او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند!

او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند!

خدایا ما را از منتظران حقیقی اش قرار ده
او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند!

او خواهد آمد، اگر من و امثال من بگذارند!

خدایا ما را از منتظران حقیقی اش قرار ده

عذاب دردناک در دنیا و آخرت برای چه کسی است؟

خیلی اوقات می‌گوییم:

خودم با همین چشمام دیدم

خودم با همین گوشام شنیدم

و بعد می‌گوییم:


حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:


مَن قالَ فی مُؤمِنٍ ما رَأتهُ عَیناهُ و سَمِعَتهُ اُذُناهُ [ما یشینه و یهدم مروّته] ، فهُو مِن الذینَ قالَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ : «إنّ الّذینَ یُحِبُّونَ أنْ تَشِیعَ الفاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ ألِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ وَ اللّه ُ یَعْلَمُ وَ أنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (سوره نور - آیه 19»


کسی که درباره انسان مؤمن آن‌چه را دیده یا شنیده بازگو کند [که موجب آبروریزی و آسیب به وجهه آن مؤمن است]  جزو کسانی است که خدای متعال درباره آنان فرموده است:

«به راستی که کسانی که دوست دارند تا زشتی‌ها در میان مؤمنین شیوع پیدا کند؛ قطعاً برای ایشان است عذاب دردناک در دنیا و [در] آخرت».


الکافی: ج2، ص 357

نزدیک‌ترین حالت به کفر (حدیث امامت را زندگی کن)

نزدیک‌ترین حالت به کفر چیست؟!


حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:


أَبْعَدُ مَا یَکُونُ الْعَبْدُ مِنَ اللَّهِ أَنْ یَکُونَ الرَّجُلُ یُؤَاخِی الرَّجُلَ وَ هُوَ یَحْفَظُ زَلَّاتِهِ فَیُعَیِّرُهُ بِهَا یَوْماً مَا.


نزدیک‌ترین حالت بنده به کفر زمانی است که شخصی با دیگری برادری کند در حالی که لغزش‌های او را به ذهن می‌سپارد تا روزى به واسطه آن او را سرزنش نماید.


(وسائل الشیعة: ج12، ص 274

دو بیتی‌های جاودانه ... (1)

قصه ما و خدایانمان

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلًا فِیهِ شُرَکَاءُ مُتَشَاکِسُونَ وَ رَجُلًا سَلَمًا لِرَجُلٍ هَلْ یَسْتَوِیَانِ مَثَلًا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ[1]
خدا مثَلى مى‌زند: مردى را که چند تن در او شریکند و بر سر او اختلاف دارند. و مردى که تنها از آنِ یکى باشد. آیا این دو با هم برابرند؟ حمد سپاس تنها از آن خدا اما، بیشترشان نمى‌دانند.


حضرت سیدالشهدا امام حسین علیه السلام:

ایّهَا النّاسُ! إِنّ اللّهَ جَلّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلاّ لِیَعْرِفُوهُ، فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَا سِوَاهُ[2].

اى مردم! خداوند بندگان را آفرید تا او را بشناسند،
آن‌‏گاه که او را شناختند، پرستش کنند
و آن ‏گاه که او را پرستیدند،
از پرستش غیر او بى‏ نیاز شوند.


⭕️ میدانید سوپر گلدن پوینت و نکته طلایی این حدیث شریف چیست؟
* نکته طلایی در قسمت آخر سخن امام علیه السلام است که حضرت می‌فرماید:
آنگاه که مردم خدا پرست شدند آنگاه از پرستش غیر خدا بی‌نیاز می‌شوند‼️
سخن بالا یعنی:
⭕️انسان ناگزیر از پرستش است⭕️ و در نپرستیدن مختار نیست،
و چه بخواهد و چه نخواهد
و چه بداند و چه نداند
در حال پرستش است؛ تنها مصداق معبود (یا معبودانش) را با اختیار خود انتحاب می‌کنند‼️

اگر به عبادت خدا که #حقیقت_عبادت هم البته بر طبق آیات و روایات در #اطاعت کردن است نپردازد. ناگزیر به پرستش و اطاعت غیر خدا روی می‌آورد. (یعنی همان آیه آیت‌الکرسی که می‌فرماید اگر بندگی خدا را نکند در حقیقت دارد بندگی غیرخدا را می‌کند که این غیر خدا در ادبیات قرآن می‌شود طاغوت[3].)
حال می‌خواهد آن معبود
بُتی[4] باشد،
یا هوای نفسش[5]،
یا پول و ثروت
یا شخصی
یا شیطان و یا موجودی دیگر[6] که متوهّم است با پرستش و اطاعت و تبعیت‌کردن و بزرگداشت و خدمت‌کردنش به سعادت و مطلوب خود نائل می‌شود.

آیه ذیل هم که جزو ۵ آیه‌ قرآن است که بیشترین تأثیر را روی من داشته کاملا با این سخن حضرت سیدالشهدا مرتبط است:

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلًا فِیهِ شُرَکَاءُ مُتَشَاکِسُونَ وَ رَجُلًا سَلَمًا لِرَجُلٍ هَلْ یَسْتَوِیَانِ مَثَلًا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ[7]
خدا مثَلى مى‌زند:
مردى را که چند تن در او شریکند و بر سر او اختلاف دارند.
و مردى که تنها از آنِ یکى باشد.
آیا این دو با هم برابرند؟
حمد سپاس تنها از آن خدا اما، بیشترشان نمى‌دانند.


چقدر این آیه فوق‌العاده هست، خیلی به زبان ساده می‌گه
ای نادان
به جای اینکه فقط بنده خدا باشی، اونم خدایی که همه چیز دستشه، چرا میری بنده دیگران می‌شی؟!
اگه بنده خدای واحد و احد نشی
بدبخت مجبور هِی بری بنده چندین خدای دیگه بشی
که هر کدومم یه چیزی ازت می‌خواد که با خواسته اون یکی خدیانت در تضاد هست، تازه چیزیم در حقیقت دستشون نیست‌!
در پایانم میگه اکثر ما آدما از فهم و درک و توجه به این قاعده واضح و حقیقت مهم عاجز و غافل و نادانیم این میشه که حتی اکثر مؤمنین به قول خود خدا میشن مشرک:
و َمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِکُونَ[8]
و بیشترشان به خدا ایمان نمی‌آورند الا اینکه همچنان مشرکند (مشرک به شرک خفی‌ و شرک در اطاعت به واسطه اینکه گمان می‌کنند دیگرانی جز خدا در کسب سود و یا دفع زیانشان موثرند.)

روایات معصومین علیهم السلام در ذیل این آیه بسیار بسیار قابل تامل است:

1) امام صادق علیه السلام در توضیح آیه «و َمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ اِلاَّ وَهُم مُّشْرِکُونَ» فرمود:
منظور آن است که به گونه‌ای از شیطان اطاعت می‌کنند که خود نیز متوجه نمی‌شوند و (در نتیجه این اطاعت از غیر خدا) شرک می‌ورزند[9].

2) امام صادق علیه السلام در توضیح آیه «وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ اِلاَّ وَهُم مُّشْرِکُونَ» فرمود:
#مقصود، #شرک_در_اطاعت است،
نه شرک در عبادت[10].

۳) امام صادق علیه السلام راجع به آیه «وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ اِلاَّ وَهُم مُّشْرِکُونَ» فرمود:
مقصود آن است که فردی بگوید:
اگر فلانی نبود، به چنین و چنان دچار می‌شدم و یا اگر فلانی نبود، اهل و عیالم از دست من می رفتند. مگر نمی‌بینی که وی برای خداوند، شریک و انباز قرار داده که به او روزی می‌دهد و بلا و مصیبت را از او دور می‌کند.
راوی گوید: به امام عرض کردم: برخی چنین می‌گویند: اگر لطف و مرحمت الهی بر من نبود و فلانی را به کمکم نمی‌فرستاد، هلاک می شدم؛ این چنین تعبیری چه حکمی دارد؟ امام فرمود: مشکلی در آن نیست[11].

4) در روایات دیگری در این خصوص هم رجوع به کاهن و پیشگو یا خرافاتی نظیر اعتقاد به اینکه فلان‌چیز برایم‌ شانس می‌آورد از مصادیق شرک ذکر شده در آیه بیان شده‌است[12].



[1] سوره زمر – آیه 29
[2] بحار الانوار: ج ۵ ص ۳۱۲
[3] اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ (سوره بقره – آیه 257) خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‏ اند، آنها را از ظلمتها، به سوی نور بیرون می‏برد. (اما) کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوت‌ها هستند، که آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون می‏برند، آنها اهل آتش اند و همیشه در آن خواهند ماند.
[4] أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِینَ (سوره صافات – آیه 125) آیا بعل را مى‌‏پرستید و بهترین آفرینندگان را وامى‏ گذارید.
[5] أَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ (سوره فرقان – آیه 43) آیا آن کس که هواى [نفس] خود را معبود خویش گرفته است دیدى.
[6] قَالُوا سُبْحَانَکَ أَنْتَ وَلِیُّنَا مِنْ دُونِهِمْ بَلْ کَانُوا یَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَکْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ (سوره سبأ – آیه 41) مى‏‌گویند منزهى تو سرپرست ما تویى نه آنها بلکه جنیان را مى‌‌پرستیدند بیشترشان به (تأثیر داشتن) آنها ایمان داشتند – أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ (سوره یاسین – 60) اى فرزندان آدم مگر با شما عهد نکرده بودم که شیطان را نپرستید زیرا وى دشمن آشکار شماست.
[7] سوره زمر – آیه 29
[8] سوره یوسف – آیه 106
[9] کافی: ج 2، ص 292
[10] همان
[11] تفسیر عیاشی: ج 2، ص 211
[12] همان

توصیه‌ای فوق العاده ارزشمند از سوی استادِ استاد

استادِ استاد سخنی بسیار ارزشمند به این مضمون فرمودند:

«در مجالس عمومی و خصوصی گفته‌ام

و شما این حرف را از من بخرید!

کسانی که واقعاً به دنبال سلوک الی الله هستند!

باید که

به دنبال خدا نباشند!!!!


بلکه


باید به دنبال رضای خدا باشند!!!


چرا؟!

چون اگر بروند دنبال خدا، نفس و ابلیس در خیالات شخص یک خدایی درست می‌کنند و شخص از طریق پرستش همان خدایی زاده خیال که ... می‌رود در هپروت...


اما اگر کسی دنبال رضای خدا برود!

رضا خدا ضابطه‌مند است و نفس و ابلیس دیگر اینجا نمی‌توانند به راحتی گمراه کنند، تکلیف و آنچه مورد رضای خداست در بسیاری موارد مشخص است.»


و انسان اگر به یقینیاتش در باب رضای خدا عمل کند، کم‌کم فرقان نیز به او عنایت می‌شود و در شبهات هم متوجه رضای خدا می‌شود.


چرا که خداوند می‌فرماید:

 إِن تَتَّقُوا اللَّهَ یَجعَل لَکُم فُرقانً (سوره انفال - آیه 29)

هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند فرقان (قدرت تشخیص حق از باطل) را برایش قرار می‌دهد.


و در سخن دیگری می‌فرماید:

وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ وَیُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ ۗ (سوره بقره - آیه 282)

و تقوای الهی پیشه کنید و (در این صورت)  خود خداوند به شما تعلیم می‌دهد.


و رسول خدا صلوات الله علیه و آله می‌فرماید:

مَن عَمِلَ بِما یَعلَمُ وَرَّثَهُ اللَّهُ عِلمَ ما لَم یَعلَم.

هر که به آنچه مى داند عمل کند، خداوند  آنچه را نمى داند، به او می‌آموزد.

اعلام الدین: ص301


و امام باقر علیه السلام نیز در این خصوص می‌فرمایند:

اِنَّ اللّه  عَز َّو َجَلَّ یَقى بِالتَّقوى عَنِ العَبدِ ما عَزُبَ عَنهُ عَقلُهُ وَ یُجَلّى بِالتَّقوى عَنهُ عَماهُ وَ جَهلَهُ.   

خداوند به وسیله تقوا بنده را حفظ مى کند از آنچه که عقلش به آن نمى رسد و کور دلى و نادانى او را بر طرف مى سازد.

کافی: ج 8 ، ص 52



دنبال خدا بودن نفس را چاق می‌کند

می‌گوید من به دنبال رسیدن به خدا هستم


دنبال رضای خدا بودن بنده پرور است

شخص می‌رود به دنبال اینکه مولایش و آقایش و محبوبش را راضی کند و طوق بندگی که از بالاترینِ مقامات است بر گردنش نهاده می‌شود.


اگر کسی توفیق یابد و در مسیر کسب رضای خدا گام بردارد، به شناخت خداوند نیز نائل می‌شود که یگانه راه شناخت خدا بندگی خدا از طریق کسب رضایت خداست و کسب رضایت خدا هم در گرو کسب رضای رسول خدا صلوات الله علیه و آله و ائمه طاهرین علیهم السلام است.

⭕️ چه کنیم تا بتوانیم‌ نفس خود را اصلاح کنیم⁉️

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ﴿١﴾
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلاهَا ﴿٢﴾
وَالنَّهَارِ إِذَا جَلاهَا ﴿٣﴾
وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا ﴿٤﴾
وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا ﴿٥﴾
وَالأرْضِ وَمَا طَحَاهَا ﴿٦﴾
وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿٧﴾ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿٨﴾ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا ﴿٩﴾ وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا ﴿١٠﴾



⭕️ چه کنیم تا بتوانیم‌ نفس خود را اصلاح کنیم⁉️


خداوند متعال در قرآن حضرت یوسف علیه ولسلام را به عنوان یکی از بندگان مخلَص و صدّیق معرفی می‌کند و همانطور که می‌دانید بنابر آیات قرآن کریم شیطان بر عباد مخلَص خداوند راهی ندارد و مخلَصی در حقیقت برترین مخلِصینی هستند که مورد عنایت ویژه پروردگار قرار گرفته‌اند.
حال چنین شخصیتی در ماجرایش با زلیخا می‌فرماید من نفس خود را بری نمی‌دانم (الّا ما رَحِمَ رَبّی)
یعنی چه؟
یعنی حتی اگر بنده صدّیق و مخلَص خداوند هم باشیم تا مورد رحمت خدا واقع نشویم و رحمت پروردگار شامل حال ما نشود نمی‌توانیم بر نفس خود فائق شویم.
بنابر این یکی از بهترین راه‌های مقابله با نفس (در کنار مجاهده‌ی با او و استعاذه به پروردگار) این است که کاری کنیم تا مورد رحمت خداوند واقع شویم.
حال چه چیز باعث می‌شود تا ما بیش از هر چیز دیگر‌مورد رحمت خدا واقع شویم؟
یا به عبارت بهتر در کجا و چه شرایطی بیش از همه نزول رحمت خداوند وجود دارد؟
آری دستگاه اباعبدالله‌الحسین علیه السلام.
چنانچه در زیارت حضرت به ایشان خطاب می‌کنیم:
اسلام علیک یا رحمت الله الواسعة
سلام بر تو ای رحمت واسعه خدا
و روایات متعدد و معتبری در این زمینه از معصومین علیهم السلام وارد شده است که هرگونه ارتباط گرفتن با دستگاه حضرت سیدالشهدا منجر می‌شود تا شخص شدیدا مورد رحمت خاص الهی قرار گیرد و این است سِرِّ تاثیر شگقت انگیز حضور در عزای حسینی و اصلاح نفوس.
هر‌گونه خدمت و حضور در مراسم عزای حسینی و زیارت حضرت و... برای شخص به نسبت اخلاص و معرفتش برکات بی‌نظیری از نزول رحمت خداوند را در پی‌خواهد داشت و بر طبق روایات معصومین علیه السلام خداوند اراده کرده است تا از طریق امام حسین علیه السلام بندگانش را مورد لطف و رحمت ویژه خود قرار دهد‌.
البته قاعده (الّا ما رَحِمَ ربّی) برای تمام کارهای دیگری که در سخن معصومین علیهم السلام بیان شده است که باعث مورد رحمت واقع شدن شخص می‌شود برقرار است و موجب کنترل و اصلاح نفس شخص و سیر دادن نفس او از امّاره به مطمئنه خواهد شد.
برخی از این کارها (به جز خدمت به دستگاه سیدالشهدا و شرکت در عزای حسینی و زیارت حضرتشان) که باعث نزول رحمت خداوند می‌شود، بر طبق بیانات حضرات معصومین علیهم السلام عبارتند از:
۱- خدمت به والدین.
۲- ذکر نعمات الهی برای دیگران به منظور محبوب ساختن خداوند.
۳- شرکت در مجالس ذکر فضایل و احادیث اهل بیت علیهم السلام.
۴- استفاده از قاعده (ارحم ترحم - یعنی رحم کن تا مورد رحمت واقع شوی، به خصوص به زیر دستان گذشت کردن از خطاهای ایشان) که به شدّت در جلب رحمت خداوند موثّر است.
۵- نیت خیر داشتن و خیرخواهی کردن و خوش نیت بودن در قبال دیگران که در روایات ذکر شده کمتر چیزی مانند این باعث نزول رحمت خداوند می‌شود.
۶- سجده کردن (به خصوص سجده طولانی)
۷- خوش‌گمانی به خداوند و راضی بودن به تقدیرات الهی و اطمینان از اینکه خداوند برای بنده‌اش جز خیر نمی‌خواهد و اگر مشکلی هم پیشامد کرده صرقا به علت اعمال خودش است.
۸- تلاش برای تمیز کردن مسجد. (ولو اندک باشد)
۹- عیادت کردن از بیمار.
۱۰- رسیدگی‌به یتیم
۱۱- صدقه دادن (به خصوص صدقه پنهانی)
۱۲- تلاش برای رفع اندوه و گرفتاری دیگری (به خصوص اگر شخص مومن باشد)
۱۳- نماز و قرائت قرآن
۱۴- توبه و استغفار همراه با پشیمانی قلبی از گناه
۱۵- تلاش برای کسب علوم الهی و علوم اهل بیت
۱۶- شب زنده‌داری و نماز شب
۱۷- شکرگزاری کردن بعد از آنکه توفیق یافت و کار خیری کرد و آن را از لطف خدا ببیند و به خود نسبت ندهد.
۱۸- عطاکردن به کسی که تو را محروم کرده - پیوستن‌ به کسی که از تو بریده - بخشش کسی که به تو ظلم کرده (هر یک از این‌ها رحمت‌های عظیم الهی را در پی‌دارد)
۱۹- نگاه کردن زن و شوهر با دیده محبت به یکدیگر و نظر کردن فرطند به والدین با دیده محبت.
۲۰- دعا به درگاه خداوند و ذکر الهی.
۲۱- تلاش برای حفظ کردن زبان از گناهان.
۲۲- اشک ریختن از خوف خداوند و شرمندگی از گناهان.
۲۳- یادکردن خداوند در بازار که اکثر مردم از یاد خدا در آن غافلند.
۲۴- تلاش برای تربیت فرزند بر طبق آنچه خدا می‌پسندد بدون تحمیل آنچه که در توانش نیست.
۲۵- زیارت و دیدار عالم که آثار‌حیزت‌انگیزی از رحمت الهی را در پی‌دارد.
۲۶- کسی که در مشکلاتش (بیماری، فقر و...) در نزد مخلوق شکایت و شکوه و بی‌تابی نکند به شدت مورد رحمت الهی واقع می‌شود. (البته غیر از مشورت گرفتن و تقاضا از مومنین برای حل مشکلات است!)
۲۷- تلاش برای کسب روزی حلال و انفاق در حد اعتدال.
۲۸- رحم کردن به ضعیفان.
۲۹- دیدار با برادران ایمانی. (موجب نزول رحمت‌های خاص الهی می‌شود)
۳۰- صلوات بر محمد و آل محمد. (هر چه بیشتر بهتر)

برخی عواملی که در روایات معصومین علیهم السلام‌بیان شده به شدت ما را از رحمت خداوند دور می‌کنند و در نتیجه باعث بی‌پناه شدن ما در برابر نفس امّاره می‌شوند.
۱- ناراحت کردن و آزار دادن والدین‌.
۲- قطع رحم.
۳- خیانت کردن در امانت.
۴- حضور در مراسم غنا.
۵- قسم دروغ خوردن.
۶- غیبت، بدگویی، عیب‌جویی و سخن‌چینی (شدیدا انسان را از رحمت خداوند دور می‌کند)
۷- مسخره کردن و تحقیرکردن دیگران.
۹- بدی کردن به همسایه.
۱۰- شکایت کردن از خدا در پیش خلقش.
۱۱- کسی که برای بر هم زدن رابطه دو نفر تلاش کند. (به خصوص اگر آن‌دو نفر زن و شوهر باشند)
۱۲- شخص منت‌گذار
۱۳- آزردن مومن به هر نحو که به شدت انسان را از رحمت خداوند دور می‌کند.
۱۴- کسب روزی حرام‌
۱۵- شرابخوارب
۱۶- ترک نماز

این ها نمونه‌هایی بود از عوامل نزول رحمت و دور شدن از آن در روایات و سخنان معصومین علیهم السلام، عمری باشد بیشتر و دقیقتر موارد را تنظیم می‌کنم.

پنج قسمت...

قسمت اول:

مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام:إن أسرق الناس من سرق من صلاته.
به درستی که دزدترین مردم، کسی است که از نمازش بدزد.

وسائل الشیعه (شیخ حر عاملی): ج3، ص 24


قسمت دو:

امام صادق علیه السلام: ان العبد اذا عجل فقام لحاجته یقول الله تبارک و تعالی : "اما یعلم عبدی انی  انااقضی  الحوائج."
زمانی  که بنده برای رفع حاجت خود نمازش را با عجله بخواند، خداوند می فرماید: "آیا بنده من نمی داند که حاجت او را من برآورده می کنم".
امالی (شیخ طوسی): ج1، ص 664


امام صادق علیه السلام:
اذا قام العبد فی الصلاة فخفف صلاته قال الله تعالی لملائکته:

اما ترون الی عبدی کأنه یری ان قضاء حوائجه بیدغیری ، اما یعلم ان قضاء حوائجه بیدی.

هرگاه بنده برای نماز به پا خیزد و نمازش را سبک ادا کند، خداوند به فرشتگان خود می‌فرماید:

آیا به بنده من نمی‌نگرید که گویا برآوردن حاجت‌هایش را به دست کسی غیر از من می‌بیند، آیا نمی‌داند که برآوردن حوائج او به دست من است؟!

الکافی (ثقة الاسلام کلینی): ج3، ص 269


قسمت سه:

رسول خدا صلى الله علیه و آله مى‌فرماید:
«اذا فَرَغَ الْعَبْدُ مِنَ الصَّلاةِ وَ لَمْ یَسْأَلِ اللَّهَ تَعالى‌ حاجَتَهُ یَقُولُ اللَّهُ تَعالى‌ بِمَلائِکَتِهِ:
انْظُرُوا الى‌ عَبْدى‌ فَقَدْ ادَّى فَریضَتى‌ وَ لَمْ یَسْأَلْ حاجَتَهُ مِنّى‌، کَأَنَّهُ قَدِ اسْتَغْنى‌ عَنّى‌، خُذُوا صَلاتَهُ فَاضْرِبُوا بِها وَجْهَهُ».

هرگاه بنده از نماز فارغ شود و از خداوند حاجتی نخواهد، خداوند تعالى خطاب به فرشتگان مى‌فرماید:

به بنده‌ام بنگرید که واجب مرا به جا آورد، ولى حاجتش را از من نخواست، گویا خود را از من بى‌نیاز مى‌داند، نمازش را بگیرید و به صورتش بزنید.

سفینة البحار (شیخ عباس قمی): ج6، ص 309



قسمت چهار:

امام صادق علیه السلام:

ان الله - عز و جل - فرض علیکم الصلوات فی احب الاوقات الیه ، فاسئلواالله حوائجکم عقیب فرائضکم.

به درستی که خداوند نمازهای واجب را در محبوبترین اوقات واجب کرد، پس حاجات خودرا بعد از نمازهایتان بخواهید.

بحار الانوار (علامه مجلسی): ج 85، ص 324



قسمت پنجم:

رسول خدا صلوات الله علیه و آله:

«مَنْ اَحْدَثَ وَ لَمْ‌یَتَوَضَّأْ فَقَدْ جَفانى وَ مَنْ اَحْدَثَ وَ تَوضَأَ وَ لَم‌یُصَلِّ رَکْعَتَیْنِ فَقَدْ جَفانى وَ مَنْ احدثَ و تَوَضَّأَ و صَلّى رَکْعَتَیْنِ وَ دَعانى وَ لَمْ‌اَجِبْهُ فیما سَأَلَنى مِنْ اُمُورِ دینِه وَ دُنْیاهُ، فَقَدْ جَفَوْتُهُ وَ لَسْتُ بِرَبٍّ جاف»

کسى که وضویش باطل شود و تجدید وضو نکند، به من جفا کرده است

و نیز اگر وضو گرفت و دو رکعت نماز نخواند باز هم به من جفا کرده است

و اگر وضو گرفت و نماز خواند و دعا کرد درباره امور دین و دنیایش، و او را پاسخ ندادم، من به او جفا کرده‌ام

و من پروردگار جفا کارى نیستم!!

میزان الحکمه (ری شهری): ج13، ص 231