبُ الذَّنْبَ فَیَحْرُمُ صَلاة َاللَّیْلِ». (الکافی: ج2، ص272)
کسی مرتکب گناهی می‌شود و برای همین از نماز شب محروم می‌گردد.

و در سخن دیگری می‌فرمایند:
ان الرجل لیکذب الکذبة فیحرم بها صلاة اللیل، فاذا حرم صلاة اللیل حرم بها الرزق. لیس منا من لم یصل صلاة اللیل. (علل الشرایع (شیخ صدوق): ج2، ص 362)
بسا انسان در زندگی مبتلا به دروغ گفتن می‌شود و به همین خاطر از خواندن نماز شب محروم می‌ماند و از رزق و روزی حلال او کاسته می‌شود.



بنابر این مشخص شد که گناه مانع توفیق نماز شب است.
حال چه باید کرد؟
آیا زور انسان به این نفس اماره می‌رسد؟!
وقتی به حضرت استاد گفته شد که توفیق نماز شب نیست چه باید کرد؟!
فرمودند:
قبل از اذان مغرب [که هنگام استجابت دعاست] دعای 22 صحیفه سجادیه را بخوانید.

خوب این پاسخ شاید در بدایت امر مقداری عجیب به نظر برسد.
چرا؟
چون وقتی گناه مانع نماز شب است به نظر می‌رسد پاسخ باید این باشد که مراقبه باید بیشتر شود تا گناه کمتر شود و توفیق حاصل.
اما چرا این را نفرمودند؟
چون اگر عرضه‌اش بود جلوی نفس گرفته می‌شد. اما حال که ایمان ضعیف و نفسانیت قوی است باید از چیزی مدد گرفت
آن چیست؟
آن چیز اسلحه انبیاست یعنی دعا.
حال چرا از بین این همه دعا، دعای 22 صحیفه سجادیه؟
چه رابطه‌ای هست بین ضعف انسان در برابر طغیان نفسانیات و این دعا؟
فراز اول این دعا اگر خوانده شود به نظر می‌رسد که ارتباطش مشخص می‌شود:

 اَللَّهُمَّ اِنَّکَ کَلَّفْتَنى مِنْ نَفْسى ما اَنْتَ اَمْلَکُ بِهِ مِنّى،
خداوندا مرا به چیزی (تزکیه نفس و ترک معصیت و انجام واجب و بندگی کردن) مکلف ساخته‌ای که خودت از من به آن کار تواناترى،

وَ قُدْرَتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَىَّ اَغْلَبُ مِنْ قُدْرَتى،
و قدرت تو بر آن (یعنی تزکیه نفس من و کنترل نفسانیتم) و بر من بیش از قدرت من است،

فَاَعْطِنى مِنْ نَفْسى ما یُرْضیکَ عَنّى، وَ خُذْ لِنَفْسِکَ رِضاها مِنْ نَفْسى فى عافِیَةٍ.
پس نفس من را چنان گردان که موجب رضایت تو از من شود، و در حال عافیت آنچه را که موجب رضایت توست از من برگیر.


بنابر این برای قدرت یافتن بر ترک معصیت و بندگی ضمن صرف کردن نهایت تلاش و مراقبه و مجاهده با نفس! در بهترین اوقات (هنگام غروب آفتاب که دعا مستجاب است) عاجزان از خداوند درخواست می‌کنیم تا نفس ما را چنان کند که موجب رضایتش است و با صلوات‌هایی که بر محمد و آل محمد (صلوات الله علیه و آله) در ادامه این دعا می‌فرستیم برای به اجابت رسیدن این خواسته بسیار مهم از درگاه پروردگار متعال دست توسل به اهل بیت علیهم السلام می‌زنیم و شفاعت ایشان را خواهانیم.
که اگر این دعا مستجاب شود
إن شاء الله هم توفیق ترک معصیت و بندگی حاصل می‌شود
و هم به تبع آن توفیق نماز شب
و اگر توفیق نماز شب حاصل شد
بنابر آنچه صادق آل محمد صلوات الله علیه و آله فرموده به واسطه این نماز شب
بدخلقی ما به حسن خلق
تنگی رزقمان به وسعت رزق
قرض و دینمان به ادای دین و قرض
و غم و غصه ما به شادی و سرور بدل خواهد شد
إن شاء‌ الله تعالی...

نماز شب؛ بخوانیم تا بخوانیم (این مجمل را بخوانیم تا إن شاء الله توفیق شود خودش را بخوانیم.)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم


إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِیلًا (سوره مزمّل - آیه 6)
بی تردید عبادت و نماز در دل شب محکم‌تر و پایدارتر و گفتار در آن استوارتر و درست‌تر است.

وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّکَ عَسَىٰ أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَّحْمُودًا (سوره اسراء - آیه 79)
و پاسی از شب را (از خواب برخیز، و) قرآن (و نماز) بخوان!

وَ مِنَ اللَّیْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَیْلًا طَوِیلًا (سوره انسان - آیه 26)
و در شبانگاه برای او سجده کن، و مقداری طولانی از شب، او را تسبیح گوی.


* امام رضا علیه السلام می‌فرمایند مقصود از «سَبِّحْهُ لَیْلًا طَوِیلًا» در آیه فوق نماز شب است. (میزان الحکمه، حدیث 10749)



* رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله می‌فرماید، مادر سلیمان بن داود علیهما السلام به او گفت:
یا بنی، إیاک وکثره النوم باللیل، فإن کثرة النوم باللیل تدع الرجل فقیرا یوم القیامة. (امالی (شیخ صدوق): ص304)

ای پسرم. از خوابیدن زیاد در شب بپرهیز؛ زیرا زیاد خوابیدن در شب، انسان را در روز قیامت فقیر و تهیدست می‌نماید.



* حضرت امام جعفر صادق علیه السلام می‌فرماید خداوند در مناجات‌های موسی علیه السلام به او وحی‌ کرد:
یَا اِبْنَ عِمْرَانَ کَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یُحِبُّنِی فَإِذَا جَنَّهُ اَللَّیْلُ نَامَ عَنِّی أَ لَیْسَ کُلُّ مُحِبٍّ یُحِبُّ خَلْوَةَ حَبِیبِهِ هَا أَنَا یَا اِبْنَ عِمْرَانَ مُطَّلِعٌ عَلَى أَحِبَّائِی إِذَا جَنَّهُمُ اَللَّیْلُ حَوَّلْتُ أَبْصَارَهُمْ فِی قُلُوبِهِمْ وَ مَثَّلْتُ عُقُوبَتِی بَیْنَ أَعْیُنِهِمْ یُخَاطِبُونِّی عَنِ اَلْمُشَاهَدَةِ وَ یُکَلِّمُونِّی عَنِ اَلْحُضُورِ یَا اِبْنَ عِمْرَانَ هَبْ لِی مِنْ قَلْبِکَ اَلْخُشُوعَ وَ مِنْ بَدَنِکَ اَلْخُضُوعَ وَ مِنْ عَیْنَیْکَ اَلدُّمُوعَ فِی ظَلاَمِ اَللَّیْلِ فَادْعُنِی فَإِنَّکَ تَجِدُنِی قَرِیباً مُجِیباً. (امالی (َشیخ صدوق): ص 214)

اى پسر عمران! دروغ مى‌گوید آن که گمان مى کند مرا دوست دارد، در حالى که چون شب فرا مى‌رسد از من چشم مى‌پوشد و به خواب مى رود. مگر چنین نیست که هر عاشقى خلوت با معشوقش را دوست مى‌دارد؟
هان اى پسر عمران! این منم که بر حال دوستانم آگاهم، چون شب آنان را فراگیرد چشم دلشان را دگرگون مى‌سازم، و عقوبتم را در مقابل دیدگانش مجسم مى‌کنم آن گونه که از راه شهود و رویارویى با من به مخاطبه مى‌پردازند و در حضور با من به گفتگو مى‌نشینند.
اى پسر عمران! در دل شب‌هاى تار از دلت خشوع، و از بدنت خضوع، و از چشمانت اشک نثار من کن و مرا بخوان که مرا به خود نزدیک و اجابت‌کننده دعوتت خواهى یافت.



* عبداللَّه بن یعفور از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام عرضه داشت:
أَخْبِرْنِی جُعِلْتُ فِدَاکَ أَیُّ سَاعَةٍ یَکُونُ اَلْعَبْدُ أَقْرَبَ إِلَى اَللَّهِ وَ اَللَّهُ مِنْهُ قَرِیبٌ قَالَ إِذَا قَامَ فِی آخِرِ اَللَّیْلِ وَ اَلْعُیُونُ هَادِئَةٌ فَیَمْشِی إِلَى وَضُوئِهِ حَتَّى یَتَوَضَّأَ بِأَسْبَغِ وُضُوءٍ ثُمَّ یَجِیءُ حَتَّى یَقُومَ فِی مَسْجِدِهِ فَیُوَجِّهُ وَجْهَهُ إِلَى اَللَّهِ وَ یَصُفُّ قَدَمَیْهِ وَ یَرْفَعُ صَوْتَهُ وَ یُکَبِّرُ وَ اِفْتَتَحَ اَلصَّلاَةَ فَقَرَأَ أَجْزَاءً وَ صَلَّى رَکْعَتَیْنِ وَ قَامَ لِیُعِیدَ صَلاَتَهُ نَادَاهُ مُنَادٍ مِنْ عَنَانِ اَلسَّمَاءِ عَنْ یَمِینِ اَلْعَرْشِ أَیُّهَا اَلْعَبْدُ اَلْمُنَادِی رَبَّهُ إِنَّ اَلْبِرَّ لَیُنْشَرُ عَلَى رَأْسِکَ مِنْ عَنَانِ اَلسَّمَاءِ وَ اَلْمَلاَئِکَةَ مُحِیطَةٌ بِکَ مِنْ لَدُنْ قَدَمَیْکَ إِلَى عَنَانِ اَلسَّمَاءِ وَ اَللَّهُ یُنَادِی عَبْدِی لَوْ تَعْلَمُ مَنْ تُنَاجِی إِذاً مَا اِنْفَتَلْتَ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ مَا اَلاِنْفِتَالُ قَالَ تَقُولُ بِوَجْهِکَ وَ جَسَدِکَ هَکَذَا ثُمَّ وَلَّى وَجْهَهُ فَذَلِکَ اَلاِنْفِتَالُ وَ قَالَ أَبْغَضُ اَلْخَلْقِ إِلَى اَللَّهِ جِیفَةٌ بِاللَّیْلِ بَطَّالٌ بِالنَّهَارِ. (بحار الأنوار(علامه مجلسی): ج  87 ،  ص 158)

فدایت شوم، به من بگویید آن ساعتى که نزدیکترین لحظه‌هاى انسان به خداست و خدا به او نزدیک است کدام ساعت است؟
فرمود: چون آخر شب برخیزد در حالى که دیگر چشم‌ها در خوابند، وضویى شاداب گرفته و در عبادتگاه خود بایستد و با حضور قلب و توجّه دل به خدا، تکبیر نماز گفته و با تلاوت قسمت‌هایى از قرآن دو رکعت نماز بجاى آورده و آنگاه برخیزد براى ادامه نماز،
در این موقع از جانب عرش این ندا برخیزد:
اى بنده‌اى که در حال خواندن خدائى، احسان و خیر از جانب عالم ملکوت بر سرت در حال پخش و ریزش است، و فرشتگان در کنار قدم‌هایت تا اوج آسمان اطرافت را گرفته و خداى مهربان ندا مى کند:
اى بنده من! اگر بدانى با که در حال گفتگو و راز و نیازى انفتال از خود نشان نمى‌دهى.
گفتم: اى پسر پیامبر! فدایت گردم مقصود از انفتال چیست؟
امام علیه السلام در حالى که صورت خود را به سمت پشت سر مى‌چرخانید فرمود: انفتال این است که صورت و بدنت را برگردانى.



* مفضّل بن عمر از حضرت صادق علیه السلام و آن حضرت از پدرانش روایت مى فرماید که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
ان الله عزّ وجلّ أوحى إلى الدنیا: ان أتعبی من خدمک، واخدمی من رفضک، و ان العبد إذا تخلى بسیده فی جوف اللیل و ناجاه، أثبت الله النور فی قلبه، فإذا قال: یا ربّ یا ربّ، ناداه الجلیل جلّ جلاله: لبیک عبدی، سلنی أعطک، و توکلّ علیّ أکفک، ثم یقول جلّ جلاله لملائکته: ملائکتی انظروا إلى عبدی، فقد تخلى بی فی جوف اللیل المظلم، و البطالون لاهون و الغافلون نیام، اشهدوا أنی غفرت.(مستدرک الوسائل(محدّث نوری):  ج 6 ، ص 339)

خداوند به دنیا وحى کرد: هر کس که در خدمت تو باشد، تو او را به رنج و تعب بینداز، و هر کس که تو را رها کند تو در خدمت او باش.
و هرگاه عبد در دل شبِ تار با مولاى خویش خلوت نموده با او به راز و نیاز بپردازد، خداوند نور را در دل وى جایگزین سازد، و چون بگوید: اى ربّ من و اى ربّ من، خداوند جلیل ندایش داده و گوید: لبَّیک اى بنده من، بخواه از من تا عطایت کنم، به من توکل نماى تا کفایتت نمایم. سپس حضرت حق به ملائکه فرماید:
اى فرشتگان من، بنده‌ام را بنگرید در دل شب با من خلوت کرده در حالى که بطالت پیشگان به لهو و لعب مشغولند، و غفلت‌زدگان در بستر خواب آرمیده‌اند، اینک گواه باشید که من به طور حتم او را آمرزیدم.



* امام حسن عسگرى علیه السلام:
انَّ الْوُصُولَ الَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لا یُدْرَکُ الّا بِامْتِطاءِ اللَّیْلِ. (بحار الأنوار: ج75، ص 380)

به راستی که وصول به خداوند سفر و سیرى است که جز با مرکبِ شب (زنده‌داری و عبادت شبانه)، پیمودن راهش ممکن نیست.



* حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:
شرف المومن صلوته باللیل و عزه کف الاذی عن الناس. (بحارالانوار، ج 87، ص 141)

شرف مؤمن، نماز شب اوست و عزتش خوداری از آزار مردم.



* رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله:
رحم الله رجلا قام من اللیل فصلی و أیقظ امرأته فصلت فان أبت نضح فی وجهها الماء. رحم الله. امرأة قامت من اللیل فصلت و أیقظت زوجها فان ابی نضحت فی وجهه الما. (میزان الحکمه، ج 5،ص 418)

خدا رحمت کند مردی را که شب از خواب برخیزد و نماز شب بخواند و همسرش را نیز بر این عمل تشویق نماید و  اگر بیدار نشد (با اجازه قبلی او) به صورت وی آب بپاشد و او را بیدار کند و خدا رحمت کند زنی را که در شب برخیزد و نماز شب بخواند و شوهرش را نیز بدین عمل وادار کند و اگر از جای برنخواست (بااذن قبلی او) آب به صورتش بپاشد تا او را بیدار کند.



* رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله:
ما من عبد یحدث نفسه بقیام ساعة من اللیل فینام عنها الا کان نومه صدقة تصدق الله بها علیه و کتب له أجر ما نوی. (میزان الحکمه، ج 5،ص 423)

کسی که به نیت بیدار شدن برای نماز شب بخوابد خواب او نوعی صدقه بشمار می‌آید و خداوند متعال برای او پاداش نماز شب را مقرر می‌دارد.


* حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:
ما من عمل حسن یعمله العبد الا و له ثواب فی القران الا صلاة اللیل، فان الله لم یبین ثوابها لعظم خطرها عنده فقال: تتجافی جنوبهم عن المضاجع...«فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قره أعین جزاء بما کانوا یعملون.(سوره سجده - آیه 17)» (بحارالانوار، ج 8،ص 126)

پاداش همه اعمال نیک در قرآن آمده است. جز نماز شب و ثواب نماز شب را خدا به جهت عظمت آن بیان نکرده، و تنها در مدح اهل نماز شب فرمود: آنان در نیمه های شب از خوابگاه خود بر می خیزند... پس هیچ کس نمی داند چه نوع پاداش ارزشمندی برای او بجهت این کردارهای نیکی که انجام داده، در نظر گرفته شده است.



* حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:
لا تدع قیام اللیل، فان المغبون من حرم قیام اللیل. ان الرجل لیکذب الکذبة فیحرم بها صلاة اللیل، فاذا حرم صلاة اللیل حرم بها الرزق. لیس منا من لم یصل صلاة اللیل. (علل الشرایع (شیخ صدوق): ج2، ص 362)
از نماز شب دست برمدار زیرا کسی که از نماز شب باز ماند زیانکار است، و بسا انسان در زندگی مبتلا به دروغ گفتن می‌شود و از خواندن نماز شب محروم می‌ماند و از رزق و روزی حلال او کاسته می‌شود.
از ما نیست آنکه اهل نماز شب نباشد.



* حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:
صلاة اللیل تحسن الوجه و تحسن الخلق و تطیب الریح و تدر الرزق، وتقضی الدین، و تذهب بالهم، و تجلو البصر. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال , ج 1 , ص 42)

نماز شب (در دنیا) باعث زیبایی سیما، و نیکویی اخلاق و خوشبویی بدن و فراوانی رزق و مایه ادای قرض‌ها و موجب از بین رفتن غم و باعث تقویت نور چشم است.



*‌ رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله:
یا علی خمسة تنور القلب: کثرة قرائة قل هو الله أحد، و قلة الکلام، و مجالسة العلما، و الصلاه فی اللیل: و المشی الی المساجد. (المواعظ العددیه: ص ‍ 258)

یا علی پنج چیز دل را نورانی می کند: 1- کثرت تلاوت سوره قل هو الله احد، 2- کم گویی، 3- مجالست با علما، 4- نماز شب، 5- گام نهادن در راه مسجد.



* رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله:
اذا کان آخر اللیل یقول الله سبحانه: هل من داع فاجیبه؟ هل من سائل فاعطیه سؤله؟ هل من مستغفر فاغفر له؟ من تائب فاتوب علیه. (ارشاد القلوب، ج 2، ص 18)
هنگامی که آخر شب فرا می‌رسد خداوند منزه فرماید: آیا دعا کنند‌ه‌ای هست تا اجابتش کنم؟ آیا درخواست کننده‌ای هست تا حاجاتش را عطا کنم؟ آیا استغفار کننده‌ای هست تا او را بیامرزم؟ آیا توبه کننده هست تا توبه‌اش را بپذیرم؟



* قضای نماز شب را، نیز فضیلت بسیار است، چنانکه از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که شخصی به آن حضرت عرض کرد:
فدایت شوم چه بسا اتفاق می‌افتد که یک، دو، یا سه ماه نماز شب از من فوت می‌شود و من آن را به روز قضا می‌کنم. آیا این کار جایز است؟
فرمودند به خدای قسم این کار مایه روشنیِ چشم تو است. و این جمله را سه بار تکرار کرد.
(گلچین صدوق (گزیده من لا یحضره الفقیه) ج‏ 1  ، ص173)

* رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند: خدای تعالی به بنده‌ای که قضای نماز شب را بجای می‌آورد مباهات می‌کند و می‌فرماید:
ای فرشتگان، این بنده چیزی را که به او واجب نکرده‌ام قضا می‌کند. گواه باشید که من او را آمرزیدم.



* علامه طباطبایی می فرمود: «چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرّف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی، گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می‌شدم؛ تا یک روز در مدرسه‌ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا عبور می‌کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می‌خواهی، نماز شب بخوان؛ آخرت می‌خواهی، نماز شب بخوان! [برگرفته از سایت حوزه نت مجله:پرسمان-تیر و مرداد ماه 1392 شماره 127-126 ]



* حضرت امام جعفر صادق علیه السلام به نقل از رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و اله فرمودند:
افضل الناس من عشق العباده فعانقها و احبها بقلبه و باشرها بجسده و تفرغ لها فهو لا یبالی علی ما اصبح من الدنیا علی عشر ام علی یسر. (وسائل الشیعه 61:1 ح 2)

با فضیلت‌ترین مردم کسی است که به عبادت عشق می‌ورزد و با آن هم‌آغوش می‌گردد و از اعماق دل آن را دوست می‌دارد و با تمامی وجود برای آن به پا می‌خیزد و خود را برای آن مهیا و آماده می‌سازد. پس، چنین کسی باکی از آن ندارد که شب خویش را در آسایش و نعمت به صبح رساند یا در سختی یا نعمت.



* شیخ جعفر کبیر معروف به کاشف الغطاء در یکى از شب ها براى تهجّد برخاست، فرزند جوانش را از خواب بیدار کرد و به او فرمود: بیا به حرم مطهّر حضرت امیر علیه السلام رفته در آن جا نماز شب بخوانیم.فرزند جوان که برخاستن از بستر گرم در آن وقت شب برایش سخت بود در مقام عذرخواهى برآمده عرض کرد: پدرجان من اکنون آماده این برنامه نیستم شما منتظر من نباشید.
فرمود: نه، من این جا ایستاده و منتظرم تا شما مهیّا شوید، فرزند جوان به ناچار از جاى برخاست و وضو گرفت و دنبال پدر به راه افتاد. کنار درب صحن رسیدند، در آن جا فقیرى را دیدند نشسته و دست سؤال براى گرفتن پول به سوى مردم دراز کرده است!
شیخ جعفر رو به فرزندش نمود و فرمود: این شخص در این وقت شب براى چه این جا نشسته است؟
عرض کرد: براى گدایى.
فرمود: چه مقدار ممکن است از رهگذران عاید او شود؟
عرضه داشت: احتمالًا یک تومان (به پول آن زمان).
فرمود: فرزندم درست فکر کن، ببین این آدم براى مبلغى ناچیز در این وقت شب دست از راحت و استراحت و خواب ناز برداشته و دست ذلّت به سوى مردم دراز کرده، آیا تو به اندازه این شخص اعتماد به وعده هاى حق درباره شب بیداران و متهجّدان ندارى که فرموده:فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما اخْفِىَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ اعْیُنٍ جَزَآءَ بِمَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ.» «سوره سجده - آیه 17» پس هیچ کس نمى داند چه چیزهایى که مایه شادمانى و خوشحالى آنان است به پاداش اعمالى که همواره انجام مى داده اند، براى آنان پنهان داشته اند.
گفته‌اند: فرزند جوان از شنیدن این سخن چنان متنبّه شد که تا آخر عمر از سعادت شب بیدارى و تهجّد برخوردار بود. (شب مردان خدا: ص 44)



* در توقیعی از ناحیه امام حسن عسکری علیه السلام برای ابن بابویه صادر شده که در آن آمده است:پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام سفارش کرد و فرمود:
«یاعلی! علیک بصلوة اللیل، علیک بصلوة اللیل، علیک بصلوة اللیل، و من استخف بصلوة اللیل فلیس منا. (مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل , ج 3 , ص 64)

ای علی! بر تو باد نماز شب، بر تو باد نماز شب، بر تو باد نماز شب، و کسی که نماز شب را سبک بشمارد از ما نیست



بانو فاطمه طباطبایی در خاطرات خود اینطور می‌گوید که یک بار که با آقا (مرحوم امام خمینی رحمت الله علیه) نشسته بودیم و صحبت می‌کردیم به ایشان گفتم: سبک شمردن نماز در منظور امام صادق علیه السلام شاید به این معناست که شخص نمازش را یک بار بخواند و یک بار نخواند، آقا گفت: خیر اینکه خلاف شرع است اگر نماز نخواند. منظور امام صادق علیه السلام این است که به طور مثال اگر هنگام نماز ظهر است، فرد به کار دیگری مشغول است و آن کار را به نماز ارجحیت داده است و به همین دلیل نماز را سبک شمرده است. [برگرفته از خاطره نقل شده در کتاب برداشت‌هایی از سیره امام خمینی(رحمت الله علیه)، جلد 3.]





* در این مختصر، هیچ اشاره خاصی به انبوه آثار و برکات نماز شب در پس از خدمت رسیدن حضرت عزرائیل علیه السلام و کوچیدن از این عالم نشده است و اشارات به برکات و آثار نماز شب در دنیا نیز بسیار محدود و مختصر ذکر شد
باری
تو خود از این مجمل بخوان حدیث مفصل را...

منکر واجبات کافر است

انجام دادن یا ندادن واجبات یک چیز است

قبول داشتن یا نداشتن آن چیز دیگر

مثلاً شاید کسی بگوید من قبول دارم باید نماز خواند و نماز خواندن واجب است اما برایم  سخت است و گاهی تنبلیم می‌آید (به اصطلاح کاهل نماز است.)

چنین کسی بسیار تفاوت دارد با کسی که بگوید من اصلاً نماز را قبول ندارم.

یا مثلاً کسی بگوید که من می‌دانم داشتن حجاب واجب است اما زوم به نفسم نمی‌رسد که آن را درست اجرا کنم. چنین کسی بسیار تفاوت دارد با کسی که بگوید من اصلاً حجاب را قبول ندارم.

فرقش چیست؟

اولی می‌شود مسلمان اهل معصیت و گناه

دومی می‌شود کافر که عذابش اصلاً‌ قابل قیاس با مسلمان معصیت‌کار نیست!

از کجا می‌گویم؟!

حضرت امام محمد باقر علیه السلام:


مَنْ جَحَدَ الْفَرَائِضَ کَانَ کَافِراً.


هر کس منکر واجبات شود کافر است.


اصول کافى (ثقة الاسلام کلینی):  ج3 ، ص  55 ، حدیث 2




ویژه محتکرانی که گمان می‌کنند مسلمانند

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ (1)
وای بر کم‌فروشان و محتکران.


تا کنون گمان من این بود که کم‌فروشان کسانی هستندکه گناه کبیره مرتکب شده‌اند. یا چون خوانده بودم که در روایتی آمده کسی که در بازار مسلمین دغلی کند روز قیامت با یهود محشور می‌شود چنین کسی مسلمان نیست.
اما امروز در کتاب شریف کافی حدیثَی از امام محمد باقر  علیه السلام خواندم که فهمیدم عمق فاجعه درباره کم‌فروشان و محتکران بسیار عمیق‌تر از این حرف‌هاست.
حضرت در خلال حدیثی می‌فرمایند:
وَ أَنـْزَلَ فـِى الْکَیْلِ «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ» (2) وَ لَمْ یَجْعَلِ الْوَیْلَ لِأَحَدٍ حَتَّى یُسَمِّیَهُ کَافِراً قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ یَوْمٍ عَظِیمٍ» (3). (4)
و (خداوند)  درباره پیمانه (این آیه را) نازل فرموده است : «ویل بر کم‌فروشان»  و خـدا ویـل را بـراى کـسـى قـرار نـداده ، جـز آنـکـه کـافـرش نـامـیـده . خـداى عزوجل فرماید: «ویل بر کافران از حضور یافتن در روزى بزرگ.»

بر این اساس خداوند نمی‌فرماید کم‌فروش و محتکر مسلمان نیست یا یهودی است (چون یهودی حداقل جزو کسانی محسوب می‌شود که به خدا عقیده دارد.) بلکه به تعبیر امام باقر علیه السلام می‌فرماید ، محتکر و کم‌فروش کافر است.

و کافر مخلد در دوزخ است تا ابد...!





(1) سوره مطففین - آیه 1
(2) همان
(3) سوره مریم - آیه 37
اصول کافى (ثقة الاسلام کلیی):  ج3 ، ص46 ، حدیث 1